زیارت عاشورا شناسنامه انسان
شب دوم محرم
(( بسم الله الرحمن الرحیم ))
زیارت عاشورا آیینه ای است که هر مومنی درآن نگاه کند، بوضوح شخصیت اهلبیت را می بیند .
این دعا چکیده ای از همه عقاید شیعه اصیل و ناب معصومین است .
اساس زیارتنامه بر دو بحث کلی «محبت خدا ودوستان خدا» و« دشمنی دشمنان» خداست .
در طول تاریخ و در حال حاضر هم هر کس از مسیر مستقیم انحراف دارد، قطعا به دلیل کمبود و یا زیادی یکی از این دو مهم است .
دشمنی دشمنان خدا باید در شخصیت فرد به صورت متعادل برقرار گردد. و اگرغیر این باشد از صراط مستقیم به همان اندازه انحراف خواهد داشت.
این موضوع در همه مسائل اعتقادی، سیاسی و هر چیز دیگر وجود دارد. فرقه های مختلفی که بوجود آمده اند،
همه نسبت به این دو مسئله، کم و زیاد داشتند و به این شکل در آمده اند .
لذا برای کامل شدن ، لازم است که ما زیارت عاشورا را بشناسیم و بعد بخوانیم .
این دعا ذکر نسبتا مفصلی است که در روضه ها خوانده می شود و چون حوادث کربلا را به ذهن آدمی می آورد،
مردم راحت گریه می کنند. از اینروآنرا شبیه روضه می دانیم ، در حالیکه اینطور نیست .
زیارت عاشورا سند عقیده ماست . بعد از حکومت شش ماهه امام حسین (ع) هیچ حکومتی بر اساس عقاید شیعه شکل نگرفت .
البته یک و یا دو مورد در تاریخ وجود داشته اند، اما باز هم اساس آنها شیعی نبوده است. مثل دوران صفویه در ایران که با آ نکه مذهب رسمی در کشور را شیعه اعلام کردند، اما اصول و پایه واقعی بر این مبنا نبوده است .
تا انقلاب اسلامی ایران که امام خمینی(ره) بر پا کرد . و از سال 1342 تا 1359 این انقلاب و تحول به طول انجامید .
از بعد از حکومت امام حسن مجتبی (ع) تا این تاریخ چنین دگردیسی در ازمنه وجود نداشته است .
در این نظام هم کسانی هستند که با حق فاصله زیادی دارند و در این قضیه مشکل دارند . خصوصا در «تبری». یعنی اعلام دشمنی با دشمنان اهل بیت (ع) .
و بهانه شان هم این است که شیعه و سنی باید با هم وحدت داشته باشند . در حالیکه ما در اعتقادات خود چنین چیزی را نداریم .
حرفی که امروزه مرتب به رخ کشیده میشود و افکار منحرف از آن دم می زنند، اینست که از زمان حکومت خلفای راشدین (یعنی از سقیفه بنی ساعده که حق امیرالمومنین (ع) را غصب کردند)، تا قرن هفتم ، دموکراسی اسلامی بود.
یعنی مردم خود می خواستند و دوست داشتند و بر حق بوده است . و این نقطه مقابل زیارت عاشوراست .
در این دعا داریم :«الهم العن بنی امیه».
بنی امیه تنها چند صد سال اول بودند و بعد ازآنها بنی عباس با رضایت مردم برروی کارنیامدند. کسانی بودند که حق را غصب کردند و مورد لعن اهل بیت (ع) بودند. و معصومین در ضعف و مظلومیت بودند و کاری نمی توانستند انجام دهند .
اوج این تضاد با حکومت، در قیام امام حسین (ع) نمودار شد . که تابلوی این قیام در زیارت عاشورا و حرکت و شخصیت ایشان است .
امام حسین (ع) توسط بنی امیه (همان کسانی که حال در جامعه ما خیلی ها می گویند اینها با رای مردم بر سر کار آمدند) به شهادت رسید . اینها ملاک های اسلامی نیست . اگر مشکلات سیاسی حال حاضر را ریشه یابی کنیم ، در حزب و جناح و مانند آنها نمی گنجد.
بلکه این مشکلات در عقیده افراد است . که طرف، دشمن اهل بیت را دشمن خود می داند یا نه ؟ یا بر این باور است که همه دوست هستند؟! افکار منحرف می گویند همه دوستند و دشمنی نیست. ما با دشمن گفتگو می کنیم بلکه دوست شود.
مثلا با آمریکا و گروهای مخالف مذاکره کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم .
اما دراساس حکومت شیعه این نظرها جایگاهی ندارد. بلکه : (( اشداء علی الکفار رحماء بینهم ))
ما دشمن رسمی داریم که باید به شدت با او برخورد کنیم .اما بین خودمان اینگونه نیست. بلکه با عطوفت و مهربانی است .
یعنی خودی ها یک طرف و غیرخودی ها درطرف دیگرند. هر کس ممکن است باشد . ممکن است به ظاهر شیعه یا مسلمان باشد و ممکن است غیرمسلمان باشد و ایرانی یا غیر ایرانی باشد. بهر حال فرقی نمی کند .
مهم این است که ما دین خود را با این دو معیار کلی همیشه بسنجیم و ارزش گذاری کنیم و حقانیت و برصراط مستقیم بودن خود را پیدا کنیم که آیا درهر زمانی ما دشمنی داریم یا نداریم ؟
اگر هیچ عدوی پیدا نکردیم ، باید ضعفی در ما وجود داشته باشد و از آن طرف اگر هیچ دوستی نداشته باشیم ، باز هم ضعیف هستیم .
جمهوری اسلامی ملاک خوبی است . از زمانی که این انقلاب رخ داد ما تنها ی تنها نبودیم . یعنی دوست داشتیم . اما دوستان ما کشورهای مظلوم و فقیر و تحت فشار کشورهای قدرتمند بودند. مثل کشورهای آفریقایی یا لبنان و افغانستان و فلسطین و...
از سوی دیگر ما بدون دشمن هم نبودیم . از همان روز نخست با ما دشمنی وجود داشته تا همین الان .
درسی که از زیارت عاشورا می گیریم و لازمه زندگی است ، اینست که این دو در زندگی و شخصیت و افکار یک شیعه باشند .
اگر امام صادق (ع) قیام نکرد وفقط درس و بحث وحدیث وروایت را به انجام می رسانید به این معنا نیست که امام صادق (ع) دشمن نداشت. از زمان ولایت امام سجاد (ع) به بعد، سکوت و تقیه کردند و در آرامش سیاسی این مسیررا طی نمودند و در زمان امام رضا (ع) و حضرت جواد (ع) شرایط خیلی سخت شد و مجبور شدند وارد دستگاه حکومت غاصب شوند .
امام رضا (ع) ولیعهد مامون عباسی شد . مامون کسی است که ما در زیارت عاشورا لعنش می کنیم و اینها جزوغاصبان اهل بیت (ع) هستند. جزو کسانی که ظلم کردند. ودرعبارتهای مختلف در زیارت عاشورا این پایمال شدن حق را می بینیم .
در هرصورت در تمام شرایط سخت از زمان امام زین العابدین(ع) تا امام حسن عسگری (ع) هیچ کدام دست به شمشیر نبردند، اما دشمن داشتند .
غیر ازاین دعا، اذکار مختلف دیگری هم وجود دارد که دشمن خود را لعن کردند و گاهی هم مجبور شدندو علنا به خود دشمن گفته اند .
همه اهل بیت(ع) و به صورت اخص حضرت جواد (ع) ، صراحتا به خلیفه وقت اعلام کردند که جای حق را اشغال کرده است.
خود خلیفه هم این موضوع را خوب می داند که او پسر رسول الله است و حق با آل محمد است و هم قرآن و هم پیغمبر فرموده اند و تمام اسناد را رو کردند . ولی آنها تضییع کردند و کسی که غصب بر خلافت الهی می کند، لعنت خدا بر اوست .
داشتن دوست و دشمن به یک اندازه باید باشد. این از ملاک هایی است که عقیده شیعه را پا برجا نگه می دارد .
هیچ عالم درجه یک شیعه را در طول تاریخ پیدا نمی کنیم که بدون دشمن باشد. خیلی ها به شهادت رسیدند . یعنی دشمن خیلی جدی و مستحکم بوده است و این چیزی است که در زیارت عاشورا به عنوان اولین و کلی ترین و ریشه ای ترین درسی است که می گیریم .
اما زیارت عاشورا چهارده قسمت دارد . بخش اول سلام است . سلام هایی که خدمت امام حسین (ع) می دهیم .
بخش دوم بیان این قضیه است که کشته شدن امام و یارانش و اسارت خانواده اش یک اتفاق معمولی که ممکن است برای هر انسانی بیفتد، نبود. بلکه این حادثه از هر لحاظ فرق می کند. هم از لحاظ نسب که به پیغمبر می رسد و هم از این جهت که این خاندان از جانب خدا حق حکومت داشتند و جزء آل الله بودند و عصمت داشتند و هم اینکه از نظرعلم و تقوی، حتی به شهادت دشمنانشان از همه برتر بودند .
دیگران ظلم و خطای شخصی و اجتماعی مرتکب می شدند اما آنها هر گز به چنین لغزشی نمی افتند. در تاریخ نداریم که یکی از اصحاب و یاران نزدیک و یا امام حق کسی را ضایع کرده باشد . اینها عدالت داشتند و در زیارت عاشورا بیان می دارد که این مقام را دارا بودند و به شهادت رسیدند ومصیبتشان با همه مصایب متفاوت است .
مظلومیتشان تنها به این دلیل نبوده که با تعداد هفتاد و دو یار در مقابل یک سپاه هزاران نفری ایستادند. این فقط یک جنبه از این مظلومیت است .
سی هزار نفراز بدترین و فاسدترین آدم ها در مقابل هفتاد و دونفر ازبهترین انسانها . ظالم ترین آدم ها در لباس مسلمانی . اما در مقابل عالم ترین و با تقواترین انسانها . آنها همه دنبال مقام و دنیا و آسایش دنیایی خود بودند. اما این ها برای خدا قیام کردند و این موارد همه در زیارت عاشوراهست و بیان می کند که وقتی چنین اقلیتی ، ناجوانمردانه به این طرز فجیع شهید می شود، این مصیبت برای همه عالم سنگین است. چه درک کنند و چه درک نکنند .
دل همه می گیرد ، اما دلیلش را نمی دانند و می گویند دل گرفته است. اینکه مسلمان باشند یا غیر مسلمان فرقی نمی کند و هر کاری میکنند که این حالشان عوض شود . اما دلیل این غصه را نمی دانند . در اینجا گفته می شود دلیل این غصه این شهادت مظلومانه است که همه چیز را فراگرفته , اگر رنگ آسمان قرمز شود، همان اشک آسمان است که ما نمی بینیم. گاهی اشک آسمان آب باران است که همه آنرا می بینند.
گاهی واقعا باران قرمز می بارد اما صدها دلیل علمی برای آن نوع باران مطرح می کنند. اما درواقع آسمانهاهم به موقع عزاداری می کنند . همه طبیعت و زمین و آسمان و همه چیزهایی که بین خلایق هست، مصیبت امام حسین(ع) برایشان سنگین است.
اگر کمی فکر کنیم و اعتقاد داشته باشیم ، می پذیریم که اگر امام حسین (ع) به شهادت نمی رسید و حکومت می کرد، راه هدایت برای مردم مشخص می شد و ظالمان آن زمان و زمانهای بعدی از بین می رفتند و مردم در آسایش و رفاه زندگی می کردند.
اما این واقعه تنها با انسانها ارتباط ندارد .
همه طبعیت گیاهی جهان به هم خورده است . گیاهان انرژیی را که باید، تولید نمی کنند و ثمری را که باید، نمی دهند. خیلی از نسل های متنوع گیاهان از بین رفته است . چرا ؟
چون انسانها منحرف شدند و بخاطر خودخواهی ، به طبعیت فشار آوردند و جنگلها را از بین بردندو یا جابجایی هایی در ساختمان سازی و آزمایش های اتمی و کارهای دیگر کردند که حتی به گیاهان هم ضرر رسید .
نسل های زیادی از جانوران منقرض شده و در آسمان تعادل سیارات به هم خورده و چرخشهای مدارات فرق کرده است.
روزها و ماهها و سال ها را حتی با ساعتهای اتمی هم نمی توانند دقیق بسنجند. چون مدارات آن طور که باید حر کت نمی کنند.
زیرا عاملی روی همه اینها تاثیر گذاشته است که آن چیست ؟ مصیبت امام حسین (ع). (اگر چه کسی این امر را درک نمی کند .)
این انحراف ، ریشه تاریخیش این است که روزی حق از حقدار گرفته شده است . محقی که عالم و توانا بوده و می توانسته حکومت کند اما انسانی بی لیاقت را جانشین او کردند و از آن به بعد فساد را بین مردم رواج دادند .
اروپایی ها سگ را بیشتر از انسان دوست دارند. در انگلیس از مردم نظرخواهی کردند. هشتاد درصد آنها وقتی به سفر می روند دلشان برای هیچ فردی از خانواده تنگ نمی شود. از آن میزان، بیست درصد برای گربه و هشتاد درصد برای سگ خود دلتنگی می کنند !
چه کسی این تعادل را بهم زده است ودیگر هیچ تعادلی وجود ندارد؟
در نهایت انسان است و محبت دارد. اما محبتش را به یک انسان دیگر و حتی به خانواده خودنمی تواند برساند. ولی به یک حیوان ابراز
می کند. البته این فقط کم آوردن راه است و گرنه می دانند که سگ نمی تواند پذیرای محبتی باشد. سگ با شخصیت انسان فاصله زیادی دارد.
همه چیز تعادلش به هم خورده است . و این از جایی نشأت می گیرد. و آن هم مقابله ظالم و متکبر با «غدیر» است .
قبل از اسلام هم همینطور بوده است . حضرت موسی (ع) وقتی برای مدتی قوم خود را ترک می کند، سامری با یک گوساله ، مردم را منحرف می کند .
اما وقتی اسلام ظهور می کند، به لطف خداوند ، قبل از هر چیزی حساب مردم را صاف می کند و سفارش می کند که به دنبال دین باشید تا همه مشکلات حل شود . اما از آن به بعد اگر ظلمی شود( که شد) ، دیگر مسیر منحرف می شود و پیامبری نیست .
بعد از حضرت رسول (ص) ائمه می آیند. اما امام اول را هم به شهادت می رسانند، آن هم بعد از بیست و پنج سال که حقش را نمی دهند و بعد هم در یک اجبارات سیاسی قرار می گیرد و پنج سال حکومت می کند و بعد به شهادت می رسد .
امام حسن(ع) شش ماه حکومت می کنند و در طول حیاتشان ، سراسر رنج و مصیبت و شکنجه های روانی و محاصره های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی بوده است و نهایتا به شهادت می رسند . بعد ایشان امام حسین (ع) که هفت یا هشت سالی هم در محاصره بوده اند ، از شر این مردمان فرار می کنند تا مردم را ارشاد کنند. آدم های مختلفی می فرستد تا بلکه این جماعت از خواب غفلت بیدار شوند . اما حاصلی ندارد و نهایتا ایشان نیز به شهادت میرسند. بعد از آن هم که دیگر ائمه بعنوان عالِم شناخته می شوند . یعنی پیداست که حق از همه اهل بیت ضایع شده پس مسیر منحرف شده است .
فرق شهادت امام علی (ع) و امام حسین (ع) این است که امام علی (ع) در قضایای سیاسی و پیچیدگی خاص جامعه به شهادت رسیدند. حاکم اسلامی بودند. اما وقتی نوبت به امام حسین (ع) می رسد، امام را بعنوان کسی که از دین خارج شده و کسی که جای امام را غصب کرده و بعنوان مرتد و اینکه باید کشته شود و تا کشته نشود اسلام نجات پیدا نمی کند، می شناختند .
حال این ترور شخصیت توسط کسی است که جای امام حسین (ع) را غصب کرده است .
به این دلیل کشته شدن امام حسین(ع) بسیار سنگین است و مصیبت بزرگی است برای همه عالم . در درجه اول انسانها و بعد طبیعت و آسمانها و زمین و حیوانات و گیاهان خسارت دیدند . یعنی اگر انسان کامل بر کره ی زمین حکومت کند، همه چیزی سرجایش خواهد بود .
یک بحث معنوی اینجا مطرح می شود که عذاب الهی یک فرد خاصی را مدنظر دارد و قهر خداوند شامل حال جمع زیادی میشود و همه را از بین میبرد .
مثلا در یک کشور اسلامی وقتی اروپاییان برای تفریح به سواحل آسیایی و گرم آن می آیند، سه متر برف می آید . اینها دلیل معنوی و پشت پرده دارد. دلیل مادی آن است که کسی که حاکم برجهان است ، زور می گوید و همه چیزی را بهم زده ومی خواهد بمب اتم داشته باشد و برای رسیدن به آن صدها آزمایش هسته ای انجام میدهد و این آزمایشات جو را تحت تاثیر قرار می هد و پدیده های عجیبی را باعث می شود.
چندین میلیون خودرو تولید می شود ، چون می خواهند پولدار شوند. ماشینها زمین را آلوده می کنند، آب و هوا تغییر می کند، فصل ها بهم میخورند . اینها برای این است که جابجایی نادرست بوده است.
حال اگرکسی انسان کاملی رابکشد، آن هم اینقدر مظلومانه ، باید هم به این مصیبتهای بزرگ دچار شد . به همین خاطر همه ادیان می گویند یک مصلح و کسی که روزی به زندگی سلامتی بخشد، وجود دارد و همه به ظهورمنجی و امام آخر الزمان قائل هستند . و هر دینی برای آن نامی گذاشته است . اما آنهایی که کجروی می کنند ، خودشان هم خوب می دانند که رئیس جمهور و بقیه سران آنها ناحق بوده اند و اصلا لیاقت نداشته اند . رئیس جمهوری که پنج دقیقه هم نتواند برای مردم شفاهی صحبت کند، چگونه توانایی حکومت دارد و و لایق این پست و مقام است و حال آنکه خود اختیاری ندارد و از پشت پرده دستور می گیرد .
شناخت امام زمان (عج) بستگی به شناخت دشمنش دارد . باید یزید عصر خود را بشناسیم . و اگر این آگاهی را نداشته باشیم ، ما هم در جناح مخالف قرار می گیریم .
صبح ظهور نزدیک است . شاید همین اولین جمعه ندای «انا المهدی» را بشنویم . ما باید ایشان را بشناسیم و این طور نیست که یکباره آسمان شکافته شود تا همه بفهمند که امام زمان ظهور کرده اند .
مثلا در افغانستان چندین دفعه قیام شد . اول که بدست شوروری و بعد شاه مسعود آمد. بعد اسماعیل و بعد ربانی و سپس طالبان وبعد امریکا و ... در عراق هم همین اتفاقات افتاد. قبل و بعد از صدام ، سه یا چهار نفر قیام کردند. مثلا یکی صدر بود که حرم امیرالمومنین (ع) را محافظت می کرد و مانع ورود آمریکایی ها به حرم شریف شد. او از حرم امام علی (ع) شروع به قیام کرد. امام زمان (عج) از جایی دیگر، از یمن و یا مکه شروع می کنند . در ایران هم همینطور . اینجا منطقه ای است که مربوط به ظهور امام زمان (عج) می شود .
امام زمان هم یک روز می آید و حرف می زند و عده ای طرفداری می کنند و درگیری بوجود می آید . نه اینکه یک شخصیت عجیب و غریب باشد و هیکل عجیبی داشته باشد. اینگونه نیست ولی عصر (عج) هم یک انسان کامل است که از بین همین مردم قیام می کنند و یارانش هم از بین همین مردمند . اگر بیاید ما نمی دانیم که کدام است و اخبار ممکن است گوناگون باشد. آنکه باید بشناسد ما هستیم و برای شناخت امام عصرخود باید دشمن او را بشناسیم تا هر جا لازم باشد با او دشمنی کنیم و در غیر اینصورت دین ما ناقص است و نتیجه هم این است که امام زمان را تشخیص نخواهیم داد .
اگر ایشان در طول عمر ما تشریف بیاورند فبه المراد و گرنه ما با دین شیعه از دنیا نرفته ایم . باید عقایدمان را کامل کنیم تا امام خود را بشناسیم . شناخت امام زمان به شناخت خودش وشناخت دشمنش بستگی دارد .
زیارت عاشورا این آموزش را به ما می دهد .
امید است که زیارت عاشورا را به عنوان یک دعایی که می شود با آن تضرع کرد نگاه نکنیم . بلکه درس ها از آن یاد بگیریم .
فراز اول این زیارت سلام بر امام حسین (ع) است با صفات مختلف و نَسَب های مختلفی که ایشان دارند، تا شخصیت همه جانبه امام را بشناسیم و بدانیم که به یک شخصیت معمولی سلام نمی کنیم . بلکه به پسر رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) و حضرت زهرا (س) که خون خداست سلام می کنیم و در قسمت دوم هم بحث مصیبت را بیان می کند که امام حسین ( ع) چون از همه شخصیتها بالاتر است و انسان کاملی ست ، مصیبیت او هم از همه برتر است . که فقط متعلق به انسانها نیست ، بلکه همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد.
تا وقتی که امام زمان (عج) بیاید و حق را به حقدار برساند تا همه چیز به شکل تعادل خود باز گردد .
والسلام
 

جمعه ششم 10 1387

برگرفته ازسایت ظهور
www.zohoor.ir

هدف از خلقت و زیارت عاشورا
( شب اول محرم)
(( بسم الله الرحمن الرحیم ))
خداوند برای اینکه زندگی ای که خود به انسانها بخشیده است را هدفمند کند، دین را قرار داده است .
انسان مانند همه موجودات دیگر یک موجود زنده است که اگر فکر نکند، بزرگترین ضرر را خواهد کرد و بعبارت بهتر عقل دارد و اگر استفاده نکندو هیچ دلیلی برای زنده ماندن پیدا نکند، به همه اعتراض می کند که :« چرا من به دنیا آمده ام ؟»
و گرفتار چراهای متعدد و مصیبت شومی خواهد شد .
اما اگر کسی بفهمد دلیل بودنش در این دنیا چیست ، در اصل هدف را دیده است .
خداوند در انسانها کششی قرار داده است که روی خودشان را بسمت آن هدف می کنند و بسمت آن در حرکتند.
مانند آهنربایی که به یک آهن در جهت درست گرایش دارد و می چسبد . ولی اگر این آهنربا با هدف زندگی تنظیم نشده باشد، با چالش برخورد خواهد کرد ودر چاههای مادی و معنوی سرخورده و معترض می شود .
اما انسانهایی که هدف را پیدا می کنند، مثل اینست که آهنربا به طرف آهن جهت داده می شود و خود بخود به او خواهد رسید .
گرایش انسان به «فطرت»، ربایش اصلی درون ماست که هر جا هدف را ببیند ، ما را به آن سمت می کشاند .
واسطه و فاصله بین هدف و فطرت ما «دین» نام دارد . که خدای متعال قرار داده که انسانها حتما از فطرت استفاده کنند که بنا بر همان سرشت به سمت مقصدی بروند و به آن برسند . این مقصد نهایی دین است و دلیل وجودی پیامبران هم بهمین امر است .
از زمان خلقت اولین انسان (آدم ابوالبشر) تا آخرین پیامبر، همه بر همین اساس بوده است .
بر اساس داستان خلقت ، آدم وحوا در روایتی دارای دو پسر و در روایتی دارای دو دختر و دو پسر هستند.
وحی بر حضرت آدم نازل می شود که به دو پسر خود بگوکه برای خداوند قربانی کنند .
دستور اجرا می شود. در این ذبح فقط قربانی هابیل پذیرفته می شود ولی قربانی قابیل رد می شود.
این اولین خطای انسان بود بر زمین که از خداوند اطاعت نکرد و به خطای دوم افتاد و برادرش را کشت .
وحی بعدی آمد که پیچیده تر و بیشتر بود که یکی بد است و دیگری خوب. هابیل و هابیلیان خوب هستند و قابیل و قابیلیان بد.
هر کس اینطور زندگی کند و اعمالش را تنها برای خدا انجام دهد، مومن است. اما آن دیگری مومن نیست.
به مومن می گوید که احتیاط کن که آنگونه نشوی ، و به دیگری تشر می زند که سریع توبه کن وگرنه بعد از مرگ آتش جهنم سزاوار و شایسته توست .
اینها ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند و تعداد انسانها زیاد شد و بمراتب تعداد انسانهای خوب و بد افزایش یافت
و بهمین اندازه ی تصاعدی، تعداد کارهای خوب و بد فراوان گشت و به تناسب این کارهای خوب و بد و این انسانهای زیاد ،
اوامر و نواهی خدا بیشتر شد و بشر کارهای مختلفی در مقابل خداوند انجام داد .
وحی می شد که چه چیز درست است و چه چیز غلط . موردی اضافه و دیگری کم می شد .
بهمین ترتیب روند رشد انسانها پیش رفت و نسل انسانها بر زمین زیاد شد و امر الهی کامل و کاملتر گردید.
اما همه این اوامر و نواهی ، همان دستور اول را بیان می کنند. یعنی :« تقرب الی الله »
چون تعداد انسانها ، کارها ، افکار و راهها افزایش یافت ، خداوند اوامر خودرا بیشتر و کاملتر کرد تا به پیامبر اکرم ( ص) رسید
که دستورات تمام و کامل شد . همه برنامه ها و فرمانهایی که لازم بود تا بدست انسان برسد، در روز یوم الغدیر ( الیوم الاکبر ) کامل گردید .
رسول اکرم (ص) بعنوان پیامبرآخرالزمان و آخرین نبی، هر چیزی که لازم بود یک انسان بداند تا به هدف برسد و راه خود را گم نکند و به پوچی نگراید و دنبال هر کسی براه نیفتد و از عقل و استعداد خود کاملا استفاده کند، همه را بهمراه خود آورد.
همه در قرآن جمع آوری شد . اینها دستوراتی از طرف خدا بود تا انسانها به آن عمل کنند .
اما قطعا عقل ما هم این مطلب را تایید میکند که بعضی ها انجام نمی دهند و بعضی نه تنها انجام نمی دهند، بلکه از انجام دادن دیگران نیز ممانعت می کنند. برخی دیگر که از آنها هم بدترهستند، راهی را که خود خواستار آنند، پیش پای دیگران می گذارند که هیچگاه به حقیقت نرسند. یعنی دین های دروغی درست می کنند .
بهمین دلیل دین ، مجری می خواهد و باید این مجری ازجانب خدا منصوب شود و اگر غیر از این باشد ، چیزی را به مردم تجویز و اجرا
می کند که خود می خواهد و مردم را به هدف اصلی نمی رساند و دچار گمراهی می کند.
متاسفانه اکنون تمام جهان بجز نقاط خاصی همینطور است . رهبران مردم را بسمت خدا نمی برند، بلکه بسمت خود می کشانند و
می خواهند که مردم آنها را پرستش کنند . حال یا بت است یا چیز دیگر . سازنده بت قویتر از خود بت است.
داستانهای زمان پیامبران گذشته و قبل از مبعوث شدن آنها گواهی بر این امر است که مردم در آن زمان یک سری بت را می پرستیدند.
ولی خوب که دقت کنیم متوجه می شویم که در واقع بت ساز را پرستش می کردند .
افرادی شبانه بتها را می ساختند برای اینکه مردم تحفه ای بیاورند تا آنها بتوانند زندگی خود را ادامه دهند و مردم هم غافل بودند.
درحال حاضرهم همینگونه است. خیلی از رهبران دقیقا این رفتار را درپیش گرفته اند.
کسی را برای حکومت و ریاست و صلح قرار می دهند که ساخته شده دست دیگران است و او خود کاره ای نیست.
کسی او را در آن مکان قرار داده تا معبود و کعبه آمال شود. این موضوع در همه تاریخ وجود داشته است .
از زمان قابیل شروع شده و تا امام زمان (عج) بیاید و این قائله را ختم کند و بر همه جهان حکومت کند و عدالت را به جای ظلم برقرار کند و مردم بفهمند که زندگی بر زمین بهشت است و مردم با هم برادر شوند و کسی حق دیگری را نخورد و تهمت ودروغ از جامعه جمع شود و کسی که مرتکب این اشتباهات شد بین خودش و خدا توبه می کند، ادامه خواهد داشت.
در هر صورت دین الهی با آمدن آخرین پیامبر الهی تکمیل شد و در قرآن موجوداست و این دین مجری می خواهد.
مجری یعنی خلیفه و کسی که خلافت می کند و صاحب حکومت است.
پیامبر اکرم (ص) هم البته اینگونه بود. اما وقتی قرآن تکمیل شد، پیامبر چند روز بعد ، از دنیا رفت .
یعنی از غدیر تا آخر ماه صفر.
کسی که بخواهد همه خواسته های خدا را برای مردم اجرا کند، ولی و خلیفه خدا و جانشین پیامبر (ص) است و این ولی ووصی کسی نیست جز امیرالمومنین(ع ). که ملعونان راه را منحرف کردند و نگذاشتند ایشان خلافت کنند .
افرادی آمدند و خواسته های خود را به مردم تحمیل کردند و این تحمیل بیست و پنج سال به طول انجامید و بعد از این دوران ، همان انسانها در شکل دیگر و در پیچیدگی های سیاسی خاصی، به حضرت تحمیل کردند که خلیفه شود .
امیرالمومنین (ع) فرمودند که شما بدنبال خلافت و عدالت من نیستید . شما می خواهید به مقاصد و اهداف خود برسید و من را برای رسیدن به آرمانهایتان مناسب می بینید و بزور و آزار شما پذیرفتم .
و آ نها هم تحمل نکردند و امام شیعیان را به شهادت رساندند .
بعد از ایشان امام حسن (ع) مطابق وصیت پیامبر و دستور خدا به امامت رسید و همه مسلمانان و حتی غیر مسلمانان ایشان را قبول داشتند و اعتقاد و اطلاع داشتند که بعد از پیامبر دوازده نفر که اولین آنها امام علی (ع) و بعد از آن فرزندان ایشان مسیر هدایت را ادامه می دهند . ولی امام حسن (ع) را هم بیش از پنج یا شش ماه تحمل نکردند و مجبور به صلح کردند و بعد صلح و سازش را پایمال کردند و نهایتا ایشان را هم به شهادت رساندند .
امام حسین (ع) بمراتب شرایط سخت تری داشتند و متحمل فشارهای زیادی شدند .
محاصره اقتصادی و فرهنگی و ابزارهای فشار دیگری بر روی حضرت وارد شد و در آخر از ایشان خواستند که تسلیم سیاست حاکم شود و به تمام مسلمانان اعلام کند که خلیفه بر حق یزید ملعون است .
حضرت زیر بار این ذلت نرفت و فرمود : شما راه را منحرف کردید و در امت رسول الله فساد ایجاد کردیدو کارهای ناشایست انجام دادید. من نه تنها با شما بیعت نمی کنم بلکه با این روند هم مقابله می کنم.
تصمیم گرفتند حضرت را درهمان مدینه به شهادت برسانند، که امام شبانه به خانه خدا پناه بردند و چون آن منطقه ی امن الهی بود و ملعونین ظاهرا قبول داشتند ، آنجا را محاصره کردند. خواستند که امام را در لباس احرام و در حال طواف به شهادت برسانند که امام متوجه این قائله شد و همان موقع فرمود که من نیت خود را تغییر می دهم و خارج می شوم و ایشان خارج شدند و هر کس که همراهش بود راهی کوفه شد و به این علت به سمت کوفه حرکت کرد.
کوفیان اعلام کرده بودند که از ایشان حمایت می کنند و از او خواستند که به کوفه بیاید و حکومت پدرش را زنده کند.
اعلام بیعت کرده بودند و آماده جنگ بودند و گفته بودند که سلاح هایمان را آماده میکنیم و تو تا به کوفه برسی عبید الله را به قتل می رسانیم و تشکیل حکومت می دهیم و بعد حکومت یزید را از بین می بریم تا تو خلیفه بر حق شوی .
امام حسین (ع) هم با تکیه برقول آنها به سوی کوفه روانه شد .در چنین روزی که امام برای حرکت آماده شد پیغام رسید که مسلم بن عقیل را در کوفه به شهادت رساندند .
مسلم که قرار بود مقدمات حکومت را برای امام فراهم کند، بمحض ورودش به کوفه پنج هزار نفر با او بیعت می کنند و او هم نامه ای برای امام می نویسد که پانزده هزار نفر با شما بیعت کردند و شمشیرها آماده است و شرایط برای آمدن شما مهیاست.
مسلم نامه را می فرستد، ولی این بیعت تا شب همان روز بیشتربه طول نمی انجامد.
به دلیل حکومت نظامی و ترسی که در دل مردم ایجاد کردند، بسیار ی از بیعتها شکسته شد و کسانی که می خواستند به مال و مقامی برسند وقتی تنها شدن امام را دیدند، پا پس کشیدند .
مسلم با دیدن این وضعیت قصد نوشتن نامه ای برای میکند تا امام به کوفه نیاید.اما او را به شهادت می رسانند و حالا خبر شهادت خود او به امام می رسید . و این پیامی به مراتب بدتر از نیامدن امام است که وضعیت کوفه آنقدر خراب است که نه تنها از او حمایتی نمی کنند بلکه فرستاده و پسر عموی او را هم به شهادت می رسانند . و این شرایطی است که برای حکومت حق پیش آمده تا مردم به سمت دین الهی حرکت نکنند .
اعتقاد به این وضعیت و حقانیت ولی خدا ، غلط و باطل بودن مسیر دشمنان امام حسین (ع)، این مسیر از ابتدا ، از آدم (ع) گرفته تا قیامت و امام زمان (عج)، کل این معارف بصورت فشرده در زیارت عاشورا موجود است .
زیارت عاشورا از صفر تا صد همه چیز را گفته و جزء اذکار بسیار قدرتمند عرفانی است .
ولی نسبت به آن غفلت می شود و فقط بعنوان یک دعای جمعی خوانده می شود. در صورتی که جزء ذکرهای بسیارتاثیرگذار است که راههای مادی و معنوی بزرگ را براحتی باز می کند .
پس ما اگر بخواهیم این مسیر طولانی هدایت (که اینهمه به درازا کشیده اند تا بلکه انسانها به خود بیایند و جذب شوند)،را طی کنیم ، این را باید بدانیم که دانستن اینهابه فهم زیارت عاشورا بستگی دارد .
هم راه حق و حقیقت را به ما نشان می دهد وهم راه باطل را به ما می شناساند که ما در دام آنها گرفتار نشویم .
یزیدِ هزار و چهار صدسال پیش ، در دوران حاضر هم وجود دارد. در صد سال گذشته هم بوده و در صد سال آینده ( پیش از ظهور امام زمان
(عج) ) هم خواهد بود و ما باید بشناسیم و قدرت تشخیص داشته باشیم که حسینی باشیم و نه یزیدی .
والسلام

جمعه ششم 10 1387
X