باسلام

این مقاله اندرویروسی شدن کامپیوترم براتون گذاشتم

اینجا

موفق

دسته ها : عمومی - خبری
سه شنبه هشتم 2 1388

برگرفته ازسایت:www.roozedahom.com

مصاحبه با حاج مهدی منصوری

1-لطفاً درمورد بیوگرافی خود برای ما توضیح دهید؟
سال 42دراصفهان به‌دنیا آمدم. در سال 48 به دلیل مشکل بینایی به عنوان اولین شاگرد وارد مدرسه‌ی ابابصیرشدم. لازم به ذکراست که تاقبل از این زمان تنهامحل تحصیل افراد روشندل، مرکزی به‌نام کریستوفر بود که از آلمان تغذیه می‌شد؛ دراین مرکز افراد ضمن درس،



به مسیحیت دعوت می‌شدند و متأسفانه بسیار هم موفق بودند؛ ده‌ها سال کار کردندوتوانستندافرادی را تحت تأثیر قراردهند؛ ولی به لطف خدا و عنایت حضرت ولی عصر(عج) عده‌ای از علمای اصفهان، از جمله شهید شمس آبادی(که دررژیم گذشته به شهادت رسید) مدرسه‌ی ابا بصیر را تأسیس کردند.(ابابصیریکی ازشاگردان روشندل امام صادق(ع)بود) من باورود به این مدرسه که کاملأمذهبی ووابسته به امام زمان بود توانستم، چه ازلحاظ دینی وچه از لحاظ کلاسیک رشد پیدا کنم. با خط بریل آشنا شدم(خط نابینایان) و تامقطع دیپلم دراین مدرسه درس خواندم. ازطرفی باتوجه به این که پدربزرگ من خادم مسجد بود توانستم مکبر نماز باشم. به تدریج با تشویق پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر، دوستان وهم‌چنین اساتیدم درمدرسه‌ی ابابصیر مداحی اهل بیت را نیزشروع کردم؟ البته آن زمان محدودیت های ایجادشده توسط رژیم طاغوت اجازه نمی‌داد آن طور که باید وشاید دراین زمینه کار کرد ولی باوجود این موانع من مداحی را از سال49آغاز نمودم و به لطف خدا تا امروز هم ادامه می‌دهم.

2-باتوجه به تولیدآثار بسیارارزشمند واجرای ساعت‌ها برنامه درجای جای میهن اسلامی وحتی دیگر کشورها نمونه هایی ازکرامات امام حسین(ع)را به مرکز پژوهش ونشر فرهنگ عاشورا-دزفول هدیه کنید؟
من هرچه دارم ازاهل بیت(ع)وقرآن است ولی بهترین هدیه‌ای که می‌توانم به این مرکزوتمام علاقه‌مندان به اهل بیت عصمت وطهارت(ع) تقدیم کنم این است که همه‌ی مابه این جمله‌ی آخرین روزهای حیات پیامبر اسلام(ص)که فرمودند:«انی تارک فیکم الثقلین کتاب ا...وعترتی»تأسی کنیم؛ یعنی، اگر ما قرآن وعترت رادرکنارهم داشته باشیم می توانیم در دنیا حرف اول رابزنیم.
شمابهترازمن می‌دانید که می‌توان به روزترین، زیباترین، جامع ترین، پرمحتواترین، کامل ترین، علمی‌ترین وارزشمندترین مطالب دنیارا ازقرآن، نهج البلاغه، ادعیه وروایات ائمه‌ی اطهار«علیهم السلام»که آن‌ها هم مفسران قرآن هستند، بیابیم.
من خاطرات بسیار زیادی دارم ولی برای نمونه چندمورد رابرای شما عرض می‌کنم. چه بسیار افرادی که تایک قدمی جهنم پیش رفته‌اند وفقط باشنیدن یک جمله ازاهل بیت«علیهم السلام» ازحضیض لذت به اوج عزت رسیده‌اند. درکشورعربستان و درشهرجده پزشکی بود که بنده برای درمان به او مراجعه کردم. ایشان5تخصص طبی و2تخصص علم روز(الهیات ومعارف)، داشت وهفته‌ای دوبار در دانشگاه الازهرمصرتدریس می‌کرد. درهنگام مراجعه به او گفتم که: حنجره و ریه‌های من مقداری مشکل پیداکرده است. ( حدود2سال است که الحمدا...بادعای مردم بهبودیافته‌ام) ایشان گفت: «شماقرآن می‌خوانید؟» گفتم: قرآن هم می‌خوانم ولی بیشتردعاومرثیه می‌خوانم؛ پرسید:«شماشیعه هستید؟» گفتم: بله. این بنده‌ی خدا، سه مرتبه (نعوذبالله) شیعه‌های امیرالمؤمنین(ع) را لعن کرد. فکرکردم، جواب این مرد را که ،این همه مطالعه داردو کارشناس درمعارف والهیات است چگونه بدهم. به اوگفتم: آقای دکتراگریک فرد عامی این حرف‌ها را به من می‌زد ناراحت نمی‌شدم ولی ازشما بااین همه سواد بعیداست. بیایید باهم بحث کنیم، اگرمراقانع کردید خدا راگواه می‌گیرم که ازاینجابیرون نمی‌روم مگراین که مثل شما اهل تسنن بشوم واگرمن توانستم شماراقانع کنم، چه درتسنن خود باقی بمانید وچه شیعه بشوید درهرصورت مذهب ما، مذهب تقلیدی وتحمیلی نیست.
به فرموده‌ی امام رضا(ع): «علم الناس محاسن کلامها نتبعونا؛ اگرمردم ظرافت،حلاوت وشیرینی جملات وزیبایی، قشنگی وتلاوت قرآن رابشنوند خودشان هدایت می‌شوند.» دیگرزور،تحمیل وتقلید لازم نیست. گفت: شمادروغ می‌گوییداین کار را نمی‌کنید. گفتم:خداراشاهدمی‌گیرم. خلاصه بااوبحث کردم، گفتم:،آقای دکترشماچندتخصص دارید؟ گفت: پنج‌تا(ریه،حنجره وسه تخصص دیگر).گفتم: می‌خواهیدمن چندخط ازدعای عرفه امام حسین(ع)رابرایتان بخوانم، که مااگرجزقرآن هیچ چیزجزاین دعانداشتیم، همه‌ی مسائل دنیاوآخرت‌مان حل می‌شد. ازحرف من خنده‌اش گرفت وگفت: مثلأ این چه دعایی است؟گفتم: سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...، همه چیزاست و درپایان هم گفتم طبی است چون می‌خواستم بازبان خودش صحبت کنم. دکتربازهم خندیدوگفت: این همان غلوهایی است که شماشیعه‌هامی‌کنید،گفتم:نه غلو نیست، می‌خواهید برایتان بخوانم؟گفت:بخوان. (شمامی‌دانیدکه امام حسین(ع) درگرمترین منطقه‌ی دنیا؛ یعنی،حجاز درقالب دعا وراز و نیاز با خدای متعال وفی البداهه ازظهرتاغروب آفتاب با چشمانی پرازاشک، که امام سجاد(ع)می‌فرماید:«مثل مشک ازچشمانش آب می ریخت وبدنش می‌لرزید.» دعایی بسیارزیبا وپرمحتواخواند که دایرة المعارف همه‌ی دعاهاست وواقعأیک قسمت آن بسیارکارشناسی وطبی است.) من برایش این قسمت ازدعای اباعبدا...را خواندم: «اللهم من الضروالضرا اکثر مماظهرلی من العافیه والسراء و...» حضرت درادامه‌ی این بخش ازدعا، تمام اعضاء وجوارح بدن انسان وسلول‌هایی را که دربدن کاربرد دارد، بیان می‌کند. متوجه شدم سرش را به دیوارمی‌زند و می‌گوید:«وای به حال ما، وای به حال ما» دستش راگرفتم،گفتم: آقای دکترنه به اول که (نعوذاًبالله) لعن وسبّ کردی نه به حالا! گفت: ماخیلی بدبخت هستیم که این جملات رانشنیده‌ایم؛ چه‌قدرزیباوعالی بود. من به خاطراین‌که وقتش گرفته نشود، ازاوخداحافظی کردم ورفتم، هرچه گفت:بمان، گفتم: نه، چون می‌خواستم او راتشنه نگه دارم. خداتوفیق دادوحدود ده، پانزده روزبعدکه برگشتم یک صحیفه‌ی سجادیه ،مفاتیح، صحیفه‌ی فاطمیه و نهج البلاغه برایش بردم واین دکتر درحال حاضر تبدیل به یکی ازبهترین شیعه‌های عربستان شده است. خودش قسم می‌خوردو می‌گوید: من با دعای عرفه بسیاری ازمسایل ومشکلاتی که دردانشگاه آمریکادرزمینه‌ی جنین شناسی داشتیم رابرطرف کرده‌ام به گونه‌ای که رئیس دانشگاه جنین شناسی آمریکاگفته است: به این حسین بگویید بیایند و تزشان را خودشان ارائه دهندتا ما این تزرابه نام اوثبت کنیم. بعددکتربه اوگفته است که:امام حسین(ع)1400سال پیش درکربلاشهیدشده است ورئیس دانشگاه گفته است که:1400سال! چه‌قدراین‌هاطب وعلمشان قوی است!
می‌خواهم این مسئله را خصوصاً به مداحان بگویم که این دکترباگریه می‌گفت: به شیعیان وعاشقان امام حسین(ع)سلام مارابرسانید و بگویید با اهل بیت«علیهم السلام»فقط احساسی وعاطفی برخورد نکنید از علمشان استفاده کنید؛ اگرمردم دنیا کلام زیبای ائمه‌ی اطهار«علیه السلام» را بشنوند شیفته وعاشق آن‌ها می‌شوند. من ازمداحان عزیز استدعادارم که اولأ سپاسگزارخدا باشندکه به آنهالیاقت قدم  دراین راه راعطانموده است و [دوماً] هرچه می‌توانند بیشتر مطالعه کنند و از قرآن وعترت جدا نشوندکه اگراین دوباهم باشند می‌توان دنیاراگلستان کرد.
 اگرنهج البلاغه‌ی امیرالمؤمنین(ع)رانگاه کنید می‌بینید وقتی فقط یکی ازنامه‌های نهج البلاغه یعنی نامه‌ی شماره‌ی 53 را، ده‌ها سال قبل لبنانی‌ها برای ژنرال دوم فرانسه ترجمه می‌کنند، اوشروع به گریه می‌کند و می‌گوید من که این آقارا نمی‌شناسم، اونه تنها برای دیروزوامروز، بلکه برای میلیاردها سال، سیستم یک حکومت مردم سالاری ودموکراسی راکه ضامن آزادی‌های فردی واجتماعی و برقراری حقوق همه‌ی شهروندان ازدورترین ونزدیک ترین جاهای کشوراست، بیان می‌کند.
من ازمداحان اهل بیت خواهش می‌کنم که بیشتربا قرآن وادعیه مأنوس بشویم و بانهج البلاغه‌ی امیرالمؤمنین(ع)انس بگیریم؛ چراکه به گفته‌ی خودمعصوم(ع): «علم الناس محاسن کلامها،نتبعونا» اگرمردم زیبایی وقشنگی وظرافت جملات مارابشنوندپیرو، عاشق وشیفته‌ی مامی‌شوند.


3-یک مداحی فاخرو عالی برای اهل بیت(ع) باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟
بنده حدود15سال قبل، 7نوارآموزش مداحی تهیه نمودم که تقریبأ130خصوصیت مداحان را درآن‌ها برشمرده‌ام ولی بهترین خصوصیاتی که مداح اهل بیت«علیهم السلام» بایدداشته باشدعبارتنداز: 1) اخلاص: اگرمداح اخلاص داشته باشد و فقط رضای خدا را لحاظ نماید و دیگر به هیچ چیزفکرنکند برایش مشکلی ایجاد نمی‌شود زیرا فقط خدا رادرنظردارد. دیگر برایش تفاوتی نمی‌کند که تعریفش می‌کنندیاخیر، مریددارد یا نه، مجلسش شلوغ است یا خلوت؟ چون نیتش فقط خداست، اوبه خاطر خدا کار می‌کند. حضرت زهرا(س)دریک حدیث زیبا می‌فرمایند: «کسانی که خودشان رابرای خدا خالص کنند، خدا بهترین مصالح رابرایشان انتخاب می‌کند وآنها را نه به آن چه دوست دارند، بلکه به چیزی که برایشان بهتر است، راهنمایی می‌کند.»
2)مطالعه: اطلاعات مداح باید به روز باشد، باید با زبان علمی سخن بگوید؛ یعنی درهنگام اداره‌ی مجلس باید فرض کندکه تمام مستمعینش ازاساتیدبزرگ دانشگاه‌های دنیاهستند. تصورنکندافرادی که پای منبراونشسته‌اند افراد بی سوادی هستند، مردم رادست کم نگیرد، مردم بسیاربزرگوارند. دربسیاری ازبرنامه‌هایی که بنده اجراکرده‌ام، بچه‌های کوچکی آمده‌اند و انتقادهایی ازبنده نموده‌اند که شایدبه فکر بزرگترها هم خطورنکند. اگرکسی مردم رادست کم نگیردوهمه را ازخودش بالاتربدانددرمراحل علمی ومعنوی ارتقاءپیدامی‌کند. همان‌گونه که می‌دانید امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «دربرابردنیاخویشتن دار و دربرابر آخرت دلباخته باشید.» مداح باید دلباخته و مشتاق به فراگرفتن علم ودانش و حریص به داشتن تقوای الهی ورسیدن به بالاترین قله‌های معنویت، کمال، اخلاق، ایمان واخلاص باشد. رقابت [ناسالم] وخدای ناخواسته حسادت رابایدکنارگذاشت. فرمودیدبه مداحان توصیه‌ای بکنید ، عرض می‌کنم: این توفیق راکه خدا به شما داده به بسیاری از دیگران نداده است. بنده افرادی راسراغ دارم که از لحاظ مالی دراوج هستند شاید درایران حرف اول، دوم و یا سوم را بزنند یا از لحاظ مقام ومسئولیت بالاترین شخصیّت‌های مملکتی باشند که به ما گفتند ما حاضریم تمام این ثروت و یا مقاممان رابه شما بدهیم ولی شما افتخاراین مدال نوکری اباعبدا...رابه مابدهید؛ این را باهیچ چیز نمی‌توان عوض کرد. توفیقی را که خدابه شماداده قدربدانید: «لان شکرتم لازیدنکم» مداح یعنی، رابط بین انسان‌ها وخدا، ازطریق اهل بیت عصمت وطهارت(علیهم السلام)، اگربتواند درجهت صحیح ازاین ارتباط استفاده کند قادراست بایک شعر، انسانی را از حضیض ذلت به اوج عزت برساند، کما اینکه برای خود من اتفاق افتاد، جوانی بامن تماس گرفت،گفت: من هیچ گناه نکرده‌ای، باقی نگذاشته‌ام، درعمرم هرمعصیّت وگناهی راکه بگویید انجام داده‌ام امایک شعرشمامراعوض کرد، البته شعرازبنده نیست و متعلق به آقای علی انسانی می‌باشدکه حقیر، آن راخواندم :
نیست این دربسته راهت می دهند           دوجهان بایک نگاهت می‌دهند
همین یک بیت شعراورامتحول کرد. مداح بایدمعلم باشد و قادر باشد انسان‌هاراهمان‌گونه که قرآن می‌فرماید، زنده کندکه، اگریک نفررا زنده کند مثل این است که عالم را زنده کرده است.
بایدافکارمردم رامتحول کند و با تحریف و تقلیدو بعضی ازکارهای بی‌اساس،که  دشمنان ازطریق اینترنت، ماهواره وفیلم‌هایشان آنها رادست آویز تبلیغ علیه شیعه می‌کنند مقابله کند. هیچ وقت دشمن نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع)، خطبه‌ی امام سجاد(ع)، خطبه‌ی حضرت زینب(س)، دعای عرفه‌ی ابی‌عبدا...(ع)و... رابرای مردم بیان نمی‌کند، اواز نقطه ضعف‌هایی که ما داریم سوءاستفاده می‌کندومی‌گویدشیعه یعنی، این! بدانیم که مداحی مستحب است، اما اگر این مستحب (نعوذ بالله) سبب خدشه‌دار شدن چهره‌ی اهل بیت«علیهم السلام» گردد، فردای قیامت بایدجوابگوی حضرت زهرا(س) باشیم.
ائمه (علیهم السلام)، زحمت کشیدند،تلاش کردند، تازیانه و سیلی خوردند، زندانی کشیدند، شکنجه‌ها، آوارگی‌ها، تبعیدها و سختی‌ها را متحمل شدند و حال ما درکمال آزادی، آسایش وامنیت[ باید ازکلام آن‌ها] استفاده ‌کنیم. به مداحان عزیزعرض می کنم که: سیلی هایش راحضرت زهرا خورده، صورت‌های مارامی بوسند، تازیانه‌هایش راحضرت زهرا(س)خورده، مردم دست علماء را می‌بوسند و این یک نعمت عظیم الهی است که باید قدرش راشناخت.

4-لطفا یکی از بهترین خاطرات خود را برای ما بیان کنید:
بهترین خاطره‌ی من این است که، یک روز که پخش مستقیم ازکربلابود، باخود فکر کردم: خداچه توفیقی به ما ملت ایران و  بنده‌ی حقیرداده است که بعداز1400سال بتوانیم اولین پخش مستقیم ازحرم اباعبدا...(ع) را انجام دهیم. یک فرصت عظیم الهی است که به تعبیرپیامبر«ان الحسین مصباح الهدی والسفینه النجاه» خدااین کشتی نجات وچراغ هدایت رادراختیار ماگذاشته است وبهترین توصیه‌ی بنده به مداحان عزیز این  است که ازکلام دل نشین اهل بیت بگویند.
رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) ازمن سوال کردند: شما چه‌قدرشعرازحفظ دارید؟ گفتم: الحمدا... مقداری شعر بلدم، ولی بیشترروی دعا مسلط هستم. بعدایشان پرسیدند چرا در زمینه‌ی شعر بیشترکارنمی‌کنید؟گفتم: دعاکلام اهل بیت«علیهم السلام»است. به روزترین، زیباترین، دلنشین ترین، پرمحتواترین، فطری‌ترین، جامع‌ترین، کامل‌ترین، لطیف‌ترین و ازلحاظ قافیه و بدیع دراوج است. تمام دانشمندان دنیاراجمع کنیم، نمی‌توانند یک دعای کمیل اختراع کنند، یک دعای عرفه بیاورند، ولی امروزسعدی یک شعرمی‌گوید، فرداحافظ زیباترازآن رامی‌گوید، شعرهرروزمتحول می‌شود ولی دعای کمیل نه تنها کهنه، فرسوده وپوسیده نمی‌شود بلکه انسان روز به روز به این دریاو اقیانوس علم الهی و به تعبیرامام هادی(ع) درزیارت جامعه «خزان العلم» مخزن علم الهی تازه دسترسی‌های تازه‌ای می‌یابد.

5-ازبزرگان واساتیدی که در این عرصه، درمکتب آن‌هاکسب فیض نموده‌اید نام ببرید؟
من به صورت کلاس ازمحضراین استادان استفاده نکرده‌ام ولی اساتید بسیاری ازجمله «مرحوم حاج اصغر سعیدی منش» دراصفهان که آن زمان صدای بسیارزیبایی داشتند، «مرحوم حسینی مشهدی» که ایشان هم از اساتید بسیارخوب بودند و خدارحمت کند «مرحوم کافی(ره)» را که، مشوق بنده بودند وتوانستم چه به صورت غیرمستقیم یعنی از نوار و یا مستقیم ازحضورشان کسب فیض نمایم.

6-اگرخاطره‌ی خاصی ازاین اساتیدداریدنقل کنید؟
خاطره‌ی خاصی به نظرم نمی‌رسد ولی خدارحمت کند مرحوم سعیدی منش را، بااینکه آن زمان درایران حرف اول را می زد اما خیلی متواضع بود. نوارهایشان درهمه جای کشورپخش بود. یادم هست وقتی کم سن وسال بودیم و به مجلسی می‌رفتیم بلندگو را به مامی دادندوتشویق می‌کردند، می‌گفتند: شمابخوانید، فردا نوبت شماست وممکن است ماچندروزدیگرنباشیم. اگرتشویق وکمک ومساعدت این افراد نبود شاید درآن رژیم که کسی چندان بامسائل مذهبی همکاری نمی‌کرد ومردم هم مثل حالانبودند مانیز درجا می زدیم وخلاصه ازخیل مداحان جدا می‌شدیم.
 7-لطفاًبهترین آرزویتان رادرحق مرکز بفرمائید؟
بنده باید ازشما و این مرکز بسیارمهم تشکرکنم. شما علمی‌ترین، زیباترین وکارشناسی‌ترین کار را به مردم ارائه می‌دهید. مطمئن باشید ازلحاظ علمی بسیار قوی هستید چراکه، قرآن،نهج البلاغه،صحیفه سجادیه،مفاتیح الجنان واحادیث وروایات اهل بیت«علیه السلام» رادراختیارداریدکه باآن‌ها می‌شود بر دنیا غلبه کرد. «ان شاءا... هرچه زودتربتوانید این مرکزراگسترش دهید و مسائل اهل بیت «علیه السلام»را(که ذخیره‌ی آخرتتان باشد)نشردهید. خدا عاقبت همه‌ی شمارا ختم به خیرکند.
بنده بهترین آرزویم رادرقالب این شعربرایتان بازگومی‌کنم:
به یازده خم می گرچه دست مانرسید 
بده پیاله که یک خم هنوزسرمست است
وآخرین حرفم خطاب به همه این است که:
عزیزان دل من، جوانان عزیز، مداحان بزرگوار، دشمن، امروز پی برده که ماهرچه داریم از اباعبدا...است واگرما امام حسین(ع)رادرجامعه‌مان داشته باشیم وارزش‌های عاشورا درجامعه محقق شود، حتی اگرتمام قدرت‌های دنیا باهم متحد شوند نمی‌توانند درمقابل مابایستند.

والسلام علیکم ورحمه ا... وبرکاته

تصاویر

دسته ها : مذهبی - عمومی - خبری
جمعه نهم 12 1387
پدیدآورنده:محبوبه زارع
به نام ریشه تمام پرسش‌ها ... و خورشید طلوع کرد؛ بی آن که رسوایی زمین را تخمین زده باشد.
... و تو دوشادوش پدرم آدم، پا به خانه ‌بی‌سقف خود نهادی.
سرت گرم شد به پرورش برادرهایم ـ هابیل و قابیل ـ راستی چه کسی قابیل ما را برادرکش کرد؟
هرچه بود، آن قدر سرگرم شدی که من و خواهرهایم را از یاد بردی و ما را به مهد کودک تاریخ سپردی؛ بی آن که سراغی از حال ما گرفته باشی.
ورق بزن؛ پرونده تک‌تک ما را ورق بزن! جز روزهای سیاه، جز محرومیت و ظلم، جز اندوه و آه، چه در صحیفه تقدیر ما می‌یابی؟ خواهر بزرگ‌هایم در اوایل تاریخ، پس از تو، چنان مقهور سرنوشت شوم خود بودند که زنده به گوری بر تقدیر آنان، مهر رهایی می‌زد؛ بی آن که تو بپرسی «بای ذنب قتلت؟»
شأن خواهران مرا در هیچ نقطه تاریخ، رعایت شده نخواهی یافت. از وقتی حکم در دست مردان قرار گرفت، ما محکوم ماندیم... محکوم زن بودن خویش!
از قصه‌های تلخ گذشته، فاصله می‌گیرم. می‌خواهم برایت از همین امروز بنویسم؛ از همین آغاز هزاره سوم زمین. برای همین، تو را از جاهلیت چهارده قرن پیش و عبوس شدن چهره مردان، هنگام شنیدن خبر تولد دختر، به جاهلیت هزاره سوم و به روزگار تلفیق جهل و مدرنیته، فرا می‌خوانم.
ای اولین مادر! هرگز فکری به حال دخترانت، در این عصر کرده بودی؟ تو نیستی تا پاسخ‌گو باشی تمرد انسان را مقابل حقیقت روشن. همین انسان که خدا بر ناتوانی‌اش تاکیدها کرده است، شاید به ظاهر از یک انقلاب کارگری در غرب، سرچشمه گرفته باشد؛ اما ریشه‌هایش عمیق‌تر از هشت مارس است؛ نهضتی را می‌گویم که به نام حمایت از حقوق زن برپا شد؛ اما ارمغانی جز پریشانی و ظلمت با خود نیاورد.
دیروز نگاه به خواهرانم، نگاهی ابزاری بود؛ در قالب سنت و جهالت‌ها و امروز نگاه به من و دختران امروزت، نگاهی ابزاری‌تر است؛ در قالب تمدن و تکنولوژی. من از سرگردانی در طوفان‌های بی‌اصل و نسب این تاریخ مکدر، به تو پناه می‌آورم.
فقط به یک سؤال من جواب ده! به من بگو پدر در حق برادرانم چه کرد که آنان جنس غالب شده‌اند و کوتاهی تو در حق دخترانت چه بوده که مغلوب شدن، هماره بر پیشانی تقدیر ما ثبت شده است؟
به نام او که همه پاسخ‌ها از اوست

دختران سرزمین تکامل! منتظر بودم قبل از آن که به شنیدن مرثیه‌های تلختان دعوتم کنید، از مقامی که خداوند در منتهای رأفت و مهربانی‌اش، آن را مختص شما کرده، سخن بگویید.
اگر نژاد آفرینش را مرور کنی، خوب می‌بینی که در ذات آن، زوجیت، اصلی انکارناپذیر است. مبنای خلقت تمام کائنات، بر اصل زوجیت استوار شده است. اگر به این حقیقت ملموس با نگاه تعقل بنگری، نه برای من و نه برای تو، جای ابهامی باقی نمی‌ماند؛ زیرا هیچ برتری و حتی قیاسی از جانب خدا، بر جنسیت انسان، انجام نگرفته است. پاسخ تمام پرسش‌هایت را خدا در اساس‌نامه‌ای به نام کوثر عطا کرد. او را فرستاد تا سند ملموس اهل زمین باشد. بشری از جنس خودتان ... آمد تا ابتریت آنان را که بانیان زنده به گوری خواهرانت بودند، رقم بزند.
از من چه می‌پرسی؛ وقتی خدایت، کامل‌ترین پاسخ‌ها را به تمام سؤالات تو و خواهرانت در هر برهه زمان، داده است. راز پریشانی خود را در این طوفان‌های بی‌اصل و نسب پرسیده بودی. فکر می‌کردم در این عصر (به قول خودت) مدرنیته، تا کنون فهمیده باشی که همه اینها ریشه در افراط و تفریط‌های برخاسته از جهل و یا غرور اومانیسمی انسان معاصر دارد. فکر می‌کردم دانسته باشی که الگو‌گیری خواهرانت از فرهنگ برهنگی، ریشه در خودباختگی مقابل جاذبه‌های فریبنده نظام ماده دارد و ریشه همه اینها، چیزی جز سستی اعتقادات نیست؛ اعتقاد به ارزش‌هایی که خدا به تو هدیه داده، اگر در کنه آن غوطه‌ور شوی، به یقین، نه تنها از برادرانت کمتر نیستی، بلکه تازه خواهی فهمید که نظام الهی، چقدر تو را و مصالح منطبق بر فطرت تو را لحاظ کرده است. آن جاست که دیگر جز شرمساری در برابر قانون عدل خداوند یارای هیچ بیانی نخواهی داشت.
امروز که خوب می‌نگرم، می‌بینم که ابتدای همه قضاوت‌های ناصحیح و اعتراض‌های تند بشر به خداوند و خلقت او، ناآگاهی است؛ درست مثل خطای اول من و پدرت. حال که عرصه آگاهی برای تو و خواهرانت بیش از همیشه تاریخ مهیاست، بکوش تا از فریب ابلیس جهالت، در امان باشی. مادرانه برایت دعا خواهم کرد.
امضا
مادرت حوا
پنج شنبه سیم 8 1387

پایگاه اینترنتی انجمن وبلاگ نویسان مذهبیبا پشتیبانی معاونت فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی از بهمن ماه1386 کار خود را شروع کرده و در اولین مرحله از فعالیتها، مسابقه ی وبلاگنویسی با موضوع فرهنگ محرم و عاشورا را برگزار نمود. پس از طی روال تعریفشده توسط انجمن و بررسی وبلاگها طبق معیاهای دقیق هیئت داوران 10 وبلاگ راعنوان وبلاگهای برگزیده انتخاب کرده و از صاحبان آنها تقدیر به عمل آمد.

باتوجه به دوره ی جدید فعالیت این انجمن و برگزاری مسابقه دوم وبلاگ نویسیکه به مناسبت عید ولادت حضرت ولی عصر (عج) برگزار شد، بر آن شدیم تامصاحبه ای را با تنی چند از برگزیدگان دور قبل تهیه کرده و در اختیارکاربران سایت تبیان قرار دهیم تا با این بزرگواران آشنایی بیشتری حاصلشود. برای این دوستان آرزوی توفیق روز افزون داریم.

 

مصاحبه

مصاحبه با جناب آقای علیرضا علیپور صاحب وبلاگ برگزیده ی" عشق عاشورا"

مصاحبه با جناب آقای علی امینیان فر صاحب وبلاگ برگزیده ی "دوران انتظار"

مصاحبه با سرکار خانم رقیه نیکپور صاحب وبلاگ برگزیده ی "دل نوشته های من"

مصاحبه با جناب آقای حسن علی ناطق زاده صاحب وبلاگ برگزیده ی "گمشده ی من"

مصاحبه با سرکار خانم مریم عزتی صاحب وبلاگ برگزیده ی "انا قتیل العبره"

مصاحبه با جناب آقای ابوالفضل سمیعی صاحب وبلاگ برگزیده ی "مثل خدا"

مصاحبه با جناب آقای احمد مرادی طیبی صاحب وبلاگ برگزیده ی "پیامبر اعظم(ص)"

                  

نوشته شده در سه شنبه 28اسفند 1386 - 19:53

 

دسته ها : مذهبی - عمومی - خبری
يکشنبه دهم 6 1387

پدیدآورنده:زهرا قدیانى

چندى پیش، وسط صحبت با یک دوست اینترنتى از کشور بلژیک، صحبت به موسیقى کشیده شد. او پرسید: جوان‏هاىایرانى، کدام یک از موسیقى‏هاى غربى را گوش مى‏کنند؟ شروع کردم به جواب دادن. هنوز اسم اولین نفر را نبرده بودم کهقیافه بهت‏زده دوستم، من را از ادامه پاسخ باز داشت. وقتى نگاه تحقیرآمیز دوستم را روى مانیتور دیدم، از خودم بدم آمد کهچرا وجهه هم‏وطنانم را این گونه جلوى یک اجنبى خراب کردم. در ادامه، دوستم توضیح داد که چقدر آدم‏هایى مثل آنهایى کهمن نام بردم، در غرب، بى‏ارزشند.

این جا مى‏خواهم صحبت‏هاى دوستم را با یک مقایسه، براى شما بازگو کنم. فرض کنید «شعبون بى‏مخ»، یک گوشه از تهراندهه هشتاد، کنسرت بدهد و شما یک روز از زبان یکى از افراد متعلق به قوم بربر جنگل‏هاى آفریقاى جنوبى، طى یکگفت‏وگوى اینترنتى، بشنوید که کلى از جنگل‏هاى آفریقا، طرفدار کنسرت‏هاى شعبون بى‏مخ بوده‏اند. حالا شما مى‏خواهید بهدوست بربرى خود بفهمانید که بابا! شعبون بى‏مخ، آدم بى‏مخى است!

تا کى اجازه مى‏دهیم با تبلیغات، ما را مثل جوجه ماشینى‏هاى یک روزه، رنگ کنند؟ کى مى‏خواهیم باور کنیم که آن چهشبکه‏هاى ماهواره‏اى، به خوردمان مى‏دهند، چیزى جز مشتى خزعبل نیست؟ چرا کریس دى برگ، خولیو و امثال آنها کهجوان‏هاى غربى، حتى نامشان را هم نمى‏برند، در میان جوانان ایرانى، این همه طرفدار دارند؟

در شبکه‏هاى ماهواره‏اى، چیزى جز گروه‏هاى مبتذل و بى‏ارزش وست لایف، بک استریت بویز، بلو و اشخاص بى‏هویتىهمچون ویل یانگ، انریکه، لوپز، جاستین تمبرینگ و... را نخواهید یافت. اگر موسیقى این افراد، ارزش داشت، مطمئن باشیداین همه ارزان، زیر دست و پاى من و شما نریخته بودند. هرگز تصور نکنید موسیقى‏اى که یک شهروند غربى، باید به ازاىآن، دلار و یورو خرج کند، مجانى به ما مى‏دهند؛ مگر نه این است که کالاهاى خوب غربى، به چند برابر قیمت، در شرق فروختهمى‏شوند؟

سایت روزنامه معتبر میرور انگلستان، ده آلبوم بى‏ارزش سال را توسط خوانندگان و منتقدان مجله، انتخاب کرد. در این بین،مى‏توانید نام آلبوم «سنت انگر» گروه متالیکا و آلبومى از «بریتنى اسپرز» را بیابید. این نام‏ها را مى‏توان در سایت‏هاى مجلاتدیگر، از جمله مجلات تخصصى متال نیز یافت؛ کاپیتان پیف هارت (پدر موسیقى نوین جهان)، باب دیلن، گونگ، ماگما و...، ایننام‏ها را به خاطر بسپارید؛ چون هیچ گاه، آنها را در ماهواره نخواهید دید؛ اما تا دلتان بخواهد، پاپ و متال رگه قلابى و رپهیپ هاپ و تریپ هاپ، از بدترین نوعش و این مگس‏هاى پر سر و صداى دى جى (DJ)- که مثل قارچ از هر جا روییده‏اند - رابرایتان پخش مى‏کنند؛ مصداق‏هاى انکرالاصوات در قرن حاضر. ما دیگر کلاغ همسایه را هم طاووس مى‏بینیم.

وقتى هدف از ارائه موسیقى غربى، گسترش ابتذال و فساد باشد، نه شناساندن هنر، دیگر کسى به فکر ارتقاى سلیقه مانخواهد بود. چه اهمیتى دارد که ما نامى از موسیقى باارزش جاماییکا، کوبا و کشورهایى از این دست نشنیده‏ایم؟ بگذار مامزخرف گوش کنیم؛ بگذار ما خیال کنیم اشعار گروه‏هاى اجق وجق متال، انسانى و جوانمردانه‏اند.

آیا مى‏دانید اعضاى گروه متالیکا، در چه ماشین‏هایى مى‏نشینند و در چه خانه‏هایى زندگى مى‏کنند؟ آیا مى‏دانید «مارمینمنس»، منتقدى شکست‏خورده بود که از عرصه گزارشگرى موسیقى، به روى صحنه راه یافت و سواد موسیقى او از صاحبانکرالاصوات هم کمتر است؟ آیا مى‏دانید طرفداران گروه «پینک فلوید» - که فکر مى‏کنیم بهترین گروه مبارز جهانند - بایدبراى ده دقیقه دیدن آنها، دویست دلار پول بپردازند؟

باور کنید هیچ گروه مبارزى، دلش براى من و شما نسوخته است. بورژواهاى بى‏درد، هیچ گاه حنجره‏شان را براى فریادکردن دردها، پاره نمى‏کنند؛ باور کنید آنها اصلاً ما را نمى‏بینند و نمى‏دانند کجاى زمین ساکنیم و یا حتى نمى‏دانند ما وجودداریم.

اگر متال گوش مى‏کنیم، به ریشه‏هاى آن توجه کنیم و از گروه‏هایى که فرق گیتار و ابزار لحاف‏دوزى را نمى دانند، دفاع نکنیمو به خیل عظیم رهروان این جاده عظیم تبلیغاتى، نپیوندیم. تا کى مى‏خواهیم اهالى مغرب زمین را به خاطر علایق جهانسومى خود، به تعجب و تأسف واداریم؟ تا کى مى‏خواهیم براى آواز دهل از دور، به به و چه چه کنیم؟

آیا هنوز دلتان را به جمعیت حاضر در کنسرت‏ها خوش کرده‏اید؟ در این صورت، توصیه مى‏کنم سفرنامه جیمى را حتماًبخوانید. جیمى، جوان 19 ساله انگلیسى است که به تازگى از ایران دیدن کرده است. سفرنامه جیمى، در آرشیو سایت bbcموجود است. جیمى از ایران و مردم ایران، خیلى ساده مى‏گوید. از مهربانى‏هاى ایرانى‏ها و مسائلى از زیر پوست شهرهاىایران که گاه، بسیار دردناک هستند. از این میان، جیمى از سلیقه موسیقى و سینمایى ایرانى‏ها نیز مى‏گوید.

روزى جیمى در ایران، میهمان یک خانواده به ظاهر متجدد مى‏شود. این خانواده، از او مى‏پرسند که دوست دارد چه نوعموسیقى‏اى گوش دهد؟ مدرن تاکینگ، کریس دى برگ یا...؟ جیمى به آنها مى‏گوید که گروهى به نام مدرن تاکینگ رانمى‏شناسد!! جالب این‏جاست که خانواده ایرانى، براى جوان انگلیسى توضیح مى‏دهند کهModern Talking ، معروف‏ترینگروه دنیاست.

توجه کنید؛ جوان جهانگرد انگلیسى، معروف‏ترین گروه موسیقى جهان را که اتفاقاً انگلیسى زبان هم هست را نمى‏شناسد وخانواده ایرانى، این گروه را به او معرفى مى‏کند. خانواده ایرانى، براى جیمى توضیح مى‏دهد که اشعار این گروه، به اشعارحافظ نزدیک است. البته جیمى بعداً ذکر مى‏کند که وقتى حافظ را مى‏خواند، متوجه مى‏شود که اشعار مدرن تاکینگ، هیچربطى به شعر حافظ ندارد.


 

 

دسته ها : مذهبی - عمومی
پنج شنبه هفتم 6 1387
X