مردم ایران

85 درصد شرکت ووووووووووووووووووووووی

دمتون گرم چشم استکبارو کور کردید

همچنین برامنتخب مردم آرزوی پیروزی رو دارم

آمین

دسته ها : انتخاب دهم
شنبه بیست و سوم 3 1388
  • ابتدا یادوخاطره امام راحل رودرروز رحلتشون زنده نگه می داریم
  • اماما یادت گرامی و.راهت پررهرو. 
  • این آمارروز پنج شنبه 14 خرداد تا ساعت 16:40دقیقه است. 
  • رای شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم به کدام کاندیدا می باشد؟
    • محمود احمدی نژاد
    • تعداد: 13596
    • درصد:(62.53%) 
    • میر حسین موسوی
    • تعداد: 7168
    • درصد:(32.97%) 
    • محسن رضائی
    • تعداد: 513
    • درصد:(2.36%) 
    • مهدی کروبی
    • تعداد: 467
    • درصد:(2.15%) 

      شرکت کنندگان: 21744 نفر

    •  

    •  

    • شمام شرکت کنید

    • لینک شرکت اعضاء

    دسته ها : انتخاب دهم
    پنج شنبه جهاردهم 3 1388
    گروه سیاسی: مناظره کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که در این دوره برای اولین بار به ابتکار سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مطرح شد از فردا با مناظره مهدی کروبی و محسن رضایی آغاز می‌شود.

    به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران سیاسی، مناظره داغ‌ترین بخش تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری است و با توجه به این‌که هنوز عده زیادی از مردم در حال بررسی قابلیت‌های کاندیداها برای رسیدن به فرد اصلح هستند، این برنامه انتخاباتی می‌تواند نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در رای نهایی مردم داشته باشد.

    با توجه به فراگیری تلویزیون در کشور ما و پرمخاطب بودن این رسانه می‌توان گفت که مناظره‌های تلویزیونی حتی این اثر را دارند که قطب‌بندی و جایگاه نامزدها را به نحو محسوسی در افکار عمومی تغییر دهند. زنده بودن این مناظره‌ها هم باعث می‌شود تا کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بدون پرده در حضور مردم به دفاع از دیدگاه‌های خود بپردازند. مزیت دیگر این مناظره‌های زنده این است که هر یک از کاندیداها می‌توانند انتقاداتی را که نسبت به رقیب خود دارند در حضور وی مطرح کرده و رقیب نیز می‌تواند به دفاع از عملکرد خود بپردازد. ماحصل این تک‌ها و پاتک‌ها اگرچه ممکن است به نفع یک‌کاندیدا و به ضرر کاندیدای دیگر منجر شود، اما آنچه مسلم است این‌که مردم در چنین فضایی بهتر می‌توانند کاندیدای اصلح خود را انتخاب کنند؛ اگر هم کسانی پیش از این مناظره‌ها، کاندیدای خود را انتخاب کرده باشند بعد از این برنامه‌ها یا در انتخاب خود راسخ‌تر می‌شوند و یا در آن تجدیدنظر می‌کنند.

    انتخابات نهم و اولین مناظره‌های تلویزیونی

    سابقه مناظره انتخاباتی به انتخابات ریاست جمهوری نهم برمی‌گردد. در آن دوره که در مرحله اول انتخابات 9 کاندیدا حضور داشتند پس از مشخص شدن نتایج دور اول و راهیابی علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد به دور دوم، صدا و سیما زمینه مناظره نمایندگان این دو‌کاندیدا را فراهم کرد، به طوری که مهدی کلهر و حسین مرعشی به نمایندگی از احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی به مناظره با یکدیگر پرداختند.

    اگرچه در آن دوره، مناظره انتخاباتی به مناظره نمایندگان کاندیداها خاتمه یافت، اما 4 سال پس از این انتخابات، رئیس سازمان صدا و سیما با استفاده از تجربه به دست آمده در آن دوره، اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری دهم، رسانه ملی، 6 مناظره جذاب را میان کاندیداها ترتیب خواهد داد تا برای اولین بار کاندیداها بتوانند به صورت رو در رو با یکدیگر گفتگو کنند.

    به دنبال اعلام این مساله از سوی عزت‌الله ضرغامی، برنامه‌ای اجمالی برای تعیین زمان پخش مناظره کاندیدا تهیه شد. در این برنامه و جدول تهیه شده، 4 رنگ در جدول پیش‌بینی شد و با در نظر گرفتن هر رنگ به عنوان یک کاندیدا، زمان برگزاری مناظره‌ها میان کاندیدا‌ها، قرعه‌کشی و تنظیم شد. بر این اساس رنگ طلایی در جداول، مشخص کننده مهدی کروبی، رنگ سبز نشانگر میرحسین موسوی، رنگ قرمز نمایانگر محمود احمدی‌نژاد و رنگ آبی مشخصه محسن رضایی شد. با این توضیح و با توجه به جدول زمانی، 6 مناظره انتخاباتی میان 4 کاندیدا به صورتی که در جدول ضمیمه نشان داده شده است، خواهد بود.

    برای اجرا و مدیریت جلسات مناظره‌ها دیروز رئیس سازمان صدا و سیما، رضا پورحسین، مدیر شبکه 4 سیما را انتخاب کرد تا به عنوان یک فرد تحصیلکرده که دارای سوابق متعدد مدیریتی در شبکه‌های مختلف صدا و سیماست، جلسات مناظره‌ها را مدیریت کند.

    تردیدها در خصوص مناظره

    پس از اعلام رسمی برگزاری مناظره‌ها از سوی رئیس سازمان صدا و سیما، نامزدها یا حامیان آنها آمادگی خود را برای برگزاری مستقیم مناظره اعلام کردند به طوری که مهدی کروبی، محسن رضایی و سپس محمود احمدی‌نژاد برای مناظره اعلام آمادگی کردند، اما خود موسوی در این زمینه هنوز اعلام رسمی نکرده است؛ اما در روزهای اخیر در سطح رسانه‌ها اخباری تاییدنشده درباره احتمال برگزار نشدن مناظره‌ها لااقل به طور مستقیم مطرح بوده و هست که البته باتوجه به اعلام رسمی این موضوع از سوی رسانه ملی، مخالفت هریک از نامزدها با این موضوع می‌تواند ضربه مهلکی به آنها در سطح افکار عمومی وارد کند.



    اولین خبری که از تردیدهای نامزدها برای برگزاری مناظره‌ها مطرح شد از سوی فاطمه آلیا عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس بود که در گفتگویی با مهر از احتمال لغو مناظره نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در صدا و سیما خبر داد. وی گفته بود اخیرا با برخی پیگیری‌ها متوجه شدیم که برخی از نامزدهای انتخابات با انجام مناظره‌های تلویزیونی مخالفت کرده‌اند و به خاطر این مخالفت هنوز معلوم نیست مناظره‌ها انجام شود. پس از این مصاحبه‌ برخی افراد در گفتگو با رسانه‌های خبری ضمن مخالفت با برگزار نشدن مناظره‌ها بر ایستادگی صدا و سیما به این موضوع تاکید کردند.

    اصول مناظره

    مناظره‌های نامزدهای انتخابات به عنوان یک ابتکار نو و جدید بدون شک برای تنویر افکار عمومی و پاسخ صریح به سوال‌هایی که در ذهن مردم وجود دارد می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد، اما همین مناظره‌ها احتیاج به اصولی دارد که نامزدها باید آن را رعایت کنند؛ اصولی که به مثابه خطوط قرمز مناظره تلقی می‌شود عبارت است از: 1 استفاده ابزاری از مقدسات، امام خمینی (ره)، رهبری و ولایت فقیه، شهیدان و ارزش‌های انقلاب اسلامی 2 نادیده انگاشتن دستاوردهای مسلم انقلاب اسلامی و سیاه‌نگری 3 پرهیز از قومیت‌گرایی که وحدت ملی را خدشه‌دار می‌کند 4 ممنوعیت ورود به احوال شخصیه و حریم خصوصی نامزدها.

    اگر از این چهار مورد بگذریم قلمرو بس فراوانی برای ورود نامزدها به آنها و الزام به پاسخگویی وجود دارد که نامزدها می‌توانند از آن بهره‌ ببرند مثالی چون سند چشم‌انداز و ساز و کارهای عملیاتی کردن، اصل 44 قانون اساسی و برنامه‌های نامزدها برای اجرایی شدن آنها، تورم و راه‌حل مشخص کاهش آن، گرانی، بحران مسکن، اشتغال، امنیت اجتماعی، مبارزه با فقر، رابطه با آمریکا، انرژی هسته‌ای، آزاداندیشی، تهاجم فرهنگی و بسیاری از مسائل که نامزدها می‌توانند روی آنها مانور کنند.

    گمانه‌زنی‌ها در خصوص پیروز مناظره‌ها

    بحث مناظره‌ها این روزها این‌قدر مهم شده است که در محافل کوچک و بزرگ از خانواده گرفته تا جمع همکاران و همفکران، این‌که چه کسی پیروز مناظره‌ها خواهد بود نقل مجالس شده است. برخی باتوجه به قدرت سخنوری احمدی‌نژاد و دسترسی او به منابع و اطلاعات و آمار، او را پیروز مناظره‌ها می‌دانند، برخی از احتمال داغ شدن مناظره کروبی و میرحسین موسوی سخن می‌گویند و این‌که می‌تواند این مناظره خود ضربه‌ای باشد به وحدت اصلاح‌طلبان و برخی دیگر از مهم بودن مناظره احمدی‌نژاد و موسوی به عنوان دو قطب اصلی انتخابات 22 خرداد سخن می‌گویند که می‌تواند پیروز انتخابات را تا حد زیادی مشخص کند. این مناظره از آن جهت اهمیت بیشتری به خود می‌گیرد که بسیاری از افراد که هنوز تصمیم خود را برای رای دادن به نامزدی نگرفته‌اند و به قول معروف هنوز مرددند، منتظرند ببینند در جدال مناظره احمدی‌نژاد و موسوی کدام یک پیروز خواهد بود تا رای خود را در سبد او بریزند.

    این مسائل موجب شده است تا افکار عمومی به مناظره توجهی ویژه داشته باشند، بعید نیست که مناظره‌ها بخصوص مناظره احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی به یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های صدا و سیما در سال‌های اخیر تبدیل شود.

    دسته ها : انتخاب دهم
    دوشنبه یازدهم 3 1388
    بیان زندگی نامه و سوابق اجرایی و مدیریتی مهندس میر حسین موسوی
    به نام خدا و سلام بر دوستان
    امیدوارم در این تاپیک، بحث مفید، پر شور، سالم و سازنده ای را شاهد باشیم.

    ----------------------------------------


    زندگی نامه مهندس میر حسین موسوی



    میرحسین موسوی متولد خامنه در سال 1320 است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از آنکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است. وی در سال 1348 از دانشگاه ملی آن زمان (شهید بهشتی کنونی) در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت داشته است و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است.

    هر چند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.

    مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه‌ای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضور ایشان در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.



    رایزنی‌های ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد) که ناگهان در پاییـز ۷۵ موسوی با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل می‌شود که وی چند روز قبل از انتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورت‌های آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف می‌کند. بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان می‌روند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات می‌کرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ ، سوق می‌داد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.

    او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه آن زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.

    از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بین‌الحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم اشاره کرد.

    همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.



    موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.

    ------------------------------------------

    منابع: قلم نیوز / سایت حیات نامه
    دسته ها : انتخاب دهم
    شنبه نهم 3 1388
     بیان زندگی نامه و سوابق اجرایی و مدیریتی حجت الاسلام کروبی
    به نام خدا و سلام بر دوستان
    امیدوارم در این تاپیک، بحث مفید، پر شور، سالم و سازنده ای را شاهد باشیم.

    ----------------------------------------


    زندگی نامه حجة السلام و المسلمین مهدی کروبی



    مهدی کروبی متولد 1316 الگودرز

    همسر: فاطمه کروبی متولد 1325

    تاریخ ازدواج: فروردین 1341

    آغاز تحصیلات حوزوی: سال 1333 در قم

    آغاز تحصیلات دانشگاهی : سال 1343 دانشکده الهیات دانشگاه تهران

    پایان تحصیلات دانشگاهی سال 1351( به دلیل دستگیری های مکرر و نیز زندگی مخفی در برخی سال های فاصله1343 تا 1351 و نیز به خاطر تأثیر در ارائه پایان نامه که شرح آن در متن زندگینامه آمده، اخذ لیسانس حدود 8 سال به طول انجامید).



    شرح زندگینامه

    در سال 1316 در الیگودرز به دنیا آمدم. تا کلاس ششم ابتدایی در آن شهرستان بودم و در ابتدای دهه سی تحصیلات جدید را همراه با تحصیلات حوزوی در قم ادامه دادم. با شرکت در انتخابات متفرقه دیپلم ادبی و پس از آن«تصدیق مدرسی» دریافت کردم.

    در سال 1341 زندگی مشترک با خانم فاطمه کروبی را آغاز نمودم.

    پس از حدود یک دهه حضور در قم و همزمان با آغاز مبارزات امام(ره) به همراهان ایشان پیوستم و از همان زمان دستگیری ها و زندان و تبعیدها آغاز شد.


    در سال 1342 در آزمون ورودی دانشگاه تهران برای تحصیل در رشته فقه و حقوق اسلامی پذیرفته شدم. قبولی دانشگاه پس از اولین بازداشت بود. این بازداشت در سال 1342 و چهار روز بعد از دستگیری امام و برقراری حکومت نظامی در قم بود و 50 روز به طول انجامید.



    آذرماه سال 43 دومین بازداشت من بود که در قم دستگیر و به زندان قزل قلعه منتقل شدم و مدت 25 روز همراه با حاج آقا مصطفی خمینی و مرحوم ربانی شیرازی در آن زندان بودیم.

    در سال 1344 بعد از انجام سخنرانی در شهرهای آبادان و کرمانشاه دستگیر و پس از چند روز بازداشت، از آن شهرها اخراج شدم.

    در اسفند همین سال فرزند اولم محمدحسین به دنیا آمد.


    فرار به عراق، بازگشت و تبعید

    در ابتدای سال 1345 و به دنبال برخی تحرکات در قم، آیت الله منتظری و تعداد دیگری از روحانیون دستگیر شدند و حکم بازداشت من هم صادر شد که من مخفیانه از کشور خارج(شدم) و به نجف رفتم. در اوایل زمستان همان سال پس از بازگشت به ایران دستگیر و بعد از چند روز بازداشت به گنبدکاووس تبعید شدم.

    دو ماه پس از بازگشت از تبعید، مجدداً به خاطر توزیع نامه سرگشاده امام به هویدا، تحت تعقیب قرار گرفتم و در مدرسه ای روبروی بیمارستان دکتر سپیر در خیابان سیروس مخفی شدم. در این مدت میهمان مرحوم شیخ محمد رحیمی بودم. آن مرحوم همان کسی بود که حدود دو سال قبل در نارمک به قتل رسید. پس از چند روز که در این مدرسه مخفی بودم ساواک به آنجا حمله کرد و دستگیر شدم و یکی از سخت ترین بازداشتها را تجربه کردم. در این مدت مأموران ساواک با انواع شکنجه ها می خواستند منبع اصلی توزیع این نامه (را)که آقای دعایی مدیرفعلی روزنامه اطلاعات بود(پیدا کنند)؛ که علیرغم شکنجه های زیاد، ایشان را معرفی نکردم.

    بعد ازبازجویی ها و شکنجه های زیاد مرا به زندان قزل قلعه منتقل کردند که در آنجا با آقایان رفسنجانی، مرحوم ربانی شیرازی، (دکتر) شریعتی سبزواری، فهیم کرمانی و مرآتی- داماد مرحوم سیدحسن معینی- هم زندان بودیم. پس از سه ماه بازداشت در قزل قلعه مرا به بند 4 زندان قصر منتقل کردند که در آنجا با گروه های مختلف مذهبی ،ملی و کمونیستها هم بند شدیم.

    از زندانیان مربوط به 15 خرداد آقایان محسن طاهری، امیرحسینی و آقا تقی درچه ای را به یاد می آورم. آقایان دکتر شیبانی، علی بابایی و مفیدی از نهضت آزادی، و از کمونیست های سرشناس آقایان عمومی و کی منش در آنجا زندانی بودند. شهید محمد منتظری و آقای علوی داماد آیت الله طالقانی هم در زندان بودند.


    یک اتفاق جالب

    یکی از اتفاقات جالبی که در زندان قزل قلعه پیش آمد این بود که همسرم پس از سه ماه بی خبری به ملاقات من آمد. در لابه لای خوراکی هایی که برایم آورد نامه ای قرار داده بود که در آن نوشته بود محمدحسین و محمدتقی به شما سلام می رسانند. من در آن زمان متوجه شدم که فرزند دوم ما که به دنیا آمده پسر است و نام او را محمدتقی گذارده اند ( محمدتقی در حالیکه دانش آموز بود مرتباً به جبهه می رفت که در آخرین حضور در جبهه بر اثر برخورد با مین پای خود را از دست داد. او اکنون تحصیلات خود در رشته حقوق بین الملل را به پایان رسانده و با دریافت درجه دکترا، عضو هیئت علمی دانشگاه است).

    به هرحال این زندان شش ماه طول کشید. اما در روزهای پایانی شش ماه ، دادگاه تجدیدنظر به پرونده من رسیدگی کرد و مرا به 3 ماه زندان محکوم نمود اما به هرحال شش ماه، حبس را کشیده بودم!

    بازداشت بعدی من در سال 1348 به خاطر توزیع کتابهای امام(ره) اتفاق افتاد که سه ماه بدون محاکمه در زندان قزل قلعه بودم و آزاد شدم.

    در سال 1349 که ماجرای شهادت آیت الله سعیدی پیش آمد، شبانه به منزل بسیاری از افراد یورش بردند و آنها را دستگیر کردند که من فراری شدم و مدتی با نام مستعار «اسلامی» در مدرسه ای در شهر ری تدریس می کردم. در سال 50 شناسایی و دستگیر شدم اما به خاطر آنکه پرونده مشمول مرور زمان شده بود پس از مدت کوتاهی آزاد شدم.

    قبل از آخرین بار که متواری شدم، درس من در دانشگاه به پایان رسید اما به دلیل آن که اگر به سربازی می رفتم به خاطر محکومیت های سیاسی باید به عنوان سرباز صفر خدمت می کردم، ارائه پایان نامه خود را دوبار به تأخیر انداختم که در این زمینه مرحوم دکتر ناظرزاده کرمانی به توصیه شهید مطهری کمک زیادی به من کرد؛ همانطور که برای پرداخت شهریه دانشجویی به بنده که وضع مالی نامناسبی داشتم نیز مرحوم دکتر ناظرزاده بسیار مساعدت می کرد.


    هم دوره ای های دانشگاه

    از کسانی که در دانشگاه با ما هم دوره بودند آقایان ناطق نوری، سید محمد خامنه ای، محقق داماد، سید ابوالفضل شفایی، جلیلوند و معراجی را به یاد می آورم. برخی از هم دوره ای های ما با دریافت گواهی اجتهاد از مرحوم آقای شریعتمداری، از سربازی معاف شدند و بعضی دیگر نیز به سربازی رفتند. عده ای دیگر مثل بنده نیز از معافیت های دوره ای بهره مند شدند.

    در سال 1351 که از طرف دولت برای گروهی از مشمولان معافیت صادر شد بلافاصله از فرصت استفاده کردم و پایان نامه خود را ارائه و لیسانس را دریافت کردم. در همین سال فرزند سوم ما یعنی علی به دنیا آمد.

    بعد از گرفتن لیسانس فعالیت ها ادامه یافت که منجر به دستگیری ام در سال 52 شد و مدت کوتاهی در زندان بودم.


    سخت ترین زندان

    سخت ترین زندان مربوط به سال 53 بود. در آن سالها، علی رغم آنکه وضع مالی خودم بسیار نامساعد بود اما کمک هایی از افراد علاقه مند به امام و مبارزات ایشان جمع آوری می کردم و در اختیار مبارزین و خانواده های آنها قرار می دادم. همین امر باعث شد که در سال53 که برخی از دستگیری ها به راه افتاد تعدادی از فعالان دستگیر شده در زیر شکنجه مرا معرفی کرده بودند و بر همین اساس من هم دستگیر شدم و بدترین شکنجه ها را در همین بازداشت تحمل کردم. چون برای ساواک اسلحه و منابع مالی گروه های مبارز و نحوه تأمین آنها خیلی مهم بود.

    در این دوره از زندان که بیش از سه سال به طول انجامید آیت الله منتظری، مرحوم آیت الله طالقانی، آیت الله انواری، و شهید مهدی عراقی همراه ما بودند. همچنین از گروه های مبارز غیرمذهبی خاوری، پرویز حکمت جو و پاک نژاد نیز با ما در زندان اوین بودند. حکمت جو در همان ایام توسط ساواک به قتل رسیده بود اما اعلام کردند که در زندان فوت کرده است. خانواده ایشان پس از انقلاب به بنده مراجعه کردند و من هم در حد مقدورات مساعدت هایی برای آنها انجام دادم. از دیگر کسانی که در این مدت در زندان با هم بودیم آقای محمد محمدی(نماینده دوره اول گرگان در مجلس شورای اسلامی و پدر همسر زیدآبادی) و همچنین دوتن از سران شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق یعنی محمود عطایی و پرویز یعقوبی بودند. همینطور سه تن از اعضای حزب ملل اسلامی یعنی آقایان ابوالقاسم سرحدی زاده(وزیر اسبق کار و نماینده دوره ششم مجلس)، کاظم بجنوردی(رئیس فعلی کتابخانه ملی) و محمود طباطبایی، آقای دکتر شیبانی از نهضت آزادی و مرحوم لاجوردی از همراهان ما در این دوره بازداشت بودند.





    آزادی از زندان

    در اواخر سال 56 از زندان آزاد شدم. اما فعالیت های خود را ادامه دادم در حالیکه کم کم فضا به گونه ای شده بود که بازداشت ها به حداقل رسیده بود. در عین حال در ماه رمضان 57 که قرار بود همراه عده ای دیگر از روحانیون در محلی تجمع داشته باشیم از طریق شنود تلفن، از قرار ما مطلع شده بودند و مرا همراه با آیت الله انواری دستگیر کردند و به کلانتری بردند که در حوالی پل گیشا بود. بعد از چند دقیقه افرادی دیگر مانند شهید باهنر و آیت الله اردبیلی را نیز به همان کلانتری آوردند اما این بازداشت بسیار کوتاه بود.

    بعد از 17 شهریور 57 هم که ما اعلامیه های امام را توزیع می کردیم دنبال دستگیری بنده بودند اما من در منزل یکی از بستگان در خیابان نیروی هوایی مخفی بودم. در همین مدت افرادی چون آقای مهندس مرتضی نبوی( مدیرمسئول فعلی روزنامه رسالت) و یکی از دوستان به نام آقای عباس طائب به آنجا مراجعه کردند و اعلامیه های امام را گرفتند. اما ساواک مرا پیدا نکرد و دستگیر نشدم. در همین سال 57 آخرین فرزنده بنده یعنی یاسر که اکنون دانشجوست به دنیا آمد.


    در آستانه انقلاب

    تجربه من در توزیع کمک بین خانواده زندانیان باعث شد که در آستانه پیروزی انقلاب، جمع آوری و توزیع کمک برای بعضی اعتصابیون به بنده محول شود و پس از آن هم حکم مسئولیت کمیته امداد برای بنده به همراه آقایان عسگراولادی و شفیق در اسفندماه 57 صادر شد.

    همچنین در اوایل سال 58، امام حکمی صادر کردند و نمایندگی تام الاختیار خود در لرستان را به اینجانب محول نمودند. بنده هم به تناسب مسئولیت ها، هم در تهران و هم در لرستان حضور داشتم. در زمستان سال 58 از سوی مردم الیگودرز به نمایندگی اولین دوره مجلس شورای اسلامی برگزیده شدم. پس از آن در حالی که برای سرکشی به امور لرستان در خرم آباد بودم، از رادیو حکم امام را شنیدم که دستور تأسیس بنیاد شهید توسط اینجانب را صادر کرده بودند.

    در سال 1362 با رأی یک میلیون و چهارصد و چهل هزار نفر به عنوان نماینده دوم مردم تهران به مجلس راه یافتم. پس از آن نیز در سال 1367- در حالی که با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز تهران، مجمع روحانیون مبارز را به همراه آقایان موسوی خوئینی ها، خاتمی و بعضی دوستان دیگر تأسیس کرده بودیم- باز هم به عنوان دومین نماینده مردم تهران به مجلس رفتم. البته جرقه ی اولیه انشعاب از جامعه روحانیت مربوط به سال 62 و در آستانه انتخابات مجلس دوم بود که شرح آن را قبلاً اعلام کرده ام. در کنار سایر مسئولیت ها، امام نمایندگی خود در امور حج را درسال 64 به بنده محول کردند و آخرین مسئولیتی که در سال 1368 توسط ایشان به بنده محول شد سرپرستی برخی از اموال به وکالت از طرف امام بود. البته تقریباً همزمان با این حکم در یک حکم جمعی به همراه تعداد دیگری از مسئولان کشوری به عضویت مجلس بازنگری قانون اساسی درآمدم.

    پس از رفتار بی سابقه شورای نگهبان در انتخابات مجلس چهارم، ترجیح دادم که چند سال از حضور مستقیم در عرصه های سیاسی خودداری کنم. اگر چه در برخی از مناسبت ها و حوادث مانند دستگیری آقای عباس عبدی در سال 72 ناچار به موضع گیری صریح شدم؛ اما به همراه دوستان و همفکران به این نتیجه رسیدیم که مدتی از دخالت مستقیم در امور سیاسی خودداری کنیم تا کشور مدتی به صورت یکپارچه در اختیار دوستانی باشد که در مجلس و دولت هم عقیده بودند.





    آغاز مجدد فعالیت سیاسی

    شروع جدی فعالیت مجدد ما در سال 75 و با دعوت از آقای مهندس موسوی برای ریاست جمهوری و پس از امتناع ایشان، قانع کردن آقای خاتمی برای پذیرش کاندیداتوری ریاست جمهوری بود.

    آخرین مسئولیت بنده پس از نمایندگی و ریاست مجلس ششم، عضویت تشخیص مصلحت نظام می باشد...
    دسته ها : انتخاب دهم
    شنبه نهم 3 1388
    X