«والفجر»... سوگند همیشه برپا و برجاى ازلى خداوند است، که نوید بخش پگاه روشن پیروزى، در افق جهاد امتهاست.

«بهمن»، ماه شوریدگان دلداده اى است که سرمست از کلام و پیام آن پیر مى فروش، خود را به خطِّ خون و آتش زدند و «گل تکبیر» را در همه جاى این میهن شکوفاندند.

«دهه فجر»، میقات ده روزه یاران امام راحل «ره» است که پیش پاى آمدنش، فرشى از بشریّت گستردند و «مهر آباد» تا «بهشت زهرا» را از حضور خویش آکندند. بهمن، ماه خداست، فصل صداقت است، بهارانِ ایمان است، بهمن، «بهار در زمستان» است.

دهه فجر، کلید گشاینده درهاى پیروزى به روى این ملت عظیم بود که «استقلال» و «آزادى» و «جمهورى اسلامى» را به ارمغان آورد.

دهه فجر، سرود حنجره هاى داوودى است که در رهگذر نسیم ایمان، ترانه آزادى خواندند و بر مائده استقلال، نعمتِ پیروزى گستردند.

دهه فجر، میثاق دوباره و همواره ما با خون شهیدان و خطّ رهبرى و ولایت است.

از آمدن امام، تا دمیدن خورشید «یوم اللّه 22 بهمن» ده روز طول کشید.

ده روز پرحادثه، ولى مبارک، ده روز پراضطراب، ولى سرشار از امید، ده روز، قلب هستى تپید، ده روز، نبض زمان تندتر زد، ده روز حادثه ها از زمان جلوافتاد، ده روز، دلها در تسخیر نگرانى آمیخته به ایمان و شوق بود. ده روز، جدال حق و باطل و فرشته و دیو بود.

ده روز، چشم تاریخ، در انتظار لحظه انفجار مانده بود و «زمان» گوش به زنگ بود، که ... صداى انفجار «اللّه اکبر» این امّت، در فضاى ایران طنین افکند و آن «لحظه موعود» فرا رسید و «ساعت» قائم شد و قیامت برپا گشت و کاخهایى که به قیمت ویرانى کوخها برپا شده بود، به دست کوخ نشینان سقوط کرد و محشرى عظیم پدید آمد ... چه تماشایى و دیدنى و عبرت آموز! و ... جاى شهدا خالى بود.

از دوازدهم بهمن (که امام آمد) تا بیست و دوم بهمن (که نهضت اسلامى پیروز شد) یک دهه است، اما به پربارى ده قرن، بلکه بیشتر!

طاغوت در چاه «مغرب» خفت، و امام، خورشیدى بود که از غرب تابید و مشرق را فرا گرفت و به ایران بازگشت و «انوار الهى» را از قم - این حرم آل محمد- به سراسر گیتى پراکند.

پیروزى انقلاب اسلامى، فجرى بود که دامن افقها را روشن ساخت و پرده هاى ظلمت شرق و غرب را از هم درید و ایران را نور باران کرد،

دهه فجر، مطلع غزل زیباى پیروزى و قصیده بلیغ و رساى اسلام بود.

دهه فجر، جان سیراب زمان بود، از «کوثر ولایت فقیه»،

و ... دهه فجر، فجر روشن و صبح صادق تحقق «جمهورى اسلامى» بود.

انقلاب اسلامى، بیست و دوم بهمن

متن از قطعات جوادمحدثی

دسته ها : فجر انقلاب
پنج شنبه دهم 11 1387

.:::::::: بسم الله الرحمن الرحیم ::::::::.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ سلام ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

  خب بعد ازیه مدتی غیبت الان درجمع دوستان وب نویسم

الحمدلله

اولا: طلیعه سپیده سی امین سالگرد انقلاب اسلامی رو خدمت دوستان تبریک عرض می کنم ثانی :اینحرکت تبیان رو ارج گذارده وحال چه برنده شم وچه بازنده که البته نمی شهبگی بازنده ولی دریه مسابقه بالاخره چنین واژه ای وجودداره ثالث:استارت خبردیگر تبیان مبنی برآدرس دهی وبلاگ 

همه اینها رو مزید برعلت می گیرم واستارت مسابقه رو به حول وقوه خدای رحمان می زنم.

موفق

                             

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭ خدانگهدار ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

.::::::::ж الهم صلعلی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ж::::::::.

دسته ها : فجر انقلاب
پنج شنبه دهم 11 1387

با سلام برآن شدم برای دسترسی سریعترکاربران به مطالب وب مطالب فجرانقلاب رو واسه دوستان درقالب

کتاب f book تحت عنوان فجرانقلاب بگذارم.

لینک دانلود:

  درضمن نوای ایران ایران رو هم دراین فیلم که بانام وب هست ببنید

دانلود:

موفق

 

دسته ها : فجر انقلاب
يکشنبه ششم 11 1387
 جمهوری اسلامی و دگرگونی در توسعه‌ی انسانی ایران افزایش امید به زندگی
دکتر حجت سلیماندارابی[1]

اینجانب توصیه می‌کنم که قبل از مطالعه‌ی وضعیت کنونی جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایی با وضعیت کشور‌ها و ملت‌هایی که در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می‌گذشته است و قبل از توجه به گرفتاری‌های این کشور‌ طاغوت زده از ناحیه‌ی رضاخان و بدتر از آن محمد رضا که در طول چپاولگری‌هایشان برای این دولت به ارث گذاشته‌اند، از وابستگی‌های عظیم خانمان‌سوز تا اوضاع وزارت‌خانه‌ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و... و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و... مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملکرد دولت و جهاد سازندگی در روستا‌های محروم از همه‌ی مواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتاری به جنگ تحمیلی و پیامد‌های آن از قبیل آوارگان میلیونی و خانواده‌های شهدا و آسیب دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و توطئه‌های پی‌درپی امریکا و وابستگان خارج و داخلش... و ده‌ها مسائل دیگر. تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل به اشکال‌تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید.[2]
امام خمینی(ره)
مقدمه

اگر پرسش از عملکرد انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را پرسش از نحوه‌ی نگاه دین به حوزه‌ی عمومی و دگرگونی‌های اجتماعی تلقی کردیم و از این پرسش به عنوان یک پرسش بنیادی، انتظار داریم که فرآیند نوسازی یک جامعه‌ی دینی را مبتنی بر مفاهیم، تعاریف،‌ روش‌ها و مبانی توسعه‌ی‌‌ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نشان دهد، عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در دو دهه‌ی گذشته پاسخ عملی به پرسش‌ مذکور می‌باشد.

اما همان‌طوری که در بخش‌های پیشین نیز گفته شد،[3] معیارهای ملموس این عملکرد هیچ‌گاه در سنجش بین موقعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران عصر انقلاب اسلامی، با معیار‌های جهانی و یا تکیه بر درآمد سرانه که عمدتا مبتنی بر مصرف بیشتر کالاها و خدمات می‌باشد، به معیار‌های درستی نایل نخواهد آمد. برای رسیدن به یک معیار واقعی در شرایطی که کشور ما در آن قرار دارد بهترین ملاک، مقایسه‌ی عملکرد دو نظام انقلابی است. یکی نظام مشروطه‌ی سلطنتی که حدود هفتاد و خورده‌ای سال با تمام قدرت در ایران حکومت کرد و دیگری نظام جمهوری اسلامی که حدود دو دهه و نیم است که در حال حکومت در ایران می‌باشد. به ‌عبارت دیگر بر اساس تذکر‌های پیشین برای شناخت عمق توانایی‌های جمهوری اسلامی، عملکرد بیست و پنج‌ ساله‌ی این نظام را در مقابل تمام طول عمر هفتاد ساله‌ی نظام مشروطه‌ی سلطنتی قرار دادیم.

در بخشی از مباحث مورد نظر، دگرگونی نظام آموزشی و پژوهشی ایران را به شکل اجمالی نشان دادیم. در این قسمت به یکی از مهم‌ترین مباحث مربوط به حوزه‌ی توسعه، یعنی توسعه‌ی انسانی خواهیم پرداخت. در حقیقت رسیدن به مفهوم توسعه‌ی انسانی در پیش‌زمینه‌های بحث دگرگونی نظام آموزشی و پژوهشی ایران وجود داشت و شاید این بحث می‌بایستی مقدم بر آن بحث مطرح می‌شد و بحث دگرگونی‌های نظام آموزشی ایران به ‌عنوان یکی از نمادهای توسعه‌ی انسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گرفت. با قبول این اشکال و به منظور رفع این نقیصه‌ی روش شناختی، مباحث مربوط به بررسی‌های عملکرد انقلاب اسلامی در ایران را در قالب عنوان کلی توسعه‌ی انسانی که اصل و محور اساسی در نسبت با توسعه‌ی اجتماعی، توسعه‌ی سیاسی، توسعه‌ی فرهنگی و توسعه‌ی اقتصادی است، دنبال خواهیم کرد.
اهمیت و جایگاه توسعه‌ی انسانی را در مباحث پیشرفت و توسعه می‌توان در اصلی‌ترین محورهای این بحث در موارد زیربیان کرد:

1-توسعه انسانی

2-توسعه اجتماعی

3-توسعه فرهنگی

4-توسعه اقتصادی

5-توسعه سیاسی

 مواردمذکور نشان می‌دهد که در محور همه‌ی مباحث مربوط به توسعه، مفهوم توسعه‌ی انسانی قرار دارد. در حقیقت توسعه‌ی انسانی حاوی تصویر روشنی از وضعیت جامعه برای شاخص‌های اصلاحات اجتماعی و اقتصادی است.
نمودار‌های توسعه‌ی انسانی حاوی پیام‌های پر قدرتی درباره‌ی مدیریت امور، سیاست‌های اقتصادی، مسائل جمعیتی، محیط زیست، ‌آموزش و پژوهش،‌ اوضاع زنان و کودکان، بهداشت، تغذیه و امنیت غذایی و ده‌ها مفهوم دیگر در زیر ساخت‌های توسعه و پیشرفت جامعه است.
امروزه گزارش‌های توسعه‌ی انسانی در کشور‌ها از جایگاه ویژه‌ای در سطح بین‌المللی برخوردار بوده و نفوذ زیادی در میان تصمیم گیرندگان، پژوهشگران، دانشگاهیان و حتی شهروندان پیدا کرده است. [4]
می گویند:
ایده‌ی توسعه‌ی انسانی با این پیش فرض اساسی ظهور کرد که درآمد، همه‌ی زندگی انسانی نیست. بنابراین پیشرفت انسانی را نمی‌توان تنها توسط درآمد سرانه اندازه‌گیری کرد. [5]
امروزه اهمیت شاخص‌های توسعه‌ی انسانی در برآورد میزان رشد و توسعه در کشورها، به قدری است که بسیاری از صاحب‌نظران دیدگاه‌های توسعه معتقدند که این شاخص از قدرت توضیحی بیشتری نسبت به تولید ناخالص ملی در بیان پیشرفت‌های انسانی در یک جامعه برخوردار است.

اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی را کشور بنگلادش، در سال 1371 منتشر کرد و از آن زمان تا کنون گزارش‌های زیادی پیرامون توسعه‌ی انسانی منتشر شده است. اولین گزارش توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران در سال 1378 با همکاری سازمان ملل متحد منتشر شد. پیش از این گزارش، در گزارش توسعه‌ی انسانی 1990 که نخستین گزارش جهانی است و توسط برنامه‌ی عمران ملل متحد (UNDP) منتشر شد، فرآیند توسعه‌ی انسانی حدود 130 کشور جهان بر مبنای سه سطح توسعه‌ی انسانی پایین، توسعه‌ی انسانی متوسط و توسعه‌ی انسانی بالا ارائه شد. این گزارش بر مبنای مهم‌ترین شاخص‌های توسعه یعنی: نمایه‌‌ی توسعه‌ی انسانی، سیمای محرومیت انسانی، سیمای توسعه‌ی انسانی، روندهای توسعه‌ی انسانی، تشکیل سرمایه‌ی انسانی، فاصله‌های بین شمال و جنوب، هزینه‌های واقعی شمال و جنوب، فاصله‌های بین مناطق شهری و روستایی، فاصله‌های بین مردان و زنان، بقا و توسعه‌ی کودکان، سیمای بهداشت و درمان، امنیت غذایی، سیمای آموزش و پرورش، اشتغال، ثروت و فقر، ازدحام در مناطق شهری، عدم تعادل‌های آموزشی، عدم تعادل‌های مربوط به هزینه‌های نظامی، عدم تعادل‌های مربوط به جریان منابع، ترازنامه‌ی جمعیتی، ترازنامه‌ی منابع طبیعی و حساب‌های درآمد ملی و غیره تنظیم و ارائه گردید. بر مبنای این دو گزارش، یعنی گزارش 1990 برنامه‌ی عمران ملل متحد و اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران، امکان برآورد تحولات بنیادینی که در طول بیست سال حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران اتفاق افتاد، فراهم می‌شود.
مفهوم توسعه‌ی انسانی

توسعه‌ی انسانی را فرآیند بسط انتخاب‌های انسانی تعریف کرده‌اند. مقایسه‌ی این رویکرد با سه دیدگاه رفاه اقتصادی، نیاز‌های اساسی و توسعه‌ی منابع انسانی کمک بسزایی به درک بهتر توسعه‌ی انسانی می‌کند.

رویکرد رفاه اقتصادی، مصرف کالا و خدمات را اساس زندگی بهتر به شمار می‌آورد و از آنجایی که درآمد واقعی میزان مصرف افراد از کالاها و خدمات را تعیین می‌کند، شاخص رفاه اقتصادی، درآمد واقعی است در حالی که رویکرد توسعه‌ی انسانی، مصرف کالاها و خدمات را یکی از عناصر زندگی بهتر می‌داند و بر آوردن نیازهای روحی و گسترش ظرفیت‌های ذهنی را عنصر دیگر زندگی بهتر به شمار می‌آورد که از طریق پرورش قوای ذهنی به ویژه با آموزش حاصل می‌شود. لذا نمایانگر پیشرفت تحصیلی در کنار درآمد سرانه در اندازه‌گیری توسعه‌ی انسانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
رویکرد نیاز‌های اساسی اگر چه تأمین حداقل نیاز‌های مادی و غیرمادی را هدف قرار می‌دهد اما این هدف را از طریق در اختیار قراردادن مجموعه‌ای از کالاها و خدمات تعقیب می‌کند و لذا از یک سو به دلیل عدم توجه به پرورش ظرفیت‌های ذهنی و مادی و از سوی دیگر به واسطه‌ی تأکید بر حداقل‌ها به جای تأکید بر زندگی بهتر، رویکرد توسعه‌ی انسانی تفاوت می‌یابد.
رویکرد توسعه‌ی منابع انسانی که غالبا با توسعه‌ی انسانی اشتباه گرفته می‌شود، اگر چه بر خلاف رویکرد‌های رفاه اقتصادی و نیاز‌های اساسی به ایجاد ظرفیت‌ها و پرورش توانمندی‌ها توجه دارد، هدف آن بر خلاف رویکرد توسعه‌ی انسانی، دستیابی به زندگی بهتر نیست بلکه هدف آن رشد بهره‌وری فیزیکی افراد برای دستیابی به رشد اقتصادی است. توسعه‌ی انسانی اگر چه بر رشد ظرفیت‌های مادی در کنار پرورش استعدادهای ذهنی تأکید می‌ورزد اما رشد اقتصادی را خود به عنوان ابزاری در خدمت زندگی بهتر انسان به شمار می‌آورد.

بنابراین تأکید بر مفهوم بسط انتخاب‌های انسانی، رویکرد‌ی کل‌نگر به زندگی بهتر است که از یک سو به ایجاد ظرفیت‌ها به جای تأکید بر مصرف کالاها و خدمات تأکید دارد و پایداری توسعه‌ی انسانی را تضمین می‌کند و از سوی دیگر بر پرورش استعدادهای ذهنی در کنار رشد ظرفیت‌های مادی تأکید می‌ورزد و سرانجام با هدف قرار دادن زندگی بهتر، افق پویایی را فراروی انتخاب‌های انسانی قرار می‌دهد.
بنابراین عناصر ضروری در رویکرد توسعه‌ی انسانی عبارتند از :

در توسعه‌ی انسانی سه شاخص اصلی مبنای تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.
الف. کسب دانش
ب. دسترسی به امکانات مادی لازم برای یک زندگی بهتر
ج. برخورداری از عمر طولانی توأم با سلامتی
در مفهوم کسب دانش، نرخ با سوادی بزرگسالان بر اساس دو سوم ارزش کلی، نرخ ترکیبی ثبت نام در مقاطع مختلف تحصیلی بر اساس یک سوم ارزش کلی و در دسترسی به امکانات مادی، قدرت خرید واقعی افراد و در ظرفیت سوم از امید به زندگی در بدو تولد استفاده می‌کنند. مقدار شاخص مذکور بین یک حداقل (صفر) و یک حداکثر( یک) قرار می‌گیرد. کشورهای دارای شاخص توسعه‌ی انسانی پایین‌تر از 500% به عنوان کشور‌های با توسعه‌ی انسانی پایین و کشور‌های واقع در فاصله‌ی 500% و 799% کشور‌های با توسعه‌ی انسانی متوسط و کشور‌های با شاخص 800% تا یک به عنوان کشور‌های با توسعه‌ی انسانی بالا محسوب می‌شوند. [7] 2. پایداری، در شکل مسئولیت نسبت به نسل‌های آینده که بایستی سهم مشابهی با نسل حاضر از توسعه داشته باشند. 3. بهره‌وری، در قالب سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و ایجاد فضای قابلیت‌زایی که افراد را قادر به حداکثر بهره برداری از ظرفیت‌هایشان می‌سازد. 1. برابری، در قالب دسترسی برابر به فرصت‌ها 4. توانمند سازی، بدین معنی که مردم باید به سطحی از توسعه‌ی فردی دست یابند که به آنها امکان انتخاب بر اساس خواست‌های خود را بدهد. [6]
سیمای توسعه‌ی انسانی ایران در دوره‌ی پهلوی

آنهایی که آگاهی از اوضاع برنامه‌ریزی توسعه‌ی ایران دارند، می‌دانند که اولین برنامه‌ی توسعه برای مدت هفت سال از 1328 تا 1334 شمسی تدوین شد. این برنامه با برخورد به جنبش ملی نفت از یک طرف و ضعف ساختاری برنامه و عدم توجه به نقش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در محاسبات و تأکید کل برنامه بر دریافت وام بانک جهانی با شکست مواجه شد. مشخص نبودن اهداف مقداری برنامه و فقدان داده‌های آماری قابل اعتماد برای برنامه‌ریزان و استفاده از شیوه‌ی آزمون و خطا در تعیین تخصیص‌های مربوط به هر بخش و از همه مهم‌تر، جایگزینی قضاوت‌های ذهنی برنامه‌ریزان به جای اطلاعات علمی و آمار‌های واقعی، مشکلات دیگر برنامه‌ی اول‌ رژیم مشروطه‌‌ی سلطنتی برای حل معضلات ساختاری ایران بود.[8]
شاید آغاز مصائب ایران در دوره‌ی حاکمیت پهلوی دوم را باید در همین برنامه جستجو کرد. رژیم شاه برای دریافت وام از بانک جهانی که به تازگی تأسیس شده بود، در حقیقت بنیادهای این برنامه را پی‌ریزی کرد. بانک جهانی در قبال تقاضای دولت ایران ادعا کرد که فقط تقاضاهایی را مورد بررسی قرار می‌دهد که مربوط به پروژه‌های مشخص باشد و عملی بودن آنها با مطالعات فنی به ثبوت برسد. رژیم شاه برای جلب بانک جهانی از یک شرکت مهندسی امریکایی برای استقرار در وزارت مالیه استفاده می‌کند و از او می‌خواهد تا پروژه‌هایی را پیشنهاد کند که از سوی بانک جهانی برای پرداخت وام مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس برنامه‌ی اول توسعه با هزینه‌های سرمایه‌گذاری بخش دولتی برای کل دوره‌ی برنامه بالغ بر 21 میلیارد ریال (معادل 656 میلیون دلار با نرخ برابری 32 ریال)، تعیین شد. اما همان‌طوری‌ که گفته شد جنبش ملی نفت و فقدان مدیریت ماهر در سازمان برنامه و عدم برنامه‌ریزی تمامی مراحل ارزیابی پروژه‌ها و قسمت بزرگی از کار ارائه‌ی پروژه‌ها توسط مشاوران خارجی مرتبط با سازمان برنامه که هیچ شناختی از اوضاع ایران نداشتند،[9] منجر به شکست این برنامه شد.

اوضاع برنامه‌ی دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم رژیم پهلوی نتایجی بیش از آنچه که تصور می‌شد یا تبلیغ می‌گردید برای ایران به ارمغان نیاورد. به ‌طوری که از دیدگاه پاره‌ای از اقتصاددانان امریکایی‌ که عموما مشاور رژیم پهلوی در این برنامه‌ریزی‌ها بودند، اجرای این برنامه‌ها برای ایران یک فاجعه تلقی می‌شد.[10]

پنجمین برنامه‌ی توسعه از 1352 تا 1356 آغاز و با اهدافی چون افزایش استاندارد زندگی و درآمدها، نیل به رشد متعادل اقتصادی با حداقل تورم،‌ تقویت خدمات اجتماعی و گسترش عدالت اجتماعی، حفاظت از محیط زیست،‌ توزیع عادلانه‌تر منابع انسانی، گسترش علم، دانش و تکنولوژی، افزایش تولید داخلی و واردات صنعتی، سرمایه‌گذاری مازاد پول خارجی (ارز) در خارج از کشور به منظور ایجاد منابع جدید ثروت جهت دوران بعد از نفت و حفاظت و ارتقای فرهنگ و میراث ملی تا سال 1355 ادامه پیدا کرد.[11]

افزایش باور نکردنی درآمد‌های نفتی، مستلزم تجدید نظر در تمامی اهداف بخشی و افزایش هزینه‌های مربوط به دفاع، توسعه‌ی اقتصادی و غیره بود. اما افزایش درآمد‌های نفتی به جای اینکه به کام ملت ایران و رسیدن به اهداف مذکور شود، منجر به افزایش جنون شاه نسبت به قدرت نظامی و پذیرش ژاندارمی منطقه و لشکرکشی به همسایگان و از همه بدتر انتقال درآمد نفتی به خارج از کشور به بهانه‌ی سرمایه‌گذاری در خارج به علت پایین بودن بهره‌‌وری و ظرفیت زیر بنایی کشور شد.

به عبارت دیگر، افزایش درآمد نفت به نام ملت ایران و به کام الیگارشی مالی خاندان پهلوی و وابستگان به آن شد و به این بهانه بخش اعظمی از درآمدهای هنگفت نفت در سال‌های 50 به خارج از ایران منتقل و جزء سرمایه‌های خصوصی خاندان پهلوی محسوب شد.

وقتی شاه در معرض درآمد کلان نفتی قرار گرفت، کنترل خود را از دست داد و عملا برنامه‌ی پنجم را بلا تکلیف رها و به شکل عجولانه‌ای مشغول تهیه‌ی برنامه‌ی ششم توسعه برای چاره‌جویی این درآمد کلان شد. شاه برای حل فجایع برنامه‌ی پنجم اعلام کرد که چنین تصمیم گرفته شد که استفاده کنندگان از وجوه، اعم از بیرون یا درون دولت، باید تحت برنامه‌ریزی عمل کنند. شاه که چشم‌اندازهای درآمد نفتی سال‌های 50 را دید، نگران مسائل آتی رژیم گردید و احساس کرد که چشم‌انداز‌های پنج ساله، پاره‌ای از تحولات بسیار سریع جهان را پاسخگو نیست. لذا عملا اعلام کرد که ایران از این پس بر اساس برنامه‌های پنج ساله‌ی توسعه، عمل نخواهد کرد و به دنبال تجویز برنامه‌های مبتنی بر راهبرد‌های 10 و 25 ساله است. اما انقلاب اسلامی رویا‌های دراز مدت رژیم مشروطه‌ی سلطنتی را برای اتلاف منابع ملت ایران از هم پاشید. شاه دقیقا اسیر همان سیاست‌هایی شد که تصور می‌کرد می‌تواند با تکیه بر آن پایه‌های رژیم خود را مستحکم کند. وابستگی مطلق به غرب، افزایش روند دخالت‌های سیاسی در تصمیمات اقتصادی، توسعه‌ی نامتعادل و فاقد برنامه، تخریب سریع‌السیر فرهنگ ملی، روند پر شتاب صنعتی شدن مونتاژی و نابودی کشاورزی ایران و گسیل داشتن روستاییان به حاشیه‌های شهر و ترویج حاشیه‌نشینی، افزایش نظامی‌گری جنون‌آمیز و ده‌ها سیاست دیگر، شرایطی برای ایران فراهم کرد که در سال فروپاشی رژیم پهلوی، بر اساس آمار‌های موجود هیچ چشم‌انداز مثبتی برای توسعه‌ی انسانی در ایران وجود نداشت.

به عبارت دیگر رژیم مشروطه‌ی سلطنتی پهلوی برنامه‌ی مدون و مشخصی برای توسعه‌ی انسانی کشور بر اساس معیار‌های جهانی و استعداد‌های داخلی نداشت.

از کودتای امریکایی 28 مرداد 1332 (1953م) ساختار اقتصادی ایران همچنان به شکل نیمه مستعمراتی و بر مبنای صدور نفت و واردات مایحتاج ایران از کشور‌های اروپایی و امریکا قرار داشت. سهم عمده‌ی درآمد‌های ایران در این دوران نصیب امریکا، انگلستان و سایر کشور‌های اروپایی شد. بعد از کودتای 28 مرداد و سقوط دولت مصدق، زمینه‌ی جذب و گسترش سرمایه‌های شرکت‌های چند ملیتی فراهم شد. مهم‌ترین کار رژیم کودتا، بستن قرارداد نفتی با کنسرسیوم متشکل از شرکت‌های انگلیسی، امریکایی، هلندی و فرانسوی بود که به شکل مشترک و هماهنگ نفت ایران را بهره برداری می‌کردند. قرارداد کنسرسیوم بر مبنای پنجاه، پنجاه به مدت 25 سال (از 1953 تا 1979) بهره برداری از کلیه‌ی منابع نفتی را در اختیار بیگانگان قرار داد و عملا زحمات مردم ایران را در جنبش‌ ملی نفت به باد داد. سهام کنسرسیوم 40% به شرکت‌های امریکایی و 50% به شرکت انگلیسی و بقیه میان کشورهای دیگر تقسیم شد.[12]

در سال 1338 بانک توسعه‌ی صنعت و معدن، با سرمایه‌ای معادل 400 میلیون دلار و با شرکت 32 بانک بین‌المللی تشکیل شد. دولت ایران مبلغ 600 میلیون ریال اعتبار بی‌بهره به مدت 30 سال و بانک ملی 4/1 میلیارد ریال اعتبار صنعتی در اختیار این بانک گذاشت. مهم‌ترین شرکای خارجی این بانک چیس مانهاتان بانک امریکا و سایر بانک‌های بزرگ کشورهای اروپایی مثل بهیتی بانک، کانتی شل اینترنشنال، فایناس کورپوریشین، دویچه بانک و شرکت سال اوپن هایم آلمان غربی، الگن‌بانک ‌ندرلند آمستردام و رتردام بانک هلند‌،‌ بریتیش بانک اف‌میدل‌ایست، سالیورکاروزلیمیتد، ‌میدلند بانک لیمیتد، کوشن‌تراست لیمیتد‌، باکلنر بانک اینترنشنال لیمیتد انگلستان، بانک‌ اف توکیو، ایند استربال بانک اف ژاپن‌، ‌سانوا بانک و سومیتو بو بانک ژاپن‌، ‌مویر بانک ایتالیا‌، سوسیته ژنرال پاریس و سایر بانک‌هایی بودند که در عرض فعالیت‌های خود در ایران با سرمایه‌گذاری‌های انحصاری، میلیون‌ها دلار از سرمایه‌های ملی را به عنوان سود نصیب خود کردند.

بانک توسعه‌ی صنعت و معدن تا پایان شهریور 1357 مبلغ 4/25 میلیارد ریال در 55 طرح صنعتی و معدنی،‌ حمل و نقل و کشت و صنعت سرمایه‌گذاری کرد. جهت‌گیری‌های این بانک و شرکای خارجی آن صرفا در ایجاد صنایع جنبی، خدماتی و صنایع مونتاژ بود. اساس سرمایه‌گذاری خارجی در ایران دوره‌ی پهلوی اصولا سیاستی جز تأمین منابع مالی جهت سرمایه‌گذاری در صنایع مونتاژ و خدمات وابسته به آن نبود. بانک توسعه‌ی صنعت و معدن در تمام سرمایه‌گذاری‌هایش، همواره یک طرف قرارداد خارجی داشت و ناچار بود از سیاست‌های کلی طرف خارجی که حاکم بر صنایع بود، پیروی کند.[13]

بنابراین همان‌طوری که مشاهده کردیم، جریان اولیه‌ی سرمایه‌گذاری‌های خارجی در ایران که در دوره‌ی قاجاریه با اخذ امتیاز از حکام توسط دول یا افراد خارجی در قالب قرار‌دادهای استعماری مثل دارسی، رویتر، شیلات شمال، امتیاز تنباکو و غیره به شکل ساده‌ی اخذ قرارداد و امتیاز مستقیم عمل می‌کرد، در دوره‌ی پهلوی به اشکال پیچیده درآمد و از سال 1311 یعنی دوره‌های اول آغاز سلطنت پهلوی تا سال 1357، فرآیندی را در سرمایه‌گذاری خارجی در کشور دنبال کرد که اثرات آن جز نابودی ذخایر ملی، خروج سرمایه، شخصی شدن سرمایه، فقر بنیه‌های اقتصادی کشور و نابودی منابع انسانی نبود. از سال 1335 تا 1357 رژیم مشروطه‌ی سلطنتی پهلوی جمعا 1641 فقره شرکت ایرانی را با سهام داران خصوصی خارجی بر ملت ایران تحمیل کرد. بالاترین رقم شرکت‌های به ثبت رسیده با سهام داران خارجی در سال 1354 و 1355 به ترتیب 498 و 338 شرکت بود. نمودار زیر سهم و مبلغ توزیع سرمایه‌گذاری خارجی در ایران را در بنیادهای اقتصاد کشور از سال 1340ش (1962م) تا سال 1355ش (1977م) نشان می‌دهد:

توزیع سرمایه‌گذاری خارجی در ایران از سال 1340تا 1355 (ارقام به میلیون دلارـ درصد)[14]‌
بخش     1347ـ1340     1355 ـ 1348     1360 ـ 1355
مبلغ     سهم     مبلغ     سهم     مبلغ     سهم
نفت     810     8/92     153     4/6     963     6/29
 سایر     62     2/7     2233     6/93     9295     4/70
کل اقتصاد     872     100     2386     100     3258     100

مجموع شرکت‌های چند ملیتی و انحصار، هماهنگ با هم و برادروار در کنار یکدیگر به غارت منابع کشور ما می‌پرداختند و به جای آن یک مشت آهن پاره‌های بی‌ارزش تحت عنوان صنایع مونتاژ، تحویل ملت ایران می‌دادند. در حقیقت میراث‌خواران نظام مشروطه به توصیه‌ی اسلاف خود که مدعی بودند ایرانی حتی توانایی ساختن آفتابه را نیز ندارد، در دوران پهلوی به طور مطلق سرنوشت ساختار‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران را تحویل بیگانگان دادند. کلیه‌ی پروژه‌های صنعتی در طول هفتاد سال حاکمیت رژیم مشروطه‌ی سلطنتی پهلوی از ابتدا تا به مرحله‌ی تولید، توسط شرکت‌های خارجی انجام شد. در لیست پیمانکاران این شرکت‌ها حتی نام یک پیمانکار ایرانی وجود ندارد. از عملیات ساختمان تا دستگاه تصفیه‌ی آب و حتی در ساده‌ترین کارهای کاردانی به دست شرکت‌های امریکایی، آلمانی،‌ فرانسوی، و غیره انجام می‌شد.

کلیه‌ی متخصصان ردیف اول این طرح‌ها، کارشناسان خارجی بودند. حتی یک آموزشکده و تربیت نیروی انسانی متخصص برای گرداندن این صنایع در نظر گرفته نشد. کارورزان اولیه را نیز برای تعلیم به خارج از کشور می‌فرستادند و علاوه بر گرفتن هزینه‌های این تعلیم، تلاش می‌کردند کمترین زمینه‌های آموزش در کشور را از بین ببرند. جالب‌تر از همه اینکه کالاهای تولیدی این کارخانه‌ها با ابعاد مختلف، قابل مصرف در هیچ یک از صنایع ایران نبودند و باید این قطعات به خارج فرستاده می‌شد تا از این طریق سود‌های کلانی نصیب سهام داران خارجی این شرکت‌ها می‌شد و از آن طرف سهم ناچیز ایران نیز صرف واردات قطعات مورد نیاز صنایع مونتاژ در داخل می‌گردید. منابع معدنی ایرانی مثل سنگ آهن و غیره با نیروی کار ارزان و خدمات رایگان دولتی از جیب مردم ایران بدون تأثیر در تربیت نیروی انسانی و توسعه‌ی انسانی و نیروی کار کارآمد به خارج منتقل می‌شد. تسلط این شرکت‌ها بر مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی کشور باعث گردید که هیچ پیوندی بین صنایع داخلی و منابع معدنی ایران به وجود نیاید.

به عنوان نمونه شرکت آلومینیوم سازی ایران در سال 1350 با حق لیسانس انحصاری شرکت رینولدز امریکا که یکی از شرکت‌های بزرگ انحصار آلومینیوم جهان است، با ظرفیت پیش‌بینی شده‌ی 45 هزار تن در سال تأسیس شد. در برنامه‌ی شرکت گفته شد که 75% تولید آن به خارج صادر می‌شود در حالی که ایران خود یکی از واردکنندگان آلومینیوم بود. در سال 1356 حدود 28 تن آلومینیوم به کشور وارد شد، در حالی که کارخانه‌ی آلومینیوم سازی ایران همه ساله 5 تا 75% حق لیسانس به انحصار امریکایی رینولدز می‌داد. این مبلغ صرف نظر از سود و زیان کارخانه به عنوان حق ثابت این شرکت امریکایی بود. مدیریت شرکت با طرف امریکا و پس از 12 سال از ایجاد مرکز آموزش فنی و حرفه‌ای سرباز زد. در حالی که طبق قرار داد موظف به آموزش بود. همه‌ی قراردادهای مواد اولیه‌ی مورد نیاز برای آلومینیوم در انحصار بزرگ خارجی به وسیله‌ی قراردادهای بلند مدت خریداری می‌شد. آلومینیا به مقدار 90 هزار تن در سال از انحصار امریکایی «آلکوا»، کک نفتی به مقدار 22 هزار تن در سال از انحصار امریکایی کریت لیکز و قیر مخصوص به مقدار 5/5 هزار تن از کمپانی استرالیایی کاپرز؛ کلیه‌ی این مواد را کمپانی‌های حمل و نقل نروژی «لک هندلینگ» به ایران حمل می‌کرد.[15]

انصافا آیا مکانیزم غارت سرمایه‌های ملی در طول دوران رژیم پهلوی و مصیبتی که بر اساس سیاست‌های این رژیم بر اقتصاد توسعه و رشد توسعه‌ی انسانی و منابع انسانی وارد آمد نیاز به آمار‌های بیشتری دارد؟ آیا ساده‌لوحانه و عوام‌فریبانه نیست که پاره‌ای از رویه‌کاری‌های اقتصادی نشانه‌ای از تجدد، دولت مدرن و پیشرفت معرفی شود؟

این همه استعداد نابود شده‌، منابع ملی و نیروی انسانی از بین رفته در طول حاکمیت رژیم مشروطه‌ی سلطنتی که پنجاه سال آن در ید قدرت مطلق رژیم پهلوی و روشنفکران وابسته به آن بود، آیا می‌توان نادیده گرفت؟

برای محاسبه‌ی تصاعدی عقب نگه ‌داشته شدن ایران در طول این پنجاه سال باید سرعت پیشرفت تصاعدی دنیا را نیز مورد محاسبه قرار داد تا متوجه شد که چگونه رژیم پهلوی در طول این پنجاه سال فاصله‌ی کشور مستعد ایران را با جهان به چندین برابر رسانده است!

رژیم پهلوی، با همکاری کشور‌های استعماری در طول حاکمیت خود نه تنها ایران را یک کشور عقب مانده نگه ‌داشت، بلکه با غارت مشترک منابع و درآمد‌های نفتی و سرمایه‌گذاری مشترک در صنایع بی‌مصرف مونتاژی از سهم درآمد‌های نفتی، زیربناهای اقتصادی ایران را نابود کرد و همان کارخانه‌های مونتاژ وارداتی را چندین بار به مردم مظلوم ایران فروخته و سرمایه را از کشور خارج کردند و باز مجددا برای تأسیس همان کارخانه از ملت ایران بهای آن را گرفتند. محاسبه‌ی فروش محصولات و ارزش افزوده‌ی این صنایع نسبت به قیمت‌های اولیه نشان می‌دهد که چه سرمایه‌ی سرسام‌آوری را از کشور خارج کردند. سرمایه‌هایی که اکنون خاندان پهلوی و الیگارشی وابسته به آنها علی‌رغم سقوط بیست و اندی ساله، با آن تجارت، زندگی و توطئه می‌کنند.

مکانیزم غارت منابع ملی از چند طریق در کشور ما عمل می‌کرد؛ مکانیزم وام‌های پرداختی، مکانیزم ارزش فروش محصولات لوکس و یک‌بار مصرف، مکانیزم فروش ماشین آلات صنعتی، مکانیزم دریافت حق لیسانس و سرمایه‌گذاری‌ها‌ی مشترک و مکانیزم مشارکت در سیستم بانکی و ده‌ها روش دیگر که در رأس همه‌ی آنها مشارکت یک یا چند نفر از خاندان سلطنتی و الیگارشی وابسته با آن، با یک یا چند شرکت خارجی غیر قابل تردید است.

جدول زیر، مکانیزم نسبت شرکت‌های داخلی که در رأس اغلب آنها خاندان سلطنتی و الیگارشی وابسته به آن قرار داشتند را با شرکت‌های خارجی تا حدودی نشان می‌دهد:[16]
نام شرکت     ملیت شرکت خارجی طرف قرارداد شرکت‌های تحت تسلط شرکت‌های چند ملیتی[17]
1. تولید و بسته‌بندی گوشت زیاران     امریکایی
2. گلوکزان     امریکایی
3. قند کرمانشاه     آلمان غربی
4. استیران     استرالیایی
5. الیاف     آلمان، امریکا
6. ایران کنف     امریکایی
7. سنتاب     سوئدی
8. صنایع و کاغذ و محصولات کاغذی     امریکایی
9. حریر پارس     انگلیسی
10. پارس جک     سوئدی
11. چرم مغان     ایتالیایی
12. لاستیک پارس     ایتالیایی
13. ولکا ایران (شیمایی)     امریکایی
14. کاربن ایران     امریکایی
15. مجتمع تولید سم ایران     امریکایی
16. شیشه‌ی قزوین     ژاپنی
17. آبگینه     بلژیکی
18. استخراج مواد اولیه‌ی شیشه     آلمان غربی
19. سرامیک البرز     ژاپنی
20. چینی سازی پارس     ژاپنی
21. کارخانه نورد شهریار     آلمان غربی
22. فولاد مخصوص ایران     فرانسوی
23. آلو پارس، آلومیران     ایتالیایی
 24. داکتیران     فرانسوی
25. درمن دیزل     انگلیسی
26. تولید موتورهای دیزل     آلمان غربی
27. لیلاند دیزل     انگلیسی
28. لوکاس تندر     انگلیسی
29. پیستون ایران     آلمان غربی
30. لوازم اتومبیل     آلمان غربی
31. بلبرینگ ایران     سوئدی
32.شرکت صنعتی آبفر     فرانسوی
33. آسانسور سازی شیندلر     سوئیسی
34. آکروساز ایران     انگلیسی
35. مسیران     امریکایی
36. جوش اکسیژن     انگلیسی
37. تولید شاسی و بدنه‌ی اتومبیل     آلمان غربی
38. صنایع ماشین آلات و وسایل الکتریکی     آلمان غربی
39. کنتور سازی ایران     آلمان غربی
40. کمپرسورسازی ایران     امریکایی
41. ترانسپیک     هلندی
42. کارخانجات مخابراتی ایران     آلمان غربی
43. صنایع الکترونیکی ایران     ژاپن
44. لامپ ایران     آلمان ـ هلند
45. لامپ پارس توشیبا     ژاپنی
46. سیکاپ (کابل)     امریکایی
47. صنعتی پارس توشیبا     ژاپنی
48. صنایع الکتریکی البرز     فرانسوی
49. صنایع وسایل نقلیه     فرانسوی
50. تولیدی تیزرو هوندا     ژاپنی
51. خدمات بازرگانی و صنعتی     آلمان
52. ایرانوریدینگ اندبیتس     انگلیسی
53. بین‌الملل مهندسی ایران     ایتالیایی
54. جهانگردی ایران و ژاپن     ژاپنی
55. هتل سازی ایران و فرانسه     فرانسوی
56. ایرانواینتر دریل     امریکایی


در کنار اینها، شرکت‌های زیر نیز با مشارکت بانک توسعه‌ی صنعت و معدن تشکیل یافته و مشغول فعالیت شدند:
وده‌ها مؤسسه‌ی کلیدی و تولیدی دیگر که به طور عمده با مشارکت سرمایه‌های خارجی و با طرف قرارداد خارجی و یا حق لیسانس خارجی تشکیل شدند.[18]

خاندان سلطنتی در کنار سهمی که از این سرمایه‌های هنگفت ملت ایران به خود اختصاص داده بودند، طبق گفته‌ی شاه در جمله‌ی لایف امریکایی در سال 1963 تا آن زمان به طور کلی دو هزار پارچه آبادی از پدرش به ارث برده بود. آبادی‌هایی که به زور قدرت استبداد تصرف کرده بود. شاه در این اظهارات مدعی شد که از این تعداد 1092 آبادی را به فرزند دو ساله‌اش ولیعهد بخشیده است.
این سرمایه‌ی هنگفت که بخش کوچکی از آن سرمایه‌های کلان بود، از کجا در تصرف خاندان سلطنتی در آمده بود؟
توسعه‌ای که شاه برای ایران در نظر گرفته بود، بیش از آنکه حامل مفهوم سعادت اقتصادی اجتماعی و فرهنگی برای مردم ایران باشد، فقط معطوف به تغییر شکل ظاهری جامعه بدون توجه به زیرساخت‌ها و ارزش‌ها و فرهنگ جامعه بود. انقلاب اسلامی بی‌تردید منعکس‌کننده‌ی شکست مدل دگرگونی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران به اشکال متفاوت غربی بود. مدلی که جز تسلط خارجی‌ها بر ساختار اجتماعی ایران، خروج ثروت ملی توسط شرکت‌های چند ملیتی و خاندان سلطنتی و وابستگان آنها، بی‌توجهی به تمایلات مردم و نابودی فرهنگ ملی، چیزی به همراه نیاورد. هزینه‌های برنامه‌ی نوسازی رژیم پهلوی و رشد طبقات ممتاز را اکثرا از جیب ملت ایران برداشت کردند و به قول نیکی کدی، در این زیاده‌ستانی غرب هم مشارکت داشت، زیرا هر روز مقدار بیشتر کالای ایرانی جهت پرداخت هزینه‌ی محصولات صنعتی غرب لازم بود. هزینه‌های جدیدی که به علت برنامه‌ی نوسازی رضا شاه ایجاد گردید، در زمان شروع جنگ جهانی دوم وضع اقتصادی ایرانیان متوسط به طور مرتب و قابل ملاحظه‌ای از وضعشان در سال 1304 ش بدتر بود.... شکی وجود نداشته که اصلاحات رضا شاه به طور عمده از جیب مردم فقیر و بیشتر به نفع یک گروه محدود از طبقات برجسته و مرفه اجتماع بود.[19]
بر اساس همین سیاست‌ها بود که در دوره‌ی پهلوی دوم، جمعیت شهری ایران متشکل از یک طبقه‌ی کوچک اما پرقدرتی شد که همه‌ی ارکان کشور دست این طبقه بود. این طبقه در مجموع، کمتر از یک‌هزار نفر را در بر می‌گرفت و از شش گروه زیر ترکیب می‌شد:
الف) خاندان پهلوی با 63 شاهزاده و وابستگان نزدیک.
ب) خانواده‌های اشرافی که مدت‌ها پیش از اصلاحات ارضی دهه‌ی 1340 به سرمایه‌گذاری در شهر‌ها روی آورده بودند، مانند خانواده‌های علم، امینی، بیات، قراگوزلو، دولّو، مقدم، جهانبانی و غیره. (اینها عموما وابسته به الیگارشی نظام قاجاری بودند که به دوره‌ی پهلوی منتقل شدند)
پ) اشراف سرمایه‌دار مانند خداداد فرمانفرماییان، تیمورتاش، مهدی بوشهری، نوری اسفندیاری و غیره که با ایجاد کشت و صنعت، بانک، شرکت‌های تجاری و کارخانه‌های صنعتی یکی از آن‌ 6 گروه اصلی غارت ثروت‌های ملی بودند.
ت) حدود 200 سیاستمدار قدیمی و کارمند عالی‌رتبه و افسر بلند‌پایه‌ی ارتش که به واسطه‌ی عضویت در هیأت مدیره‌ها و شرکت در قرارداد‌های سودآور دولتی، ثروتمند شده بودند.
ث) سرمایه‌دارهای قدیمی که نخستین سود‌های میلیونی خود را در رونق تجاری زمان جنگ جهانی دوم و ثروت‌های میلیونی بعدی در دوران ترقی قیمت نفت در دهه‌ی 1340 و 50 به دست آورده بودند. مثل مهدی نمازی،‌ حبیب ثابتی، قاسم لاجوردی، حبیب القانیان، رسول وهاب‌‌ زاده، حسن هراتی، اسدالله رشیدیان، محمد خسرو شاه، جعفر اخوان، ابوالفضل لک و... و کسانی چون احمد خیامی، محمد رضایی، هژبر یزدانی، مراد آرا و‌ غیره که در اواخر دهه‌ی 40 به واسطه‌ی روابط شخصی با خاندان سلطنتی تا سرمایه‌داران قدیمی و کارگزاران شرکت‌های چند ملیتی، امپراطوری‌های تجاری عظیمی بر ‌پا کردند. این خانواده‌های ثروتمند نه تنها مالکیت بیشتر زمین‌های وسیع تجاری بلکه حدود 85% شرکت‌های خصوصی مربوط به بانکداری، کارخانه‌های تولیدی، تجارت خارجی، بیمه و ساختمان‌سازی شهری را نیز در اختیار داشتند. برخی از این مقام‌های عالی‌رتبه با لژ فراماسونری مرتبط با دربار، در تهران پیوند داشته و شماری نیز از جمله هژبر یزدانی، القانیان، حاج علی کیا، رفائیل شادی، موسی کرمانیان و... از خانواده‌های بهایی و یهودی بودند.[20]
در کنار این شش گروه، نقش اصلی را بنیادی به نام بنیاد پهلوی ایفا می‌کرد که یکی از مهم‌ترین منابع ثروت دربار بود. این بنیاد سالانه بیش از 40 میلیون دلار، کمک مالی از سرمایه‌ی این مملکت دریافت می‌کرد و به شکل یک خزانه‌ی مالیاتی مطمئن، بخشی از املاک و دارائی‌های خانواده‌ی پهلوی را اداره می‌کرد. این بنیاد تقریبا در همه‌ی زوایای اقتصاد کشور نفوذ داشت. در سال 1356، این بنیاد در 207 شرکت از جمله 8 شرکت استخراج معدن، 10 کارخانه‌ی سیمان، 17 بانک و شرکت بیمه، 22 هتل، 25 شرکت صنایع فلزی، 25 شرکت کشت و صنعت و 45 شرکت ساختمانی، سهام‌دار بود.[21]

بر اساس گزارش مجله‌ی nation درتاریخ 12 آوریل 1965(1343) برخی از دریافت‌ها و پرداخت‌هایی که از حساب شماره‌ی Hcpts ـ 20ـ 214895 بنیاد پهلوی در اتحادیه‌ی بانک سوئیس ـ‌ ژنو استخراج شده‌اند به قرار زیر است: 6. شرکت خاص ایران «پوپلین» (تولید نخ و...) 11. میادین میوه و تره‌بار 1. شرکت تهیه و توزیع شیر ایران با 11 شرکت جنبی در شهرستان‌ها 7. «پلی اکریل» ایران (49% سهام امریکایی است) 2. کشت و صنعت کارون 3. کشت و صنعت شمال 4. شرکت سهامی دشت مرغاب 5. صنایع نساجی «پوشاک وطن» (اصفهان) 8. کارتن سازی پارس 9. پولادسازی شهریار، لوله‌سازی شهریار، مفتول‌سازی شهریار، (‌گروه صنایع علی رضایی با مشارکت آلمان غربی) 10. کشتیرانی ملی آریا
دریافت‌های بنیاد پهلوی از:     پرداخت‌های بنیاد پهلوی به:
نام     مبلغ     نام     مبلغ
1. شرکت ملی نفت ایران     20 میلیون دلار     فرح پهلوی     33 میلیون دلار
2. سازمان برنامه     10 میلیون دلار     محمودرضا پهلوی     5/5 میلیون دلار
3. وزارت دارایی     25 میلیون دلار     اشرف پهلوی     6 میلیون دلار
4. وزارت جنگ     6 میلیون دلار     دیگر پهلوی‌ها     15 میلیون دلار
5. سازمان ورزشی شاهنشاهی     9 میلیون دلار     چند ایرانی     5/4 میلیون دلار
6. بانک مرکزی     12 میلیون دلار     چند خارجی     6/17 میلیون دلار
      در وجه حامل     8 میلیون دلار

اینها فقط مقادیری است که طرف دو سال و خورده‌ای (1960 تا 1963)، به حساب بنیاد پهلوی در سوئیس واریز و از آن برداشت شده است و خدا می‌داند که در سال‌های پس از کودتا‌ی 28 مرداد 1332 و پس از افزایش درآمد نفت ایران، چه مبالغ کلانی از سرمایه‌های این مملکت به جیب خاندان پهلوی و وابستگان آنها رفته است.

در رابطه با نقش خاندان پهلوی در نابودی ذخایر و درآمد‌های ملی که می‌توانست صرف زیرساخت‌ها و توسعه‌ی ایران در طول حاکمیت پنجاه ساله‌ی این رژیم بر سرنوشت کشور شود، هنوز آمارهای کاملی به دست نیامده است، اما از همین مقداری که مستند شده و ذکر گردیده است، می‌توان فهمید که چرا ایران در پایان حاکمیت نظام مشروطه‌ی سلطنتی‌، یکی از عقب‌مانده‌ترین کشورهای جهان بوده است و توسعه‌ی انسانی در ایران در ردیف توسعه‌ی انسانی پایین قرار داشت.

در پایان این قسمت، مختصری از نفوذ بنیاد پهلوی در بانک‌ها، ‌شرکت‌های بیمه و مؤسسات سرمایه‌گذاری را ذکر خواهیم کرد تا خوانندگان عمق فاجعه‌ای را که در ایران در دوران حکومت پهلوی در حال وقوع بوده، دریابند و از این طریق ابزار سنجش مناسبی برای تحولات دوران جمهوری اسلامی در طی دو دهه به دست آوردند.

زیرا همان‌طوری که گفته شد هدف این مقاله، برآورد اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران در مقایسه با مقیاس‌های بین‌المللی و یا کشورهای پیشرفته نیست. اگر چه نویسنده آرزوی نهایی تحولات ایران پس از انقلاب را رسیدن به آن معیار‌ها می‌داند، اما در شرایطی که کشور ما در آن قرار گرفته است چنین تطبیقی منطبق با واقعیت‌های ملموس در طول دوران انقلاب نخواهد بود. بهترین روش برای برآوردها همان‌طوری که بارها بدان تکیه شد، روش تطبیق اوضاع، مسائل، مشکلات و دستاوردها در طول حاکمیت رژیم‌های گذشته با جمهوری اسلامی است. بنابراین آوردن این آمارها در حقیقت آماده کردن فضای علمی برای چنین تطبیقی می‌باشد. امیدواریم خوانندگان با مقایسه‌ی آمارهای رسمی دوره‌ی پهلوی با آمارهای رسمی دوره‌ی جمهوری اسلامی ایران، امکان منصفانه‌تری برای این مقایسه به دست آورند.
نقش بنیاد پهلوی در اتلاف سرمایه‌های ملی

بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و مؤسسات سرمایه‌گذاری
3.بانک داریوش، سرمایه 2 میلیارد ریال، دارایی 24146 میلیون ریال (اسفند 56) بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 5. بانک اعتبارات ایران، سرمایه 2 میلیارد ریال، دارایی 113458 میلیون ریال، شفیق‌ها (فرزندان اشرف) سهامدار عمده. 6. بیمه‌ی ملی ایران، سرمایه 150 میلیون ریال، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 9. شرکت ایرانشهر فینانس، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 12. شرکت بین‌المللی توسعه و عمران، سرمایه 70 میلیون ریال، بنیاد اشرف پهلوی و دو شرکت خارجی سهامداران. 14. مرکز بین‌المللی پروژه‌های ایران، رورا پهلوی (زن احمدرضا) و یک شرکت آلمانی، کلیه‌ی سهام. 15. شرکت پس‌انداز وام مسکن کورش، بنیاد پهلوی و خیریه‌ی فرح پهلوی جزو سهامداران. 18. فرست ویسکانسین کوریوریشن، بنیاد پهلوی 5 درصد سهام. 4. بانک توسعه و سرمایه‌گذاری ایران، سرمایه 3040 میلیون ریال، دارایی 21642 میلیون ریال (اسفند 55) بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 7. شرکت عمران ترنیوال ایران، بنیاد پهلوی و سه شرکت خارجی سهامداران. 10. شرکت آریا لیسینگ،‌ بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 13. شرکت خدمات بیمه‌ای خاورمیانه، بنیاد اشرف پهلوی کلیه‌ی سهام. 16. شرکت وام و پس‌انداز اکباتان، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 1. بانک عمران، سرمایه‌ 4 میلیارد ریال،‌ دارایی 110112 میلیون ریال (اسفند 56) بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 2. بانک ایرانشهر، سرمایه 3 میلیارد ریال، دارایی36747 میلیون ریال (اسفند 55) بنیاد پهلوی 30% سهام. 8. شرکت سرمایه‌گذاری عمران، بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 11. بانک صنعتی شهریار، سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی جزو سهامداران. 17. شرکت عمران فینانسیه، مرکز در ژنو برای سرمایه‌گذاری در خارج از کشور، بنیاد پهلوی سهامدار عمده.
صنایع فلزی

1. شرکت جنرال موتورز ایران، سرمایه 900 میلیون ریال، بنیاد پهلوی اکثریت سهام.

8. گروه کارخانه‌های نورد آلومینیم، عبد الرضا پهلوی سهامدار عمده. 12. شرکت صنعتی ایر تراکستون، ساختن جرثقیل، اهرم و غیره، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 9. شرکت ایران ـ جان دیر، مونتاژ تراکتور، سرمایه‌ی اولیه 700 میلیون ریال، عبدالرضا پهلوی سهامدار عمده. 13. شرکت داک تیران، تولید لوله‌های چدنی، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 2. شرکت جیپ، سرمایه 600 میلیون ریال، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 3. شرکت هپکو، مونتاژ ماشین‌های راهسازی و دیگر خودروهای سنگین، سرمایه 700 میلیون ریال، بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 4. شرکت تولید شاسی و بدنه‌ی اتومبیل در ایران، سرمایه 600 میلیون ریال، بنیاد پهلوی و شرکت آلمانی تیسن کلیه‌ی سهام. 5. شرکت پیشتازان، موتور سیکلت و دوچرخه، شهناز پهلوی با مشارکت شرکت هوندای ژاپن، کلیه‌ی سهام. 6. شرکت تولیدی تیزرو، شهناز پهلوی سهامدار عمده. 7. شرکت پرسیان متال فورمز، تولید پروفیل فلزی و جراثقال سقفی، سرمایه 108 میلیون ریال، پهلبد‌ها سهامدار عمده. 10. شرکت کارخانجات نورد و پروفیل ساوه، منیژه پهلوی (همسر غلامرضا) سهامدار عمده. 11. شرکت نورد و لوله‌ی اهواز، سازمان شاهنشاهی خدمات و بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 14. شرکت آلوم پارس، تولید وسایل آلومینیومی، شمس پهلوی جزو سهامداران.
صنایع متفرقه
1. شرکت بریجستون ایران، سرمایه 1850 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی با مشارکت دو شرکت ژاپنی سهامدار عمده.
2. شرکت تولیدی کیان تایر، (بی‌. اف. گودریچ سابق)، بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 3. شرکت زگالتش، ساخت آند، کاتد و الکترولود، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 4. شرکت تارابگین، ساخت انواع عایق‌های حرارتی و صوتی، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 5. شرکت کارخانه‌های مداد ایران، موقوفه‌ی آرامگاه پهلوی کلیه‌ی سهام. 6. شرکت لادال، تولید مواد شیمیایی، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 7. گروه صنایع کاغذ پارس، سازمان شاهنشاهی خدمات. سهامدار عمده. 8. شرکت حریر پارس. سازمان شاهنشاهی خدمات سهامدار عمده. 9. شرکت داروپخش، سرمایه 1200 میلیون ریال، داروسازی، سازمان شاهنشاهی خدمات کلیه‌ی سهام. 10. شرکت تولیدی و صنعتی آبگینه، تولید شیشه‌ی جام با مشارکت شرکت گلاوریل‌ ـ بلژیک، خیریه‌ی فرح پهلوی جزو سهامداران. 11. شرکت شل شیمیایی ایران، تولید مواد شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی با مشارکت شرکت شل‌ ـ هلند. شهرام پهلوی‌نیا سهامدار عمده.
صنایع نساجی

1. شرکت شه باف، سرمایه 480 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.

2. شرکت ایران پوپیلن، سرمایه 200 میلیون ریال، محمودرضا پهلوی جزو سهامداران. 3. ریسندگی و بافندگی آذر اصفهان، شهرام پهلوی‌نیا جزو سهامداران. 4. شرکت ریسندگی و بافندگی کرج،‌ غلامرضا پهلوی و خانواده اکثریت سهام.
صنایع ساختمانی

1. شرکت سیمان فارس و خوزستان، سرمایه هفت میلیارد ریال بنیاد پهلوی اکثریت سهام.
5. شرکت پارسوئد، ایجاد قطعات پیش ساخته‌ی ساختمانی، سازمان شاهنشاهی خدمات جزو سهامداران. 8. شرکت ایرانیت، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 6. شرکت آجر جنوب، محمودرضا پهلوی اکثریت سهام. 9. شرکت پلاست ایران، تولید لوازم ساختمانی، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 2. شرکت سیمان آبیک قزوین، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 3. شرکت سیمان تهران، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده. 4. شرکت صنایع سیمان غرب، بنیاد پهلوی جزو‌ سهامداران. 7. شرکت گچ تهران، بنیاد پهلوی و شهرام پهلوی نیا، جزو سهامداران. 10. شرکت پریفاب، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 11. شرکت آهک چالوس. مهدی بوشهری، (شوهر اشرف) جزو سهامداران.
معادن

1. شرکت معدنی سنگواره، بنیاد پهلوی 40 درصد سهام.
5. شرکت معدنی دونا، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 6. شرکت معدنی ایران و رومانی، محمودرضا پهلوی جزو سهامداران. 2. شرکت آبسنگ، خیریه‌ی فرح جزو سهامداران. 3. شرکت فیروزه‌ی مشهد‌‌، محمودرضا پهلوی اکثریت سهام. 4. شرکت صنعتی شهوند، محمودرضا پهلوی سهام‌دار عمده. 7. شرکت معادن نورکان، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده.
شرکت‌های ساختمانی

1. سازمان نوسازی و عمران اراضی غرب تهران، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام.
10.شرکت خانه سازی اسکان ایران. بنیاد پهلوی و شرکت امریکایی رینولدز کونستراکشن، کلیه‌ی سهام. 28. شرکت ث.ز.آ: مهدی بوشهری و یک گروه خارجی، کلیه‌ی سهام. 34. شرکت شهر صنعتی کورش، شهباز پهلبد، اکثریت سهام. 37. شرکت مهندسی و ساختمانی ایرا، پهلبد‌ها، کلیه‌ی سهام. 38. شرکت ایراسر، پهلبد‌ها، کلیه‌ی سهام. 11. لتمال کن، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 29. شرکت عمرانی شهر صنعتی ساوه، شهباز پهلبد (پسر شمس پهلوی) اکثریت سهام. 35. شرکت کورش بنا، شهباز پهلبد، جزو سهامداران. 39. شرکت سازگان، شهباز پهلبد، جزو سهامداران. 2. سازمان عمران کیش، با سرمایه‌گذاری حدود 200 میلیون دلار بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 3. شرکت عمران و آپارتمان سازی خوردین، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 4. شرکت ساختمانی عمران تکلار، بنیاد پهلوی و دو شرکت یونانی و دانمارکی کلیه‌ی سهام. 5. شرکت عمرانی و شهرسازی شمیران نو. بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 6. شرکت ساختمانی آربیتا، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 7. شرکت ساختمانی فرانکور ایرانین، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 8. شرکت مونتکس ایران، بنیاد پهلوی و یک شرکت آلمانی کلیه‌ی سهام. 9. شرکت آتی ساز، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 12. شرکت نوکار. بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 13. شرکت ساختمانی گلزار،‌ بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 14. شرکت ساختمانی کلبه، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 15. شرکت میم ـ جیم‌ ـ‌ میم. محمودرضا پهلوی اکثریت سهام. 16. شرکت عمران ملک شهر (ساختمان یک شهرک در نزدیکی اصفهان)، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 17. شرکت خانه‌سازی و توسعه‌ی تهران بزرگ. محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 18. شرکت شهرسازی و ساختمانی فرح آباد. محمودرضا پهلوی اکثریت سهام. 19. شرکت نشیران. کیوان پهلوی‌نیا فرزند فاطمه. 20. گروه مهندسین مشاور لوترک، کیوان پهلوی‌نیا فرزند فاطمه 21. شرکت سهامی مهندسی و نوسازی ایران مونیر. شهرام پهلوی‌نیا با مشارکت یک گروه فرانسوی، کلیه‌ی سهام. 22. شرکت کایدسمیت اینترنشنال، شهرام پهلوی‌نیا با مشارکت یک گروه خارجی، کلیه‌ی سهام. 23. شرکت خانه‌سازی الهیه، شهرام پهلوی‌نیا، ‌اکثریت سهام. 24. شرکت مهندسی و ساختمانی ایران نیهون. شهرام پهلوی‌نیا، به اضافه یک گروه شرکت‌های ژاپنی، کلیه‌ی سهام. 25. شرکت مهستان، بنیاد اشرف پهلوی، کلیه‌ی سهام. 26. شرکت گسترش شمال شهیاد، سرمایه 1000 میلیون ریال، اشرف پهلوی کلیه‌ی سهام. 27. شرکت سازانکو، بنیاد اشرف پهلوی و یک شرکت خارجی، کلیه‌ی سهام. 30. شرکت فیاتک، شهرآزاد پهلبد (دختر شمس) و یک شرکت ایتالیایی، اکثریت سهام. 31. شرکت آناهیتا، شهباز پهلبد، اکثریت سهام. 32. شرکت ایران موبیل هومز، شهیار پهلبد (پسر شمس)، اکثریت سهام. 33. شرکت ساختمانی فرامین، شهباز پهلبد، اکثریت سهام. 36. شرکت ساختمانی و مهندسی مهرشهر، شهباز پهلبد اکثریت سهام. 40. شرکت ایرا ـ‌ اسپی کاپاگ، پهلبدها و یک شرکت فرانسوی، کلیه‌ی سهام. 41. شرکت ساختمانی خطوط لوله‌ی ایرا، پهلبد‌ها. 42. شرکت سامان ایران، شهرام پهلوی نیا، جزو سهامداران. 43. شرکت تمیشان. غلامرضا پهلوی، 40 درصد سهام. 44. شرکت اینداستریال هومز اینترناشنال، غلامرضا پهلوی و منیژه پهلوی، کلیه‌ی سهام. 45. شرکت سودتگ ایران، شفیق‌ها، سهامدار عمده.
صنایع غذایی، ‌واحدهای کشاورزی و دامداری

1. شرکت تولیدی قند کرج، بنیاد پهلوی، اکثریت سهام.
4.شرکت تولیدی کارخانه‌ی قند و تصفیه‌ی شکر اهواز، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 8. شرکت قند کرمانشاه، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده. 23. شرکت کشاورزی و آبیاری نیولا، کیوان پهلوی‌نیا اکثریت سهام. 32. شرکت شهپرین، احمدرضا و روزا پهلوی، کلیه‌ی سهام. 38. شرکت کشاورزی و عمرانی سبزدشت، غلامرضا پهلوی اکثریت سهام. 39. شرکت تولیدی سیاک، غلامرضا پهلوی، سهامدار عمده. 40. شرکت کشت و صنعت کارون، بنیاد پهلوی، جزو سهامداران. 41. شرکت لبنیات پاستوریزه‌ی پاک، مهدی بوشهری، جزو سهامداران. 2. شرکت قند پارس. بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 5. شرکت قند دزفول، بنیاد پهلوی، اکثریت سهام. 9. شرکت قند لرستان، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده. 24. شرکت صنایع روغن نباتی شکوفه‌ی آریا، بنیاد پهلوی و فاطمه‌ پهلوی، اکثریت سهام. 33. شرکت تهران بوره، واردات گوشت و غلات، احمدرضا و روزا پهلوی، اکثریت سهام. 3. شرکت قند مرودشت، بنیاد پهلوی، اکثریت سهام. 6. شرکت قند شاه آباد، بنیاد پهلوی، اکثریت سهام. 7. شرکت قند فسا، ‌بنیاد پهلوی، اکثریت سهام. 10. شرکت زرنوش، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده. 11. شرکت کشت و صنعت جیرفت، بنیاد پهلوی 20% سهام. 12. شرکت کشت و صنعت ایران و امریکا، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده. 13. شرکت ایران شل‌ـ‌ کات، بنیاد پهلوی 10% سهام. 14. شرکت دامداری و کشاورزی ایران اسکاتیش، بنیاد پهلوی و شمس پهلوی، اکثریت سهام. 15. شرکت تولید و بسته‌بندی گوشت زیاران، بنیاد پهلوی، جزو سهامداران. 16. شرکت تولیدی وردا، کارخانجات سرکه‌سازی و تولید مواد غذایی، نیلوفر پهلوی‌نیا (دختر حمید‌رضا)، سهامدار عمده. 17. شرکت کشت و صنعت شهیاران، محمودرضا پهلوی، اکثریت سهام. 18. شرکت کشاورزی کیان‌شهر، محمودرضا پهلوی، اکثریت سهام. 19. شرکت صنایع کشاورزی گل‌تپه، محمودرضا پهلوی، سهامدار عمده. 20. شرکت عمران روستایی ایران، شهرام پهلوی‌نیا، سهامدار عمده. 21. کارخانه‌ی کشمش تاکستان، بنیاد پهلوی، کلیه‌‌ی سهام. 22. شرکت تولیدی عمران دشت، تولید خوراک دام و طیور و تولید الکل، بنیاد پهلوی اکثریت سهام. 25. شرکت کی‌دشت، شهناز پهلوی و شوهرش (خسرو جهانبانی)، اکثریت سهام. 26. شرکت جهان مورا، شهناز پهلوی و شوهرش، اکثریت سهام. 27. شرکت تولید ابریشم ایران، شهرام پهلوی‌نیا و یک گروه ژاپنی، کلیه‌ی سهام. 28. مجتمع دامپروری و شیر پاستوریزه‌ی شهفر، شهرام پهلوی‌نیا، جزو سهامداران. 29. شرکت گله، ایجاد واحد‌های کشت و صنعت، اشرف پهلوی، کلیه‌ی سهام. 30. شرکت بذر پیشرو، عبد الرضا پهلوی، سهامدار عمده. 31. سازمان کشاورزی دشت ناز، عبد الرضا پهلوی، کلیه‌ی سهام. 34. سازمان کشاورزی علی پهلوی، علی پهلوی، (پسر علی رضا) کلیه‌ی سهام. 35. کشت و صنعت تمیشان، غلامرضا پهلوی، 40% سهام. 36. شرکت کشاورزی پارسی‌شهر، غلامرضا پهلوی، اکثریت سهام. 37. کشت و صنعت دشت آجی، غلامرضا پهلوی، اکثریت سهام.
بازرگانی

1. شرکت بهداشتی عمران، واردات مواد دارویی و لوازم آرایش، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده.

5. شرکت تکنیساز، واردات شیشه و لوازم برقی، مهدی بوشهری، اکثریت سهام. 9. شرکت توسعه‌ی تجارت شهاوران، احمدرضا پهلوی، سهامدار عمده. 6. شرکت بلیران، واردات و حق العمل کاری، مهدی بوشهری اکثریت سهام. 10. شرکت بی‌. ‌اند. اف: واردات و نمایندگی، بهمن پهلوی پسر غلامرضا، اکثریت سهام. 2. شرکت ماشین آلات عمرانی، واردات ماشین آلات راه‌سازی و ساختمانی، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 3. شرکت سولرز ایران، واردات و حق‌العمل کاری، مهدی بوشهری، سهامدار عمده. 4. شرکت آپریل موزیک، پخش نوار و صفحه، مهدی بوشهری اکثریت سهام. 7. شرکت تولیدی و بازرگانی مهرآفرین، واردات و نمایندگی شهیار پهلبد، اکثریت سهام. 8. شرکت جان دیر پخش، واردات و فروش ماشین آلات کشاورزی و راه‌سازی جان دیر، عبدالرضا پهلوی سهامدار عمده.
خدمات

1. شرکت ان. سی. ار. ایران: پخش لوازم الکترونیکی در ایران، بنیاد پهلوی (38%) با مشارکت نشنال کش رجیستر امریکا.

هتل‌هایی که بنیاد پهلوی، یا کلیه‌ی سهام آنها را در دست داشت و یا در آنها سهیم بود، از جمله عبارت بودند از: هتل‌های بابلسر، ونک، رامسر، جدید رامسر، آریا شرایتون، کورش، اینتر کنتیننتال شیراز، قدیم چالوس، جدید چالوس، گامرون بندر عباس، داریوش کوی سران‌تخت جمشید، متل پرسپولیس، نوشهر، هایت خزر، هایت مشهد، هیلتون تهران، متل تخت‌سر، هتل تخت‌سر، آب علی، شاهی، آمل، بوعلی همدان و....[22]

این آمار‌ها نشان می‌دهد چگونه سرپرست خانواده‌ای که قبل از به دست گرفتن قدرت و سرنوشت مملکت با دربانی خانه‌ی اشراف، روزگار می‌گذراند و سرباز یک‌لاقبایی بیش نبود، در پایان حکومت پنجاه ساله‌ی خود و خاندانش با بیش از یک میلیارد دلار ثروت، یکی از ثروتمندترین افراد جهان به شمار می‌رود. نیویورک تایمز در 13 ژانویه 1979 یعنی آخرین روزهای حکومت شاه می‌نویسد: میزان کلی و دقیق ثروت خانواده‌ی شاه ایران نامعلوم است اما با اطمینان می‌توان گفت که ثروت پهلوی در خاورمیانه فقط با دارایی ثروتمندان عربستان سعودی و خانواده‌ی الصباح در کویت قابل قیاس است... بانکداران امریکایی اظهار می‌دارند که بخش اعظم 2 تا 4 هزار میلیون دلار پولی که طی دو سال اخیر از ایران به امریکا منتقل شد به خانواده‌ی سلطنتی ایران تعلق داشت... بنیاد پهلوی به نقل از نیویورک تایمز منابع اصلی ثروت خصوصی شاه را تشکیل می‌دهد.[23]

آیا توسعه‌ی انسانی، توسعه‌ی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی در چنین جامعه‌ای که بر اساس بررسی‌های اقتصادی فقط در سال 1338، 5/35% از کل هزینه‌ها به 10% از ثروتمند‌ترین افراد و 7/51% از کل هزینه‌ها به 20% از افراد طبقات بالا تعلق داشت و در سطح پایین هرم اجتماعی 7/1 درصد از کل هزینه‌ها به 10% از فقیرترین‌ها و 7/4% کل هزینه‌ها به 21% فقیر‌تر مربوط می‌شد و در جمع 27% از کل هزینه به 40% افراد با درآمد متوسط مربوط بود، چنین توزیع نامناسب و ظالمانه‌ای می‌توانست منجر به رشد اقتصادی و رشد منابع انسانی شود؟‌ آمارهای سال 1352 نشان می‌دهد که این روند نا‌مناسب، بنیاد توسعه‌ی انسانی ایران را از هم پاشیده و 5/55% از کل هزینه‌ها به 20% ثروتمندترین و 7/3% از کل هزینه‌ها به 20% فقیرترین‌ها و 26% از کل هزینه‌ها به 40% از جمعیت متوسط کشور تعلق گرفت.[24]

در توسعه‌ی انسانی، مهم‌ترین بحث توضیح مناسب برابری در استفاده از فرصت‌ها، پایداری در احساس مسئولیت نسبت به نسل‌های آینده، سرمایه‌گذاری در منابع انسانی و ایجاد فضای قابلیت‌زایی برای افرادی که قادر به بهره‌برداری از ظرفیت‌هایشان می‌باشند و توانمندسازی مردم به سطحی از توسعه‌ی فردی که امکان انتخاب بر اساس علایق و خواست‌های آنها را فراهم سازد مطرح است، در سطح همه‌ی کشور مطرح است. اما آمارهای سال 1354 نشان می‌دهد که بر اساس سیاست‌های رژیم پهلوی و خروج منابع مالی از کشور در توسعه‌ی انسانی، تفاوت فاحشی در نقاط مختلف کشور وجود داشته است. به عنوان نمونه درصد با‌سوادان نسبت به کل جمعیت هر استان، در تهران 62، در آذربایجان شرقی 27، در سیستان و بلوچستان 26 و در کردستان 25 بود. از کل کودکان هر استان، در صد کودکان دبستانی در تهران 74 در آذربایجان غربی 44، در سیستان و بلوچستان 40 و در کردستان 36 بود. در استان تهران برای هر 974 نفر یک پزشک، برای هر 5626 نفر یک دندانپزشک و برای هر 1820 نفر یک پرستار وجود داشت.

اما در استان کردستان برای هر 6477 نفر یک پزشک، برای هر 57294 نفر یک دندانپزشک و برای هر 46552 نفر یک پرستار وجود داشت و این نسبت در استان سیستان و بلوچستان به مراتب فاجعه‌آمیز بود. به طوری که برای هر 5311 نفر یک پزشک برای هر 51663 نفر یک دندانپزشک و برای هر 27064 نفر یک پرستار وجود داشت. این مسئله نسبت به جمعیت‌های استان‌ها نشان‌دهنده‌ی عمق نابسامانی‌ها و نارضایتی‌هایی است[25] که در برابر نابرابری‌های قومی و طبقاتی تا اواسط دهه‌ی 1350 به ضرب دلار‌های نفتی و فریب مردم از طریق یارانه‌های مواد غذایی برای حداقل زندگی پنهان نگه‌داشته می‌شد و جامعه در جریان نابودی زیر‌ساخت‌های توسعه‌ی انسانی قرار نمی‌گرفت.

با وجودی که درآمد ایران در سال‌های 1355 به حدود 20 میلیون دلار و از کل درآمد نفتی 13 میلیون دلار بین سال‌های 43 تا 53، به 38 میلیون دلار بین سال‌های 1353 تا 1356 رسید، اما بخش قابل توجهی از این درآمد‌ها صرف اسراف‌کاری‌های سلطنتی، بناکردن قصر‌ها و مصارف اداری غیرضروری، فساد بیش از حد، خرید تسلیحات غیر ضروری و سرمایه‌گذاری شخصی در خارج از کشور گردید.

فرآیند واردات کالا و پرهیز از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های توسعه‌ی انسانی در این سال‌ها به مراتب افزایش پیدا کرد. به گونه‌ای که ایران در سال 1357 یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان کالا به شمار می‌رفت. جدول زیر به نقل از بانک مرکزی تا حدودی ترکیب واردات و صادرات را در سال‌های منتخب بین 40 تا 57 نشان می‌دهد. 3. شرکت خدمات دریایی ایران، بنیاد پهلوی کلیه‌ی سهام. 7. شرکت تدارکات و خدمات دریای باسکو، محمودرضا پهلوی سهامدار عمده. 9. شرکت خدمات هواپیمایی ژاپن، شهرام پهلوی‌نیا، سهامدار عمده. 10. شرکت هواپیمایی ار تاکسی، شفیق‌ها، اکثریت سهام. 13. س. ر.ی: بنیاد اشرف، کلیه‌ی سهام. 15. شرکت خدمات سینمایی و فیلمبرداری، مهدی بوشهری، اکثریت سهام. 22. شرکت کانوش، کارخانجات نان ماشینی، احمدرضا پهلوی، اکثریت سهام. 24. شرکت مزون و دکور، سیمین‌دخت آتابای (نوه‌ی رضاشاه)، کلیه‌ی سهام. 25. شرکت ایران شکار، کامران آتابای. 28. شرکت آریا لیرینگ، اجاره و فروش ماشین آلات، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 4. شرکت افست (چاپخانه‌ی 25 شهریور)، سرمایه 1000 میلیون ریال، سازمان شاهنشاهی خدمات، کلیه‌ی سهام. 8. شرکت سی. آر . سی:‌ فاطمه پهلوی، سهامدار عمده (ساختمان بولینگ) 11. شرکت هواپیمایی خدمات ویژه، شفیق‌ها، جزو سهامداران. 14. انجمن قایقرانی بادبانی، شهریار شفیق. 16. شرکت گسترش صنایع سینمایی ایران، مهدی بوشهری، سهامدار عمده. 23. کلوپ ورزشی دریا‌کنار، غلامرضا پهلوی و بنیاد پهلوی، کلیه‌ی سهام. 26. شرکت جهانگردی ایران و ژاپن، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 29. شرکت انبارهای عمومی، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 30. شرکت ایران ساسر ( کامپنون برنارد) مقاطعه کاری و اداره‌ی اموال. شفیق‌ها جزو سهامداران. 2. شرکت حفاری سد ایران، عملیات حفاری، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده با مشارکت سد کوانیک. 5. بنگاه بخت‌آزمایی ملی، سازمان شاهنشاهی، خدمات کلیه‌ی سهام. 6. شرکت فوتبال ایران، بنیاد پهلوی، سهامدار عمده، (تیم پرسپولیس). 12. سازمان آموزشی نومرز (انتشارات فرانکلین سابق) سازمان شاهنشاهی خدمات کلیه‌ی سهام. 17. شرکت ایرساکو، مهدی بوشهری و شرکت استابلیشمن بیزنس دولوپمنت، کلیه‌ی سهام. 18. شرکت آب‌های معدنی دماوند، مهدی بوشهری و یک شرکت فرانسوی. 19. شرکت نان شهر، کارخانجات نان ماشینی، بنیاد شمس پهلوی، کلیه‌ی سهام. 20. شرکت کشتیرانی درایوند، شهباز پهلبد، اکثریت سهام. 21. کانون ورزشی مهر، مهرداد پهلبد (شوهر شمس). 27. شرکت هنداد، بنیاد پهلوی جزو سهامداران. 31. شرکت لیزینگ ایران، عملیات لیزینگ، شفیق‌ها جزو سهامداران. 32. شرکت سافریران، معاملات رهن، شفیق‌ها، جزو سهامداران. 33. شرکت سافریناس، شفیق‌ها جزو سهامداران. 34. شرکت خانه‌ی ایران. امور حمل و نقل، مهدی بوشهری، سهامدار عمده. 35. سازمان تبلیغاتی فاکوپا، سازمان اجتماعی خدمات، کلیه‌ی سهام. 36. شرکت هتل شهسواران، محمودرضا پهلوی، اکثریت سهام. 37. شرکت هتل‌های لوکس ایران، بنیاد پهلوی، کلیه‌ی سهام. 38. سازمان عمرانی و توریستی نمک آبرود، بنیاد پهلوی سهامدار عمده. 39. شرکت هتل‌های ایران، بنیاد پهلوی 50 درصد سهام.

جدول واردات و صادرات (به میلیارد ریال)[26]
سال     واردات     صادرات
40     17/47     59/9
43     79/56     48/11
46     45/90     62/13
50     66/157     27/26
51     65/193     86/33
53     07/448     25/39
56     20/1034     05/44
57     49/732     19/38


جدول مذکور تا حدودی عمق فاجعه در زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران را نشان می‌دهد. درصد رشد واردات نسبت به صادرات نشان می‌دهد که در طول این دو دهه چگونه رژیم شاه پس از سرکوبی مخالفان، هر چه بیشتر کشور را از جنبه‌ی بنیه‌های اقتصادی و اجتماعی و به عبارت دیگر از جنبه‌ی توسعه‌ی انسانی به سوی نابودی سوق داد.

در جداول زیر فرآیند تحولات فضای اجتماعی جمهوری اسلامی را تا سال 1376 با تمام دوران رژیم مشروطه‌ی سلطنتی به صورت تطبیقی به تصویر خواهیم کشید تا تفاوت تحولات صورت گرفته در فرصت اندک نظام جمهوری اسلامی (با تمام مشکلاتی که داشته) با سایر دوره‌‌ها، مشخص شود.
روند شاخص توسعه‌ی انسانی در ایران‌ (1374 ـ 1339)

همان‌طوری که در نمودار مذکور می‌بینیم، شاخص توسعه‌ی انسانی میانگین وزنی ساده‌ای است، از نماگری که بین یک حداقل (صفر) و یک حداکثر (یک) قرار می‌گیرد. کشورهای دارای شاخص توسعه‌ی انسانی پایین‌‌تر از 500/0 به عنوان کشورهای با توسعه‌ی انسانی پایین و کشور‌های واقع در فاصله 500/0 و 799/0 کشورهای با توسعه‌ی انسانی متوسط و کشورهای با شاخص 800/0 تا یک به عنوان کشور‌های با توسعه‌ی انسانی بالا محسوب می‌شوند.[27]

بر اساس نمودار مذکور،‌ تغییر ارزش شاخص توسعه‌ی انسانی از سال 1339 تا سال 1357 علی‌رغم امکاناتی که رژیم مشروطه‌ی سلطنتی از آن برخوردار بود، رشد چشم‌گیری نداشته و ایران از جنبه‌ی سطح توسعه، در ردیف کشورهای با توسعه‌ی انسانی پایین قرار داشت. اما از سال 57 تا سال 74 علی‌رغم مشکلات انقلاب، جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر از هم‌پاشی سامان اجتماعی به خاطر انقلاب، روند رشد روزافزون توسعه‌ی انسانی در ایران روندی چشمگیر و دارای سیر صعودی از 452% به رقم 758% می‌باشد. روندی که بی‌تردید اگر نمودار شاخصه‌های آن را تا سال 1383 ادامه دهیم، به مراتب رشد فزاینده‌ای را تا مرحله‌ی بالای رشد توسعه‌ی انسانی نشان خواهد داد.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ساختار وابسته‌ی سامان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور به بیگانگان و چهره‌ی واقعی رژیم شاه را نشان داد. ورشکستگی نظام بانکی به علت پرداخت‌های بی‌رویه‌ی اعتبارات و خروج شدید سرمایه از کشور، نخستین واکنش قابل پیش‌بینی اقتصاد بیمار و وا‌بسته‌ی شاه بود. سرمایه‌داران وابسته با احساس ناامنی به فروش سرمایه‌های منقول و غیر منقول خود پرداخته و مؤسسات تولیدی را به تعطیلی کشاندند. تحریم اقتصادی امریکا و دیگر کشور‌های غربی مثل اروپا، ژاپن و غیره، مشکلات پس از پیروزی انقلاب را تشدید کرد و اقتصاد وابسته و از هم‌پاشیده‌ی باقی‌مانده از رژیم شاه از چند سو زیر فشار قرار گرفت. از یک طرف نفت ایران بدون خریدار ماند و درآمد نفتی از حدود 18 میلیون دلار در سال 1357 به 11 میلیون 607 دلار در سال 1359 کاهش پیدا کرد و از سوی دیگر عدم تأمین به موقع مواد اولیه‌ی قطعات و ماشین‌آلات مورد نیاز صنایع وابسته‌، ضربه سختی خوردند.[28] اما علی‌رغم همه‌ی این مشکلات، فرآیند رشد توسعه‌ی انسانی ایران حتی در طول ده سال اول انقلاب با تمام دوران رژیم مشروطه‌ی سلطنتی برابری می‌کند. جدول زیر فرآیند رشد درآمدهای نفتی رژیم شاه از سال 53 تا 57 و سقوط این درآمد‌ها را از سال 1357 تا سال 1367 به درستی نشان می‌دهد:

جدول ارزش صادرات نفت و فرآورده‌های آن و گاز در طی سال‌های 67ـ 1353[29] (واحد میلیون دلار)
سال     نفت و فرآورده‌های آن     گاز     جمع
1353     523/18     131     654/18
1354     871/18     203     074/19
1355     488/20     183     671/20
1356     713/20     191     904/20
1357     867/17     249     116/18
1358     316/19     70     386/19
1359     607/11     243     850/11
1360     456/12           456/12
1361     050/20           050/20
1362     457/20           457/20
1363     663/16           663/16
1364     697/13           697/13
1365     982/5           982/5
1366     387/9           387/9
1367     015/8           015/8
ارزش‌های صادرات گاز، نفت و فرآورده‌های نفتی (1367 ـ 1353)

ارتقای توسعه‌ی انسانی بر اساس سه شاخص؛ 1. نماگر امید به زندگی 2. نماگر آموزشی 3. نماگر‌های روند محصول ناخالص داخلی.

سرانه‌ی واقعی نشان می‌دهد که رژیم مشروطه‌ی سلطنتی علی‌رغم حاکمیت هفتاد و خورده‌ای سال خود به دلیل وابستگی شدید به خارج از کشور توفیق چندانی به دست نیاورد، اما جمهوری اسلامی در یک فرآیند 20 ساله با دارا بودن حداقل 2/97 میلیارد دلار خسارت جنگی بر اساس برآوردهای خست‌بار سازمان ملل یعنی خسارتی معادل 6 سال فروش نفت فقط برای تجدید آنچه در جنگ تخریب شد، توانست شاخص‌های نماگر توسعه‌ی انسانی را در ایران به معیار‌های توسعه‌ی انسانی بالا نزدیک کند. جداول زیر جلوه‌ای دیگر از این تحولات را در سه شاخص مذکور از سال 1339 تا 1376 نشان می‌دهد:[30]

نماگر امید به زندگی در ایران طی دهه‌های گذشته (به سال)
سال     1339     1367     1376
نماگر امید به زندگی     5/49 سال     6/61 سال     5/69 سال

 

نماگرهای آموزشی در ایران طی دهه‌های گذشته (درصد)
سال     1359     1367      1376
نماگر نرخ با سوادی بزرگسالان     8/41     1/57     5/74
نماگر نرخ ترکیبی ثبت نام ناخالص در کلیه‌ی مقاطع تحصیلی     0/46     6/65     0/75

 روند محصول ناخالص داخلی سرانه‌ی واقعی در ایران (بر حسب دلار)
سال     1339     1355     1367     1376
محصول ناخالص داخلی سرانه‌ی واقعی     1985     4976[31]     3715     5222

به عبارت دیگر اگر نماگر امید به زندگی را که یکی از شاخصه‌های توسعه‌ی انسانی است به شکل تفکیکی مشخص کنیم، در سال 1355 که سال‌های آخر حکومت پهلوی بود. امید به زندگی در بدو تولد برای مردان 8/55 سال و برای زنان 4/57 سال بود. این رقم در سال 1365 یعنی ده ساله‌ی اول انقلاب که بحرانی‌ترین سال‌های انقلاب بود، برای مردان از رقم 8/55 سال به 4/58 و برای زنان به 7/59 سال افزایش پیدا کرد.

تا سال 1380 فرآیند رشد امید به زندگی که نشانگر بهبودی وضع اجتماعی و مسائلی چون بهداشت، تغذیه و غیره است در مردان 6/67 سال و در زنان به 4/70 سال افزایش پیدا کرد. به عبارت دیگر میانگین امید به زندگی در ایران از بدو تولد به 69 سال افزایش پیدا کرد. جدول زیر فرآیند این تحولات را از سال 1355 بر اساس منابع متفاوت نشان می‌دهد:

امید زندگی در بدو تولد [ ] در منابع مختلف[32]
سال     امید زندگی در بدو تولد (سال)     منبع
مرد و زن     مرد     زن
1380     0/69     6/67     4/70     (مرکز آمار ایران: 1380)
1377     6/62     8/61     4/63     (کوزو آدا: 1983)
1376     5/69     4/68     6/70     (اولین گزارش توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران: 1378)
1375     4/67     1/66     3/68     (حبیب‌الله زنجانی و طه نورالهی: 1379)
1375           0/67     8/69     (مرکز آمار ایران: 1378)
1375           7/70     4/73     (حسین ملک افضلی: 1377)
1370     7/64     3/63     2/66     (اولین گزارش توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران: 1378)
1370     2/63     6/62     1/64     (طه نورالهی و مجید نوروزی: 1372)
1365     0/59     4/58     7/59     (طه نورالهی:1371)
1365     7/60                 (حبیب الله زنجانی:1370)
1365           8/59     4/63     (حبیب الله زنجانی و مجید کوششی: 1377)
1355           8/55     4/57     (سید حسن شمس: 1361)
1355           6/57     4/57     (ک. ال. کهلی: 1361)


همان‌طوری که گفته شد فرآیند رشد امید به زندگی در ایران عصر انقلاب اسلامی نشان از رشد و بهبود بهداشت، تغذیه و امنیت غذایی است. به ‌عبارت دیگر افزایش امید به زندگی در ایران در سال‌های 76 ـ 1367 رشدی معادل افزایش آن طی سه دهه در سال‌های 67 ـ 1339 را نشان می‌دهد. این پیشرفت آشکار مرهون اقدامات دولت در ارائه‌ی خدمات بهداشتی در دوران انقلاب اسلامی است.

در سال 1356 بر اساس آمارهای رسمی رژیم شاه در کل کشور، تعداد 14700 پزشک وجود داشت که از این تعداد 9441 پزشک عمومی و بقیه پزشکان متخصص بودند. از مجموع مذکور تعداد 6830 پزشک یعنی تقریبا نزدیک به 46% این پزشکان در تهران و کرج به ارائه‌ی خدمات مشغول بودند و 51% بقیه در سطح کشور پراکنده بودند.

توزیع درصد پزشکان عمومی به تفکیک تهران و سایر استان‌ها 1356

توزیع درصد پزشکان در تهران و شهرستان‌ها 1356

جداول زیر میزان پراکندگی پزشکان کشور را نشان‌ می‌دهد:

پزشکان کشور بر حسب استان‌ها و به تفکیک تخصص در سال 1356[33]

استان
    جمع کل پزشکان     پزشکان عمومی     پزشکان متخصص
رشته‌های داخلی     کودکان     اعصاب و روان     رشته‌های جراحی
کل کشور     14700     9441     827     696     203     1412
تهران بزرگ و کرج     6830     3194     602     484     162     946
مرکزی     377     315     3     12     0     22
گیلان     413     330     12     7     1     32
مازندران     580     40     15     20     3     47
آذربایجان شرقی     759     570     33     25     5     57
آ‍ذربایجان غربی     303     260     5     3     0     22
کرمانشاهان     239     198     5     4     0     14
خوزستان     894     705     22     21     4     58
فارس     746     508     41     39     9     45
کرمان     247     207     8     8     0     8
خراسان     991     752     42     22     13     53
اصفهان     923     677     33     36     5     65
سیستان و بلوچستان     138     134     1     1     0     1
کردستان     139     129     1     1     0     6
هرمزگان     131     123     0     3     0     2
همدان     172     147     3     4     1     7
لرستان     158     140     0     0     0     11
یزد     136     118     0     1     0     5
بوشهر     113     108     0     0     0     1
چهار محال و بختیاری     97     95     0     1     0     1
زنجان     79     75     0     2     0     1
ایلام     36     34     0     0     0     1
سمنان     161     145     1     2     0     6
بویر احمد و کهگیلویه     38     37     0     0     0     1

استان
    پزشکان متخصص
چشم پزشکی     گوش و گلو و بینی     زنان و زایمان     رادیولوژی     پوست و آمیزشی     بیهوشی     رشته‌های آزمایشگاهی
کل کشور     265     259     628     253     112     338     265
تهران بزرگ و کرج     169     163     420     172     80     244     194
مرکزی     6     4     6     3     0     3     3
گیلان     3     4     12     5     1     6     0
مازندران     5     9     26     7     2     4     2
آذربایجان شرقی     11     12     17     5     3     9     12
آذربایجان غربی     4     2     3     0     2     2     0
کرمانشاهان     1     3     7     3     1     2     1
خوزستان     12     12     26     10     7     10     7

آمار دندان‌ پزشکان کشور در سال‌های 57 ـ 1349

استان
    مرداد 1349     دی 1350     بهمن[34] 1351     بهمن1352     اسفند 1353     فروردین 1355     فروردین 1356     مرداد 1357
کل کشور     1170     1244     1331     1489     1610     1803     1965     2176
تهران بزرگ و کرج     695     740     788     852     924     993     1042     1130
مرکزی     36     37     43     50     50     51     48     59
گیلان     29     30     30     38     43     52     60     64
مازندران     52     54     52     59     61     71     88     99
آذربایجان شرقی     35     36     40     45     49     55     64     71
آذربایجان غربی     25     24     25     28     32     38     46     51
کرمانشاهان     18     20     24     33     35     38     39     40
خوزستان     55     56     67     76     84     95     101     110
فارس     30     43     44     49     51     63     67     87
کرمان     18     23     27     26     25     32     36     39
خراسان     54     56     61     86     94     122     136     142
اصفهان     44     43     44     48     52     56     67     81
سیستان و بلوچستان     7     10     10     8     11     14     14     20
کردستان     10     13     12     13     13     13     15     16
هرمزگان     5     3     5     4     11     13     17     21
همدان     15     16     15     19     16     21     21     24
لرستان     11     13     10     12     12     16     22     23
یزد     9     8     10     10     10     12     12     15
بوشهر     3     4     7     10     12     15     16     16
چهارمحال و بختیاری     2     3     3     3     3     5     6     6
زنجان     8     6     5     7     7     10     14     16
ایلام     1     1     2     1     3     3     3     4
سمنان     6     5     7     11     10     13     28     37
بویراحمد و کهگیلویه     1     0     0     1     2     2     3     5

بر اساس جداول مذکور بخش بزرگی از شهر‌ها و روستاهای کشور در آستانه‌ی انقلاب اسلامی محروم از پزشک و امکانات بهداشتی بودند و در این میان زنان و کودکان سهم بیشتری از این محرومیت داشتند. به ‌طوری که در سراسر استان مرکزی فقط 12 پزشک متخصص کودکان، در استان گیلان 7 پزشک، در آذربایجان غربی 3، در کرمانشاهان 4، در کرمان 8، در سیستان و بلوچستان، کردستان، یزد و چهارمحال و بختیاری 1 پزشک، در هرمزگان 3 و همدان 4 و استان لرستان، بوشهر، ایلام و کهگیلویه و بویر احمد فاقد پزشک متخصص کودکان بودند. به همین نسبت پزشک متخصص زنان و زایمان علی‌رغم جمعیت وسیع زنان کشور، نیز در کلیه استان‌ها از فقر شدیدی رنج می‌بردند.

به ‌طوری که از جمع 628 پزشک متخصص زنان و زایمان در کشور در سال 1356، تعداد 420 پزشک در تهران و کرج، 6 پزشک در استان مرکزی، 12 پزشک در گیلان، 26 پزشک در مازندران، 17 پزشک در آذربایجان شرقی، 3 پزشک در آذربایجان غربی، 7 پزشک در کرمانشاهان و 26 پزشک در خوزستان مستقر بودند. بقیه‌ی استان‌های کشور فاقد پزشک زنان و زایمان، چشم پزشکی، گوش و گلو و بینی، رادیولوژی و غیره بودند.

همچنین بر اساس آمارهای رسمی از مجموع 14700 پزشک کل کشور در سال 1356، تعداد 13381 پزشک مرد و تنها 1319 پزشک زن وجود داشت.

اوضاع دندان‌پزشکی نیز به مراتب بدتر از بخش‌های دیگر بهداشت و درمان کشور بود. جدول زیر درصد پراکندگی پزشکان و دندان‌پزشکان کشور را بر حسب گروه‌های سنی و جنسیت در سال 1356 نشان می‌دهد:

پزشکان و دندان پزشکان کشور بر حسب گروه‌های سنی و جنس در سال 1356[35]

گروه‌های سنی
    پزشکان     دندان‌پزشکان
جمع     مرد     زن     جمع     مرد     زن
کل کشور     14700     13381     1319     2176     1759     417
29ـ25     1396     1133     263     278     163     115
34ـ30     2822     2414     408     424     320     104
39ـ35     3263     2973     290     467     388     79
44ـ40     3381     3198     183     357     325     32
49ـ45     1911     1836     75     205     182     23
54ـ50     720     691     29     161     140     21
59ـ55     426     386     40     65     50     15
60ساله و بالاتر     781     750     31     219     191     28

    این جداول را مقایسه کنید با جداول تصرف شخصی اموال عمومی و خروج سرمایه‌ی ملی توسط الیگارشی وابسته به خاندان سلطنتی. یعنی اگر حتی رژیم شاه بخش بسیار ناچیزی از درآمدهای ملی را که به وسیله‌ی بنیاد پهلوی و سایر مؤسسات وابسته از کشور خارج می‌کرد، به بهبود اوضاع کشور اختصاص می‌داد، چه تحولاتی در کشور اتفاق می‌افتاد!

جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا با مشاهده‌ی اوضاع نابسامان بهداشت و درمان کشور، سرمایه‌گذاری قابل توجهی را متوجه این بخش نمود. به طوری که ظرف مدت دو دهه، علی‌رغم فشار‌های شرایط جنگی و بازسازی کشور، جمع پزشکان شاغل در بخش وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی را به 23553 نفر افزایش داد. یعنی نزدیک به دو برابر آنچه که در سال 1356 در بخش‌های دولتی و آزاد مشغول فعالیت بودند. جدول زیر پراکنش تخصصی پزشکان شاغل در وزارت بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشکی را نشان می‌دهد:

پزشکان شاغل در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بر حسب رشته و نوع تخصص[36]

رشته و نوع تخصص
    1377     1378     1379     1380     1381
جمع     23553     24770     000     21175     21496
پزشک عمومی     10105     10732     000     8568     8693
پزشک متخصص     9700     10119     000     9066     9282
داخلی(2)     929     1061     000     1029     933
قلب و عروق     407     442     000     372     390
عفونی     204     196     000     201     222
کودکان(2)     1371     1381     000     1193     1216
اعصاب و روان     239     302     000     312     320
پوست و آمیزشی     225     231     000     205     216
جراحی عمومی     979     967     000     821     804
ارولوژی     334     355     000     180     321
ارتوپدی     461     469     000     410     453
مغز و اعصاب     376     413     000     281     304
گوش و حلق و بینی     389     423     000     359     366
چشم     531     556     000     470     481
زنان و زایمان     1048     1060     000     948     937
جراحی پلاستیک     60     56     000     45     45
بیهوشی     853     947     000     926     931
پرتونگاری     566     544     000     511     463
آسیب‌شناسی     287     358     000     349     368
سایر     441     358     000     454     512
دندان‌پزشک     2169     2234     000     1945     1911
دام‌پزشک     80     100     000     527     527
داروساز     1499     1585     000     1069     1083


اگر بر مجموع پزشکان شاغل در بخش دولتی، پزشکان شاغل در بخش خصوصی را نیز اضافه نماییم، بی‌تردید فرآیند رشد بهداشت و درمان در کشور از شاخص‌های مناسبی حکایت خواهد کرد.
بر اساس آمارهای موجود جمع پزشکان عمومی و متخصص شاغل در بخش دولتی بیش از دو برابر پزشکانی است که در تمام طول دوره‌ی حاکمیت نظام مشروطه‌ی سلطنتی به مسائل بهداشت و درمان مردم رسیدگی می‌کردند. جدول زیر فرآیند این تحولات را از سال 1365 تا 1382 تا حدودی در بخش دولتی نشان می‌دهد:

پزشکان شاغل در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بر حسب رشته و نوع تخصص[37]
سال و استان     جمع کل     پزشک عمومی     پزشک متخصص
جمع     داخلی     قلب و عروق     عفونی     کودکان     اعصاب و روان
1365     10944     5309     3970     396     100     48     569     181
1370     17453     8754     5995     528     170     112     776     239
1375     19585     9057     7423     801     288     164     1008     226
1378     24770     10732     10119     1061     442     196     1381     302
1379     000     000     000     000     000     000     000     000
1380     21175     8568     9066     1029     372     201     1193     312
1381     21496     8693     9282     933     390     222     1216     320
1382     22758     9814     9668     840     433     255     1555     370
آذربایجان شرقی     656     214     350     31     18     7     69     8
آذربایجان غربی     771     369     318     18     11     10     40     12
اردبیل     302     171     107     12     4     4     14     3
اصفهان     1844     841     708     64     33     24     106     41
ایلام     257     172     48     6     2     3     7     2
بوشهر     399     270     91     11     2     1     13     4
تهران     5005     1546     2568     199     113     64     449     125
چهارمحال و بختیاری     304     177     100     13     3     5     17     4
خراسان     1832     724     822     67     38     27     113     35
خوزستان     1137     586     435     38     18     7     77     11
زنجان     354     176     136     11     7     4     28     4
سمنان     376     174     157     22     7     3     21     5
سیستان و بلوچستان     588     320     206     21     7     12     33     6
فارس     1312     563     552     35     29     8     91     19
قزوین     336     168     119     11     7     4     19     5
قم     241     108     90     7     5     3     15     4
کردستان     687     387     219     23     5     6     31     6
کرمان     520     114     299     26     16     5     43     12
کرمانشاه     561     284     217     26     13     7     32     5
کهگیلویه و بویراحمد     190     102     64     4     1     0     9     3
گلستان     277     158     90     12     3     1     15     2
گیلان     996     423     438     36     23     7     68     12
لرستان     446     236     169     16     6     2     22     2
مازندران     1366     549     623     57     27     19     90     18
مرکزی     475     241     191     20     15     7     25     6
هرمزگان     413     239     130     14     3     3     21     5
همدان     632     294     235     19     7     7     44     6
یزد     481     208     186     21     10     5     43     5


به عنوان نمونه، استان چهارمحال و بختیاری در سال 1356 کلا دارای 97 پزشک بود که از این تعداد 95 پزشک عمومی و تنها 2 پزشک متخصص در سراسر استان در زمینه‌ی کودکان و رشته‌های جراحی وجود داشت. اما این استان در سال 1382 فقط در وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی دارای 304 پزشک بود که از این تعداد 177 پزشک عمومی و بقیه پزشکان متخصص در زمینه‌های مختلف بودند. یعنی جمهوری اسلامی در ظرف دو دهه بیش از 5/2 برابر تمام دوران نظام شاهنشاهی پزشک برای استان مذکور آموزش داد. استان سیستان و بلوچستان که در سال 1356 فقط تعداد 138 پزشک داشت که از این تعداد 134 پزشک عمومی بودند، در سال 1382 تعداد 588 پزشک فقط در بخش وزارت بهداشت و درمان در این استان خدمت می‌کردند.

استان کردستان در سال 1356 تنها 139 پزشک داشت که 129 پزشک آن عمومی بودند. اما در سال 1382 این استان از خدمات 687 پزشک فقط در بخش وزارت بهداشت و درمان بهره می‌برد. استان ایلام و استان کهگیلویه و بویر احمد که به ترتیب از 36 و 38 پزشک در سال 1356 بهره‌مند بودند در سال 1382 تعداد پزشکان بخش دولتی این دو استان به 257 و 190 پزشک رسید.

اگر فرآیند این بررسی را متوجه تعداد مؤسسات درمانی شهری و روستایی در سطح کشور کنیم، خواهیم دید که رژیم مشروطه‌ی سلطنتی در طول 70 سال حاکمیت خود چه ضربات جبران ناپذیری را بر توسعه‌ی انسانی کشور وارد کرد.

بر حسب آمارهای موجود در سال 1356 در کل کشور تعداد 547 بیمارستان و 56000 تخت بیمارستانی وجود داشت که از این تعداد 400 بیمارستان با ظرفیت 46036 تخت متعلق به بخش دولتی و تعداد 147 بیمارستان با 9964 تخت مربوط به بخش خصوصی بود.

از مراکز موجود، تهران و کرج با 127 بیمارستان بیشترین و ایلام و کهگیلویه و بویر احمد به ترتیب با 1 و 2 بیمارستان کمترین سهم را به خود اختصاص داده بودند:

بیمارستان‌های کشور بر حسب استان‌ها به تفکیک بخش عمومی و خصوصی در سال 1356[38]

استان
    کل کشور     بخش عمومی     بخش خصوصی
تعداد بیمارستان     تعداد تخت     تعداد بیمارستان     تعداد تخت     تعداد بیمارستان     تعداد تخت
کل کشور     547     56000     400     46036     147     9964
تهران بزرگ و کرج     127     20783     72     15835     55     4948
مرکزی     27     2220     23     1685     4     535
گیلان     23     1987     20     1954     3     33
مازندران     32     2424     23     1965     9     459
آذربایجان شرقی     37     4541     31     4221     6     320
آذربایجان غربی     18     1133     15     1043     3     90
کرمانشاهان     15     1119     12     999     3     120
خوزستان     42     4242     29     3495     13     747
فارس     38     2891     23     2244     15     647
کرمان     17     1159     14     844     3     315
خراسان     54     4931     43     4206     11     725
اصفهان     43     3747     30     3194     13     553
سیستان و بلوچستان     8     507     8     507     0     0
کردستان     10     440     8     390     2     50
هرمزگان     5     225     4     185     1     40
همدان     11     977     9     852     2     125
لرستان     7     477     5     400     2     77
یزد     8     774     6     594     2     180
بوشهر     3     190     3     190     0     0
چهارمحال و بختیاری     3     258     3     258     0     0
زنجان     4     235     4     235     0     0
ایلام     1     60     1     60     0     0
سمنان     12     595     12     595     0     0
بویراحمد و کهگیلویه     2     85     2     85     0     0


در دهه‌ی اول انقلاب علی‌رغم فشارهای اقتصادی و شرایط جنگی تعداد بیمارستان‌های ایران در سال 1367 به 609 بیمارستان و 77804 تخت افزایش پیدا می‌کند و این رقم در سال 1381 به 730 بیمارستان و 110797 تخت می‌رسد. جمهوری اسلامی ظرف دو دهه به میزان تمام دوران رژیم شاهنشاهی تخت بیمارستانی برای مداوای بیماران به سیستم درمانی کشور می‌افزاید.

تعداد مؤسسات درمانی کشور و تعداد تخت بر حسب سازمان اداره کننده 67ـ 1364
سال     جمع     وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی     خصوصی     سایر
مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت
1364     586     70184     425     55163     114     8755     47     6266
1365     592     72321     426     56811     117     8489     49     7021
1366     599     74365     436     58273     112     8254     51     7838
1367[39]     609     77804     445     61394     110     7912     54     8498

 

تعداد مؤسسات درمانی فعال و تخت‌های موجود در آنها بر حسب وضعیت حقوقی[40]
سال     جمع     وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت
1377     694     98669     480     70863
1378     705     103394     483     74506
1379     713     105716     484     75549
1380     717     109152     479     76167
1381     730     110797     488     77300

 
سال     خصوصی     سایر
مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت
1377     113     10073     101     17733
1378     120     10384     102     18504
1379     123     11338     106     18829
1380     119     11191     119     21794
1381     120     11301     122     22196

 

تعداد مؤسسات درمانی فعال بر حسب وضعیت حقوقی و تخت‌های موجود در آن
سال و استان     جمع     وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی     خصوصی     سایر[41]
مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت     مؤسسه     تخت
      مؤسسه     تخت
1365     592     72321     426     56811     117     8489     49     7021
1370     639     85810     454     64024     118     9038     67     12748
1375     685     98549     479     72089     113     9550     93     16910
1378     705     103394     483     74506     120     10384     102     18504
1379     713     105716     484     75549     123     11338     106     18829
1380     717     109152     479     76167     119     11191     119     21794
1381     730     110797     488     77300     120     11301     122     22196
1382     733     111552     490     77776     120     11305     123     22471
                                                 
آذربایجان شرقی        34     5569     27     4736     4     363     3     470
آذربایجان غربی     24     3535     20     2954     3     325     1     256
اردبیل     12     1357     8     947     1     100     3     310
اصفهان     55     8227     40     5386     6     425     9     2416
ایلام     7     581     6     549     1     32     0     0
بوشهر     11     1349     7     973     0     0     4     376
تهران     140     29258     58     15174     46     5588     36     8496
چهارمحال و بختیاری     8     1324     7     1132     0     0     1     192
خراسان     65     10205     42     7229     8     750     15     2226
خوزستان     41     6889     26     4842     5     456     10     1591
زنجان     7     1142     6     1042     0     0     1     100
سمنان     11     1232     9     976     0     0     2     256
سیستان و بلوچستان     15     2030     14     1806     0     0     1     224
فارس     50     6054     36     4848     12     806     2     400
قزوین     8     1289     4     840     2     97     2     352
قم     9     1673     5     853     0     0     4     820
کردستان     12     2045     10     1835     0     0     2     210
کرمان     23     3545     17     2889     3     200     3     456
کرمانشاه     23     2768     19     2288     2     200     2     280
کهگیلویه و بویراحمد     6     573     5     543     0     0     1     30
گلستان     17     1644     12     1171     4     273     1     200
گیلان     27     3678     20     3008     6     470     1     200
لرستان     19     1981     15     1583     2     110     2     288
مازندران     39     4535     27     3688     9     496     3     351
مرکزی     15     1900     11     1294     1     250     3     356
هرمزگان     15     1635     9     1105     2     114     4     416
همدان     18     2856     13     2112     1     100     4     644
یزد     22     2678     17     1973     2     150     3     555


اگر به جمع مراکز بیمارستانی مذکور، مراکز بهداشتی و درمانی را نیز اضافه کنیم، میزان اهتمام نظام جمهوری اسلامی به امر بهداشت و درمان علی‌الخصوص در روستا‌ها و نقاط محروم کشور مشخص خواهد شد.
 

تعداد و مشخصات مراکز بهداشتی و درمانی کشور 67ـ 1364[42]
سال     موقعیت جغرافیایی     وضعیت حقوقی
جمع     شهری     روستایی     وابسته به وزارت بهداشت و...     خصوصی     سایر
1364     3764     1842     1922     3321     210     233
1365     3996     2047     1949     3570     193     233
1366     4153     2158     1995     3723     193     237
1367     4246     2301     1945     3853     159     234

 

تعداد و مشخصات مراکز بهداشتی و درمانی کشور به تفکیک استان 1367

استان
    موقعیت جغرافیایی     وضعیت حقوقی
جمع     شهری     روستایی     وابسته به وزارت بهداشت و...     خصوصی     سایر
کل کشور     4246     2301     1945     3853     159     234
تهران     521     447     74     344     115     62
مرکزی     111     36     75     110     1     0
گیلان     193     108     85     191     0     2
مازندران     284     159     125     274     3     7
آذربایجان شرقی     281     162     119     273     7     1
آذربایجان غربی     169     69     100     169     0     0
باختران     114     67     47     104     0     10
خوزستان     178     113     65     155     2     21
فارس     282     113     169     272     3     7
کرمان     204     76     128     186     2     16
خراسان     388     205     183     328     12     48
اصفهان     352     222     130     327     8     17
سیستان و بلوچستان     128     50     78     123     0     5
کردستان     105     47     58     105     0     0
همدان     133     63     70     126     1     6
چهارمحال و بختیاری     83     34     49     83     0     0
لرستان     105     57     48     103     1     1
ایلام     69     29     40     69     0     0
کهگیلویه و بویر احمد     62     21     41     56     0     6
بوشهر     64     33     31     64     0     0
زنجان     115     46     69     115     0     0
سمنان     64     34     30     61     0     3
یزد     104     65     39     98     2     4
هرمزگان     137     45     92     117     2     18

 

مراکز بهداشتی و درمانی بر حسب وضعیت جغرافیایی، حقوقی و اداری[43]
سال     وضعیت جغرافیایی     وضعیت حقوقی
جمع     شهری     روستایی     وابسته به وزارت بهداشت و درمان     خصوصی     سایر
1377     6218     3928     2290     5254     248     716
1378     6389     4079     2310     5252     336     801
1379     6981     4584     2397     5627     401     953
1380     7089     4742     2337     5675     452     962
1381     7345     4957     2388     5823     546     976

 
سال     نحوه‌ی اداره     زمان کار
مستقل     غیر مستقل     روزانه     شبانه روزی
1377     5379     839     4895     1323
1378     5621     768     5216     1173
1379     6042     939     5702     1279
1380     6066     1023     5725     1364
1381     6254     1091     5907     1438


آنچه گفته شد بخشی از تحولاتی بود که در حوزه‌ی توسعه‌ی انسانی در بخش بهداشت و افزایش امید به زندگی در جمهوری اسلامی به وقوع پیوست و ما تلاش کردیم که از چشم‌انداز آمار‌های رسمی، تفاوت این دگرگونی‌ها را در دوران هفتاد ساله‌ی نظام مشروطه‌ی سلطنتی و دوران 25 ساله‌ی نظام جمهوری اسلامی نشان دهیم.

دستاوردهای انقلاب اسلامی برای ملت ایران در نسبت با کارهایی که در گذشته انجام شده است به مراتب بیش از آن چیزی است که بتوان در قالب آمار و ارقام نشان داد. نگارنده تلاش خواهد کرد در پاسخ به پرسش انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ ‌به وجوه دیگری از توسعه‌ی انسانی در ایران بعد از انقلاب، در مقالات آتی بپردازد.
پی نوشت ها:
[1]. دکترای علوم سیاسی.
[2]. وصیت‌نامه‌ی سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران: 1368، ص 11و 12.
[3]. حجت سلیماندارابی، انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ فصلنامه‌ی پانزده خرداد، دوره‌ی سوم، ‌سال اول، شماره‌ی 1و 2، پاییز و زمستان 83.
[4]. قابل ذکر است که در تهیه‌ی این مقاله از دو منبع اصلی پیرامون توسعه‌ی انسانی استفاده شده است.
گزارش توسعه‌ی انسانی 1990، گزیده مسائل اقتصادی ـ اجتماعی، آذر 1369، ضمیمه‌ی شماره‌ی مسلسل 105 و 106، سازمان برنامه و بودجه، مرکز مدارک اقتصادی و اجتماعی وانتشارات. همچنین اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران (1378)، سازمان برنامه‌ و بودجه و سازمان ملل متحد، تهران: ‌1378، مرکز مدارک اقتصادی، اجتماعی و انتشارات.
[5]. اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران (1378)، ص 17.
[6]. اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی، ص 34.
[7]. همان، ص 35.
[8]. برای اطلاع بیشتر ر.ک: راهبردهای کلان رشد اقتصادی ایران، ابوالقاسم مهدوی، شرکت چاپ و نشر بازرگانی وابسته به مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران: 1380.
[9]. همان، ص6و7.
[10]. به طور کلی در دوران حکومت محمد رضا پهلوی شش برنامه‌ی توسعه تدوین، تصویب و به مورد اجرا گذاشته شد:
الف: برنامه‌ی اول از 1328 تا 1334 (به مدت هفت سال)
ب: برنامه‌ی دوم از 1335 تا 1341 (به مدت هفت سال)
پ: برنامه‌ی سوم از 1342 تا 1346 (به مدت پنج سال)
ت: برنامه‌ی چهارم از 1347 تا 1351 (به مدت پنج سال)
ث: برنامه‌ی پنجم از 1352 تا 1356 (به مدت پنج سال)
ج: برنامه‌ی ششم از 1357 تا 1361‌ (نا تمام به دلیل پیروزی انقلاب اسلامی)
[11]. خوانندگان برای اطلاع بیشتر ر.ک: ابوالقاسم مهدوی، همان، ص 6ـ13.
[12]. علی‌رضا ثقفی خراسانی، سیر تحولات استعمار در ایران، نشر نیکا، مشهد: 1375. ص 225 به بعد.
[13]. همان، ص 228.
[14]. منبع:
به نقل از محمد مهدی بهکیش، اقتصاد ایران در بستر جهانی شدن، نشر نی، چاپ دوم، تهران: 1381. ص 314.
[15]. علی رضا ثقفی خراسانی، همان، ص 231 ـ 237.
[16]. همان، ‌ص 229 و 230.
[17]. جالب است که بانک توسعه و معدن در تمام سرمایه‌گذاری‌هایش همواره یک طرف قرارداد خارجی دارد و این بانک نیز از سیاست کلی ضرورت طرف خارجی که حاکم بر صنایع است، پیروی می‌کند.
[18]. علی‌رضا ثقفی خراسانی، همان، ص 231.
[19]. نیکی آر. کدی، ریشه‌های انقلاب ایران، ترجمه‌ی عبد الرحیم گواهی،‌ انتشارات قلم، تهران: 1369. ‌ص 173، 174.
[20]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک : یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ‌ترجمه‌ی احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، نشر نی، چاپ دوم، ص 538. تهران: 1377. همچنین: سازمان‌های یهودی و صهیونیستی در ایران، مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1381.
[21]. یرواند آبراهامیان، همان، ص 538.
[22]. آمارهای مذکور از نشریه‌ای تحت عنوان «اختاپوس صد پا» استخراج گردید. این نشریه در تاریخ تیر ماه سال 1357 به چاپ رسید و نویسنده و ناشر آن مشخص نیست.
[23]. اطلاعات، شنبه، 23 دی‌ ماه 1357، شماره 15758.
[24]. آبراهامیان، همان، ص 551 و 552.
[25]. آبراهامیان، همان، ص 553.
[26]. ثقفی خراسانی، همان، ص 239.
[27]. اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی جمهوری اسلامی ایران، ص 35.
[28]. ابراهیم رزاقی، آشنایی با ‌اقتصاد ایران، نشر نی، تهران: 1376. ص 80.
[29]. سیاست‌های تشویقی صادرات غیر نفتی و تأثیر آن، تهیه کنندگان اکبر کمیجانی و بیژن بیدآباد، مجله‌ی اقتصادی، شماره‌ی 1، اردیبهشت 1372، سال هشتم.‌ ص 15.
[30]. اولین گزارش ملی توسعه‌ی انسانی در جمهوری اسلامی ایران، ‌ص 45.
[31]. رشد مذکور ناشی از رشد سرسام‌آور قیمت نفت در سال‌های مذکور می‌باشد و نرخ رشد فرآیند اقتصاد سالم نیست.
[32]. به نقل از سالنامه‌ی آماری سال 1380، برای مطالعه‌ی این سالنامه می‌توان به پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران در آدرس زیر مراجعه کرد:

[33]. سالنامه‌ی آماری کشور در سال 1356 به نقل از پایگاه اینترنتی زیر:

[34]. محل کار 16 نفر از دندان‌پزشکان مشخص نشده ولی در این جمع منظور شده‌اند. مأخذ: سازمان نظام پزشکی، به نقل از پایگاه اینترنتی زیر:

[35]. مأخذ: سازمان نظام پزشکی، به نقل از پایگاه اینترنتی زیر

[36]. سالنامه‌ی آماری کشور به نقل از پایگاه اینترنتی زیر

[37]. سالنامه‌ی آمار رسمی کشور به نقل از:

[38]. مأخذ: سازمان نظام پزشکی، به نقل از:

[39]. مشخصات 6 بیمارستان در استان تهران از آمار سال 1366 استفاده شده است. مأخذ: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دفتر بررسی و تحلیل اطلاعات آماری. به نقل از:

[40]. به نقل از:

[41]. شامل مؤسسات درمانی وابسته به سازمان تأمین اجتماعی، امور خیریه، بانک‌ها و... می‌باشد. مأخذ ـ وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی. ـ (ر.پ). وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. دفتر توسعه و هماهنگی نظام آماری. به نقل از:

[42]. به نقل از:

[43]. به نقل از:

http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP/ http://amar.sci.org.ir/Detail.aspx?Ln=F&no= &S=TP
                     
دسته ها : فجر انقلاب
جمعه چهارم 11 1387
دگرگونى در نظام آموزشى و پژوهشى ایران‌

دکتر حجت سلیماندارابى [208]

اینجانب توصیه می‌کنم که قبل از مطالعه‌ى وضعیت کنونى جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامى ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایى با وضعیت کشورها و ملت‌هایی‌که در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می‌گذشته است و قبل از توجه به گرفتاری‌هاى این کشور طاغوت زده از ناحیه‌ى رضاخان و بدتر از آن محمدرضا که در طول چپاول‌گری‌هایشان براى این دولت به ارث گذاشته‌اند، از وابستگی‌هاى عظیم خانمان سوز تا اوضاع وزارت‌خانه‌ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و... و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و... مقایسه با زمان سابق و رسیدگى به عملکرد دولت و جهاد سازندگى در روستاهاى محروم از همه‌ى مواهب حتى آب آشامیدنى و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتارى به جنگ تحمیلى و پیامدهاى آن از قبیل آوارگان میلیونى و خانواده‌هاى شهدا و آسیب دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونى افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادى و توطئه‌هاى پى در پى امریکا و استقبال خارج و داخلشان‌... و ده‌ها مسائل دیگر. تقاضا این است که قبل از آشنایى به مسائل به اشکال تراشى و انتقاد کوبنده و فحاشى برنخیزید.
امام خمینی[209]

همان‌طور که گفته شد، پرسش از عملکرد انقلاب اسلامی، پرسش از نحوه‌ى نگاه دین به حوزه‌ى عمومى بوده و یک پرسش بنیادین می‌باشد. روش این پژوهش در پاسخ به این پرسش، یک روش تطبیقى است‌. براى دستیابى به پاسخ‌هاى منطقى و مناسب به این پرسش‌، دستاوردهاى انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامى به عنوان دو حرکت بزرگ اجتماعى ایران در دوران معاصر، مقایسه خواهد گردید.

ارکان اصلى و اساسى این مقایسه در بخش اول این پژوهش مطرح شد. در این بخش تلاش خواهیم کرد معیارهاى ملموس دگرگونى سیاسی‌، اقتصادى و اجتماعى ایران در دوره‌ى هفتاد ساله‌ى مشروطه و دوره‌ى بیست و پنج ساله‌ى انقلاب اسلامى مورد مقایسه قرار گیرد.

همچنان‌ که در بخش اول گفته شد، اگر چه این مقایسه با توجه به شرایط، امکانات، رشد جمعیت و فرصت‌هاى زمانى در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی‌، مقایسه‌ى منصفانه‌اى نیست اما همین میزان نیز نشان می‌د‌‌هد که‌ سازمان‌دهى اجتماعى و اقتصادى ایران پس از انقلاب به طرز چشمگیرى تغییر کرد و در بسیارى از عرصه‌ها بهبودى نشان می‌دهد.[210] با وجودی‌ که انقلاب اسلامی، وارث صنعتى شد که میزان وابستگى آن به خارج بسیار زیاد بود و به همین سبب پس از انقلاب، صنایع کشور به دلیل محاصره‌ى اقتصادى و عدم تأمین مواد اولیه و واسطه‌اى دچار رکود گردید، صاحبان و مالکان این صنایع که با استفاده از اعتبارات بانکى آنها را تأسیس نموده بودند، با سرمایه‌هاى جارى که در دست داشتند از کشور خارج شدند[211] و با وجودی‌ که به دلیل وابستگى شدید و پیچیده‌ى اقتصادى ایران به کشورهاى صنعتى در طول حاکمیت رژیم مشروطه و فقر عمومی‌، ساخت اقتصاد معیشتی‌، دریافت کمک‌هاى مالى و تکنولوژیکی‌، اقتصاد متکى به فروش مواد خام اولیه‌ى نفت و ده‌ها مشکل دیگر، هیچ روزنه‌اى براى بهبود وضع ایران وجود نداشت، اما انقلاب اسلامى در طول دو دهه آن چنان دگرگونی‌هایى ایجاد کرد که پاره‌اى از محققینى که وضع عمومى ایران در دوره‌ى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى پهلوى را بررسى کرده بودند، معتقدند که تحولات ایران دوران انقلاب اسلامى با رژیم مشروطه قابل مقایسه نیست‌.

سازمان‌دهى اجتماعى اقتصاد پس از انقلاب به طرز چشمگیرى تغییر کرد و در برخى عرصه‌ها بهبودى نشان داد که یک مورد آن تأکید تازه بر بهبود شرایط روستاها بود. جهاد سازندگى به صورت حرکت داوطلبانه‌ براى کمک به برداشت محصول در سال 1358 آغاز شد، به زودى نقش گسترده‌تر و رسمی‌تر پیدا کرد و با کمک جمعیت محلى برنامه‌هایى از جمله جاده سازی‌، لوله کشى آب‌، تأمین برق‌، درمانگاه‌، مدرسه و کانال‌هاى آبیارى را به اجرا در آورد... زندگى روستایى از طرق دیگرى عموماً بهبود یافت‌. در عرصه‌ى دیگرى که در آنها جمهورى اسلامى دستاوردهاى قابل ملاحظه‌اى داشته است، آموزش و بهداشت عمومى است‌. در نواحى روستایى و فقر زده، دستاوردها چشمگیر بود و به ویژه بر زندگى زنان و کودکان تأثیر گذاشته است‌. در عرصه‌ى آموزش‌، مدارس از بودجه‌ى دولتى یارانه دریافت می‌کردند. از جمله در ساخت و ساز مدارس در روستاها و نواحى فقیر نشین‌. در دسترس بودن مدارس باعث شد که حضور دختران آسان‌تر شود... در نظام جدید نه تنها سواد آموزى در میان دختران و پسران به همگانى شدن نزدیک شد بلکه درصد دختران در میان پذیرفته شدگان به دانشگاه‌ها نیز پیوسته افزایش یافت‌. تا اینکه در سال 1382 به حدود 66 درصد رسید... امروزه تقریباً راه همه‌ى رشته‌هاى دانشگاهى به روى زنان باز است‌. تقریباً هر روستا یک مدرسه دارد. نرخ باسوادى زنان از 36 درصد در سال 1355 به 72 درصد در سال 1375 رسید. سطحى که با ترکیه قابل مقایسه و بیش از دوبرابر پاکستان است‌. و هنوز در حال افزایش است‌.»[212]

جمهورى اسلامى ایران، ظرف بیست سال به اندازه‌ى دوبرابر و نیم از رژیم سلطنتى پهلوى و همه‌ى رژیم‌هاى پیش از آن‌ فقط براى زنان ایران، شرایط تحصیل ایجاد کرد. این در حالى است که براى خارج کردن زنان از چرخه‌ى فعال و مؤثر اقتصادى و اجتماعى ایران و تبدیل آنها به عروسک‌هاى مد و عناصر بی‌خاصیت فرهنگى شبیه دوران رژیم پهلوی، انواع و اقسام فشارهاى تبلیغاتی، به جمهورى اسلامى وارد شد.

جمهورى اسلامى نه تنها از جنبه‌ى شاخص‌هاى توسعه در حوزه‌ى آموزش عمومى دگرگونی‌هاى بنیادینى در ایران ایجاد کرد، بلکه در مسأله‌ى بهداشت عمومى مخصوصاً بهداشت زنان و کودکان، یکى از الگوهاى بهبود و توسعه در زمینه‌ى بهداشت در جهان محسوب گردید.

نیکى کدى نویسنده‌ى امریکایى و یکى از کسانى که از نزدیک وضعیت ایران در یکصد سال اخیر را مورد مطالعه قرار داده است، علی‌رغم غرض ورزی‌هایى که در تفسیر بخشى از سیاست‌هاى جمهورى اسلامى در اثر خود به نام بررسى ریشه‌هاى انقلاب اسلامی‌ نشان داده است‌، در نوشته‌ى اخیر خود تحت عنوان نتایج انقلاب ایران‌ نتوانسته است از ذکر این تحولات چشمگیر خوددارى ورزد. او می‌نویسد: در زمان انقلاب، مراقبت بهداشتى یک مسأله‌ى عمده بود و به ویژه بر زنان و کودکان اثر می‌گذاشت. فقر، نبود خدمات و باردارى زود هنگام و مکرر، در نرخ بالاى مرگ و میر مادران و نوزادان [که از دستاوردهاى رژیم پهلوى بود] نقش داشت‌. دولت‌هاى متوالى منابع قابل ملاحظه‌اى را صرف برنامه‌هاى بهداشتی، به ویژه در مناطق محروم و دورافتاده کردند. یک برنامه‌ى کلیدى ایجاد یک شبکه‌ى مراقبت‌هاى بهداشتى اولیه براى توده‌ى مردم بود که دسترسى به مراقبت‌هاى بهداشتى را در بسیارى نقاط متحول کرده است‌. از سال 1364 تا 1376، نرخ مرگ و میر مادران از 140 مرگ در 100 هزار زنده‌زایى به 37 کاهش یافت‌. نرخ مرگ و میر نوزادان نیز کاهش یافت‌.[213] این تحولات دقیقاً در دورانى به وجود آمد که در بخشى از مقاطع زمانى آن‌، ایران درگیر جنگ تمام عیارى با متجاوزان به خاک این کشور بود.

اما در ظرف بیست سال گام‌هاى بلند و مهمى در عرصه‌ى آموزش و مراقبت‌هاى بهداشتى اولیه برداشته شده است‌. بهبود وضعیت آب آشامیدنی‌، تأسیسات بهداشتی‌، نظافت و تغذیه به ویژه به طبقه‌ى عامه و زنان و کودکان روستایى کمک کرده است‌.[214]

در ایران زمامداران اسلام‌گرا سیاست‌هایى را به اجرا در آوردند که در نهایت به توسعه‌ى یک جامعه‌ى سالم‌تر، آموزش دیده‌تر و فرهیخته‌تر کمک کرد.[215]
این حقیقتى است که ما می‌خواهیم به کمک آمار و ارقام و تحقیقات علمى در این نوشته تا حدودى نشان دهیم‌.
چشم اندازى از اوضاع عمومى ایران در رژیم مشروطه‌ى سلطنتی:

دگرگونی‌هاى ایران در دوران انقلاب اسلامى را وقتى می‌توانیم خوب تحلیل کنیم که آشنایى اجمالى با ویژگی‌هاى ایران در دوره‌ى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى پهلوى داشته باشیم‌. اکثر محققینى که وضع ایران در رژیم مشروطه را تا سقوط پهلوى مورد مطالعه قرار داده‌اند، به این حقیقت اعتراف می‌کنند که ایران در دوره‌ى قبل از انقلاب اسلامى ویژگی‌هاى اقتصادى و غیر اقتصادى درهم ریخته‌اى داشته است‌.

ویژگی‌هاى اقتصادى ایران در دوران حاکمیت رژیم مشروطه‌ى پهلوى عبارت بود از: 1ـ وابستگى اقتصادى 2ـ سطح بالاى بیکارى و کم کارى 3ـ سطح نازل درآمد سرانه 4ـ وابستگى به تولیدات کشاورزى و مواد اولیه‌ى صادراتى 5ـ صنایع مونتاژ بی‌مصرف‌

و از جنبه‌ى غیر اقتصادى نیز: 1ـ سطح پایین زندگى عمومى 2ـ سطح پایین بهره ورى 3ـ سطح پایین توزیع عادلانه‌ى ثروت 4ـ بی‌کفایتى دولت در اداره‌ى جامعه 5ـ نرخ بالاى رشد جمعیت 6ـ وضع بد بهداشت همگانى 7ـ سطح بالاى بی‌سوادى 8ـ دوگانگى غیر قابل حل در بخش صنعتى و سنتى 9ـ حاکمیت بی‌چون و چراى انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها در چرخه‌ى فعال و مفید اقتصادى 10ـ عدم بهره ورى از صنایع مادر، تکنولوژى ناکار آمد و مراکز علمى و تحقیقاتى غیر قابل اعتنا و شاخصه‌هاى دیگرى که به طور کلى کشور را در پرتگاه دگرگونی‌هاى اجتماعى قراد داده بود.

این مشکلات در حالى بود که رژیم شاه از شبکه‌هاى حمایتى گسترده‌اى از نیروهاى مسلح‌، شبکه‌ى حمایتى دربار، دیوان سالارى گسترده‌ى دولتى و از همه مهم‌تر حمایت‌هاى ابرقدرت‌هاى جهانى و در رأس آن امریکا برخوردار بود.

نیروهاى نظامى براى حمایت از سلطنت از 000/200 نفر در سال 1342 به 000/410 نفر در سال 1356 رسید. این افزایش صد در صد‌ى در حالى بود که هیچ خطر امنیتى خارج از مرزهاى کشور، ایران را تهدید نمی‌کرد. افزایش قدرت نظامى و بودجه‌ى ارتش از 293 میلیون دلار در سال 1342 به 8/1 میلیارد دلار در سال 1352 و سپس رسیدن این بودجه به 3/7 میلیارد دلار در سال 1355 نشان می‌داد که بخش عظیمى از درآمدهاى نفتى ایران که می‌بایست سرمایه‌ى تحولات اقتصادى و اجتماعى کشور قرار می‌گرفت، صرف نظامی‌گرى رژیم پهلوى براى حمایت از منافع امریکا در خلیج فارس و ایفاى نقش ژاندارمى منطقه می‌شود. شاه با خرید تسلیحاتى به ارزش بیش از 12 میلیارد دلار از کشورهاى غربى از سال 1350 تا سال 1356، سرمایه‌ى این مملکت را به باد داد و زرادخانه‌ى عظیمى ایجاد کرد که هیچ سودى براى جامعه نداشت‌.[216]

دومین شبکه‌ى امنیتى و حمایتى شاه یعنى دربار، در این سیاست خانمان برانداز بیشترین فایده را از ذخائر ملى برد. اگر چه در اثر نهضت ملى نفت، بخش اعظمى از زمین‌هاى خاندان پهلوى پس گرفته شد اما با کودتاى 28 مرداد، کلیه‌ى این زمین‌ها به خاندان سلطنتى برگشت داده شد. در جریانات اصلاحات نیز مرغوب‌ترین زمین‌ها در اختیار دربار، وابستگان به سلطنت و خاندان‌هاى حکومت‌گر اشرافى باقى ماند. در آمد نفت ایران در سال‌هاى پایانى عمر رژیم پهلوى که پول‌هاى هنگفتى بودند (حدود 2 میلیارد دلار) مستقیماً از محل درآمدها به حساب مخفى اعضاى خاندان سلطنتى در بانک‌هاى خارجى منتقل شد. هیچ نشانى از انتقال چنین پول کلانى که سرمایه‌ى مردم مظلوم ایران بود، در حساب‌هاى خزانه‌ى دولتى در حکومت پهلوى باقى نماند.

اعضاى خاندان سلطنتى با توجه به نفوذ خود با بهره‌گیرى از رونق ناشى از بالارفتن قیمت نفت، مبالغ هنگفتى را با شرایط بسیار مناسب و حداقل بهره از بانک‌هاى دولتى وام می‌گرفتند و در حوزه‌هاى گسترده‌ى تجارى و صنعتى سرمایه‌گذارى می‌کردند. در اوایل دهه‌ى 1350، خاندان پهلوى ثروتمندترین خانواده‌ى سرمایه گذار ایران بودند. شاه مالک بخشى از سهام دو کارخانه‌ى ماشین سازى و خودرو سازى و دو شرکت تولید کننده‌ى آجر، سه شرکت معدن‌، سه کارخانه‌ى بافندگى و چهار شرکت ساختمانى بود. بقیه‌ى اعضاى خانواده‌ى سلطنتى و عناصر وابسته به این خاندان، بزرگ‌ترین صاحبان اصلى و سهام‌داران شرکت‌هاى بیمه‌، تولید سیمان‌، بافندگى و حمل و نقل‌، بانک‌داری‌، تولید آلومینیم‌، هتل دارى و کازینو دارى و غیره بودند. آخرین منبع ثروت دربار پهلوى و یکى از مراکز غارت‌گر اموال و منابع ملی، بنیاد پهلوى بود. این بنیاد سالانه بیش از 40 میلیون دلار از سرمایه‌هاى ملت مظلوم ایران را از دولت کمک مالى می‌گرفتند و با این پول نفوذ خود را در همه‌ى زوایاى اقتصادى کشور گسترده می‌کردند.

در سال 1356 یعنى سال آغاز زمزمه‌هاى انقلاب اسلامی‌، بنیاد پهلوى 207 شرکت از جمله 8 شرکت استخراج معدن‌، 10 کارخانه‌ى سیمان‌، 17 بانک و شرکت بیمه‌، 23 هتل‌، 25 شرکت صنایع فلزی‌، 25 شرکت کشت و صنعت و 45 شرکت ساختمانى را، سهام دار بود. این بنیاد به ظاهر خیریه، یک منبع مالى عظیم براى خاندان سلطنتى و وسیله‌اى براى نفوذ در بخش‌هاى کلیدى اقتصاد و راهى براى خرید نخبگان سیاسی‌، اقتصادى و فرهنگى کشور بود. بخش اعظمى از سرمایه‌هاى این بنیاد تبدیل به نقدینگى و در کوران انقلاب اسلامى به خارج از کشور منتقل گردید و صرف طراحى کودتا، براندازی‌، کمک به گروه‌هاى مخالف جمهورى اسلامى و مردم ایران و کمک به کشورهایى چون عراق‌، رژیم صدام و رژیم صهیونیستى براى مقابله با انقلاب اسلامى ایران شد.[217]

جنون مفرط شاه به خرید آخرین سلاح‌هاى پیچیده و بی‌مصرف از خارج در سال 1350 به دلیل بالا رفتن ناگهانى قیمت نفت شرکت‌ها و دولت‌هاى غربى با پیشقراولى امریکا را خوشحال کرد... علاقه‌ى غرب به فروش سالیانه‌ى میلیاردها دلار اسلحه به ایران اگر چه باعث رونق اقتصادى غرب و در رأس آن امریکا شد، اما شرایط را براى زندگى مردم ایران تنگ‌تر و تنگ‌تر کرد. امریکایی‌ها فروش اسلحه‌هاى بی‌مصرف خود به شاه را یکى از بهترین راه‌هاى برگرداندن دلارهاى نفتى دیدند... شرکت‌هاى صادراتى بزرگ امریکا نظیر گرومن‌، لاکهید و شرکت وستینگهاوس موقعیت‌هاى حساسى در اقتصاد ایران به دست آوردند.[218] شمار تکنسین‌هاى خارجى به ویژه امریکایى و اروپایى از کمتر از 000/10 نفر در سال 1345 به بیش از 000/60 نفر در سال 1356 رسید.[219]

این ارقام نشان دهنده‌ى نفوذ روزافزون مستشارهاى خارجی، على الخصوص امریکایی‌ها و اروپایی‌ها در ارکان کشور و تنگ‌تر و تنگ‌تر شدن جا براى ابراز وجود و رشد متخصصین داخلى بود.

درآمد عمومى کشور به جاى اینکه هزینه‌ى بازسازى زیرساخت‌هاى اقتصادى و سیاسى و توسعه و رشد کشور شود، صرف اسراف کاری‌هاى سلطنتی‌، بنا کردن قصرها، مصارف اداری‌، فساد بیش از حد، ایجاد تأسیسات نظامى وابسته و خرید سلاح‌هاى بی‌مصرف می‌شد. به گونه‌اى که بودجه‌ى نظامى ایران که در سال 1350 در حدود صد میلیارد ریال بود، در سال 1355 به 8/566 میلیارد ریال افزایش پیدا کرد. این رقم بیانگر رشد سرسام آور نظامی‌گرى براى ایفاى نقش ژاندارمى ایران براى امریکا در منطقه و نشان دهنده‌ى نابودى درآمدهاى ملى در بیمارى قدرت طلبى شاه است.

شاه براى نشان دادن این جنون در مصاحبه با هفته‌نامه‌ى فرانسوى Le Point می‌گوید:
من به ابرقدرت امریکا و شوروى فهماندم که امنیت این بخش از جهان را تأمین خواهم کرد و همه‌ى کشتی‌هاى بازرگانى می‌توانند به آزادى در آنجا (خلیج فارس) رفت و آمد کنند.[220]

او براى عملى ساختن این ادعا، بزرگ‌ترین تأسیسات نظامى را که به اعتقاد عده‌اى از ابتداى حضور نظامى امریکا در ویتنام تا کنون سابقه نداشته است، در ایران به راه انداخت. امریکا براى تحریک شاه و تشویق او به این کار اما در حقیقت براى صرفه جویى کلان در هزینه‌هاى حضور در منطقه‌ى خلیج فارس و خاورمیانه، قول اعطاى کمک‌هاى نظامی، اقتصادى به شاه را داد. آنهایى که تاریخ این دوره را تحلیل کردند می‌دانند که این کمک‌ها اغلب به شکل اعتبارى که شامل قیمت ساز و برگ نظامی، مهمات، خدمات، هزینه‌ى حمل و اسلحه و مخارج اداره‌ى افراد و مسائلى شبیه به این بود، محاسبه و از طریق نوسانات قیمت نفت از جیب دلارهاى نفتى به ارزش زیادترى خارج می‌گردید. به عنوان نمونه آمارهاى رسمى در این دوره نشان می‌د‌‌هد که در اواخر دهه‌ى 60 میلادی، مقادیر اسلحه‌اى که ایران از امریکا خریدارى کرد از حجم کمک‌هاى نظامى به مراتب افزون‌تر بود.

امریکا براى تقویت رژیم شاه در ایفاى نقش ژاندارمى از یک طرف و سرکوبى قیام‌هاى داخلى ایران از طرف دیگر، در دهه‌ى 50 تا 57 حدود 3 هیأت نظامى در ایران داشت.

یکى هیأت نظامى براى تقویت ارتش یا (Armish) که وظیفه‌اش دادن راهنمایی‌ها و کمک‌هاى لازم به وزارت جنگ ایران و دستگاه عالى فرماندهى و فرماندهان و دستگاه‌هاى ارتش و نیروى دریایى و هوایى در مورد مسائل برنامه‌ریزی، سازماندهی، اداره‌ و آموزش نظامى بود.

هیئت دیگر، گروه کمک نظامى امریکا موسوم به (MAAG) بود که مأموریت این گروه، اجراى برنامه‌ى کمک‌هاى دفاع مشترک بود. ریاست این هیأت را وزیر دفاع امریکا بر عهده داشت.

هیئت سوم، هیأت نظامى امریکا براى تقویت ژاندارمرى شاهنشاهى موسوم به (Genmish) بود. این هیأت وظیفه داشت نیروى انتظامى رژیم شاه را به گونه‌اى آموزش، سازمان‌دهى و مساعدت کند که توانایى مقابله با شورش‌هاى منطقه‌اى مثل شورش‌هاى عشایری، شورش‌هاى شهرى و از بین بردن مخالفین را داشته باشد.

امریکا به مرور زمان کمک‌هاى بلاعوض نظامى را کاهش و از طرف دیگر سیاست فروش اسلحه را تشویق کرد. شاه که در جاه طلبی‌هاى نظامی‌گرى به گونه‌اى عمل کرده بود که نمی‌توانست از فرآیند ایفاى نقش ژاندارمى چشم پوشى کند، از درآمدهاى سرشار نفت، هزینه‌ى جنون نظامی‌گرى را پرداخت کرد. در حالى که همه می‌دانند هیچ قدرتى در منطقه کمر به تهدید ایران نبسته بود.[221]

سهم تجار ثروتمند از درآمد سرشار نفت‌، امپراطوری‌هاى غیر قابل تصورى براى سرمایه داران به وجود آورد. رسوایی‌هاى مالى دربار و عوامل وابسته آن چنان آشکار بود که یک مجله‌ى وابسته به پنتاگون در این باره می‌نویسد که در سال 1355 میزان واقعى فساد مالى به ارقام حیرت آورى رسیده بود... حتى آمارهاى محافظه کارانه نیز نشان می‌د‌‌هد که از سال 1352 تا 1355 میزان این فساد مالى و رشوه خواری، دست کم بیش از یک میلیارد دلار بود.[222]

آمار و ارقام مذکور در بخشى از مسائل ایران در کنار استبداد و جنایاتى که رژیم مشروطه‌ى سلطنتى علیه فرزندان این مرز و بوم‌، نابودى فرهنگ ایرانى و از بین بردن استعدادهاى ملى اعمال کرد، نشان می‌د‌‌هد که ایران در آستانه‌ى انقلاب اسلامى در چه وضعى قرار داشت و جمهورى اسلامى وارث چه اوضاعى گردید.
مقایسه‌ى تطبیقى دگرگونی‌هاى ایران در دو انقلاب  با توجه به شاخص‌هاى توسعه‌

در این بخش تلاش خواهیم کرد با توجه به زمینه‌هاى بخش قبلی‌، دگرگونی‌هاى ایران در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامى را با توجه به شاخص‌هاى توسعه، مقایسه‌ى تطبیقى کنیم‌.

همان‌طور‌که گفته شد انتخاب عوامل مؤثر در شاخص‌هاى توسعه، یک انتخاب نسبى است. براى ملموس شدن این تحولات از شاخص‌هاى عامى چون آموزش‌، بهداشت‌، توسعه‌ى انسانی‌، توسعه‌ى اقتصادی‌، توسعه‌ى سیاسى و امثال ذالک استفاده خواهیم کرد.

در این جا ضرورت دارد مجدداً یادآورى کنیم که روش بررسی‌هاى این پژوهش مبتنى بر استانداردهاى شاخص‌هاى توسعه نیست بلکه مقایسه‌ى دستاوردهایى است که انقلاب اسلامى و انقلاب مشروطه با توجه به شاخص‌هاى انتخابى براى ایران به ارمغان آوردند.
دگرگونى در نظام آموزشى و پژوهشى ایران‌:

آموزش یکى از معیارهاى رشد و توسعه در هر کشور است‌. در بررسى تحولات آموزش و پرورش عمدتاً به شاخص‌هایى چون گسترش امکانات آموزشی‌، کوشش براى تأمین امکانات آموزشی‌، سهم آموزش و پرورش در بودجه‌ى عمومی‌، سطح سواد جامعه‌، نرخ ترک تحصیل‌، تسهیلات و برنامه‌هاى آموزشى و علائمى مانند اینها مورد توجه قرار می‌گیرد.

براى تشریح چیزى که می‌توان آن را واقعیت نامید منطقی‌تر به نظر می‌رسد که با کمک آمار از تحلیل فعالیت شروع کنیم، نه از مسأله‌اى که بر هیچ داده‌ى عددى و عینى تکیه ندارد.[223] این مسأله از آن جنبه اهمیت دارد که در رسیدن به واقعیت، پاره‌اى اوقات تحلیل‌هاى ذهنى نیز نقش قابل توجهى ایفا می‌کنند. اما از آنجایى که در حوزه‌ى مباحث تطبیقی، ذهنیت معیار سنجش ملموسى نیست‌ با تکیه بر آمار و داده‌ها، نوع دگرگونی، حجم گسترده‌ى آن و اثرات آن را بر شاخص‌هاى دیگر بهتر می‌توان درک نمود. منابع انسانى در هر جامعه‌اى عامل تعیین کننده‌ى خصوصیت روند توسعه‌ى اقتصادى و اجتماعى آن جامعه است. چرا که بشر هم هدف و هم وسیله‌ى فعالیت‌هاى اقتصادى است. انسان‌ها عوامل فعالى هستند که سرمایه‌ها را متراکم می‌سازند، از منابع طبیعى بهره بردارى می‌کنند، سازمان‌هاى اجتماعی‌، اقتصادى و سیاسى را می‌سازند و توسعه‌ى ملى را جلو می‌برند.

بهره بردارى از نیروهاى فعال، مبتنى بر مهارت‌ها و دانش مردم در جامعه است‌.[224] مهارت‌ها و دانش تحت تأثیر آموزش‌ها و پرورش‌هاى جامعه است‌. بنابراین این مسأله دور از واقعیت نیست که پیشرفت تحصیلى یکى از عناصر اصلى توسعه‌ى انسانى است‌. گسترش دانش نه تنها خود مستقیماً زمینه‌‌ى بسط انتخاب‌هاى انسانى را فراهم می‌آورد بلکه از طریق ایجاد دسترسى بیشتر به فرصت‌هاى اشتغال و نیز بهبود سلامتی، شرایط زندگى بهتر را ایجاد می‌کند.[225]

دستاورد توسعه‌ى انسانى در زمینه‌ى آموزش و پرورش در دو انقلاب بزرگ اجتماعى دوران معاصر براى مردم ایران چه بوده است‌؟

براى رسیدن به نتایج ملموس ما می‌توانیم دگرگونى نظام تعلیم و تربیت ایران را در شاخص‌هایى چون‌: سطح علمى تعلیم و تربیت‌، تغییرات کمى و کیفى سوادآموزان و امکان گذر آنها به مقاطع تحصیلى بالاتر، توسعه‌ى مدارس و افزایش رشته‌ها، نرخ پوشش تحصیلی‌، توسعه‌ى فضاهاى آموزشى و کاهش تراکم دانش‌آموزان در کلاس‌، توسعه‌ى آموزش کودکان استثنایى و پرورش استعدادهاى درخشان‌، تغییرات اساسى در محتواى متون درسى و به روز کردن آنها، مبارزه با بی‌سوادی‌، توسعه‌ى دانشگاه‌ها و افزایش کمى دانشجویان‌، توزیع پراکندگى دانشگاه‌ها و دانشجویان در سطح کشور و مباحثى از این قبیل، ساماندهى کنیم‌.

از آنجایى که ذکر همه‌ى دستاوردها آن هم در یک مقاله‌ى تطبیقى کار دشوارى است،. در این جا به مهم‌ترین شاخص‌هاى این دگرگونى در دو انقلاب مورد نظر می‌پردازیم‌.

روند نماگرهاى آموزش و توسعه‌اى انسانى بر اساس اولین گزارش ملى توسعه‌ى انسانى که توسط سازمان ملل متحد و با همکارى سازمان برنامه و بودجه‌ى ایران تهیه شد، نشان می‌د‌‌هد که افزایش نرخ باسوادى و رشد سطح آموزش و پرورش در دوره‌ى جمهورى اسلامى نسبت به رژیم مشروطه‌ى سلطنتی، از رشد چشمگیرى برخوردار بوده است‌.

مطالعه‌ى سیاست‌هاى رژیم مشروطه‌ى پهلوى و آمارهاى ارائه شده، نشان می‌د‌‌هد که جهت‌گیری‌ها و سیاست‌هاى آموزش و پرورش با توجه به سیاست‌هاى کلان کشور عموماً در جهت توسعه‌ى نیروى انسانى کارگر در سطح مهارت‌هاى عادى و عدم حضور نیروهاى آموزش دیده در تولید علم‌، نظریه و فن‌آورى بوده است‌. یک نگاه سطحى به جدول آمار دانش‌آموزان اعزامى به المپیادهاى بین‌المللى و مدال‌هاى به دست آمده توسط آنان نشان می‌د‌‌هد که به دلیل همان حاکمیت سیاست‌هاى وابسته و متکى به علوم و فنون غربی‌، ایران در طول حاکمیت رژیم مشروطه‌ى سلطنتى علی‌رغم اینکه دنیا با سرعت چشمگیرى در پى تولید علم و فن‌آورى و مهارت به پیش می‌رفت هیچ جایگاهى در هیچ یک از المپیادهاى جهانى نداشت‌. آمارها نشان می‌د‌‌هد که قبل از انقلاب اسلامی‌، دانش‌آموزان ایرانى در المپیادهاى جهانى شرکت نداشتند.

حضور فعال و مؤثر ایران در المپیادهاى مذکور بعد از انقلاب اسلامى و مشخصاً از سال 1366 آغاز شد. زمینه‌ى فراهم شدن حضور دانش‌آموزان در المپیادهاى جهانى در سال 1366 را باید در سیاست‌هاى آموزش و پرورش ایران بعد از انقلاب اسلامى در تقویت بنیه‌ى دروس علوم پایه على الخصوص ریاضیات در مدارس و ایجاد انگیزه در میان دانش‌آموزان جستجو کرد. در سال 1363 وزارت آموزش و پرورش جمهورى اسلامى براى تشویق دانش‌آموزان رشته‌ى ریاضى دبیرستان‌هاى کشور مسابقات سراسرى دانش‌آموزان رشته‌ى ریاضى را در شیراز با شرکت 90 نفر آغاز و از آن پس همه ساله این مسابقات در کیفیت بهتر در کشور برگزار گردید.

جدول زیر نشان دهنده‌ى دستاوردهاى چشم گیر انقلاب اسلامى در تقویت بنیه‌هاى علمى کشور و ناتوانى سیاست‌هاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى در این کار می‌باشد.


سال     تعداد افراد اعزامى به المپیادها     تعداد مدال‌هاى کسب شده
ریاضی     فیزیک     کامپیوتر     شیمی     زیست     طلا     نقره     برنز
1366     6     ـ     ـ     ـ     ـ     ـ     ـ     1
1367     6     ـ     ـ     ـ     ـ     ـ     1     3
1368     6     5     ـ     ـ     ـ     ـ     2     5
1369     6     5     ـ     ـ     ـ     ـ     4     1
1370     6     5     ــ     ـ     -     2     1     5
1371     6     5     4     ـ     ـ     ـ     5     4
1372     6     5     4     4     ـ     4     6     6
1373     6     5     4     4     ـ     3     4     8
1374     6     5     4     4     ـ     8     8     3
1375     6     5     4     4     ـ     6     11     2
1376     6     5     4     4     ـ     6     11     2
1377     6     5     4     4     ـ     7     11     1
1378     6     5     4     4     4     11     8     3
1379     6     5     4     4     4     5     11     6
1380     6     5     4     4     4     5     9     8
جمع     90     65     40     36     12     57     92     58



جدول آمار دانش آموزان اعزامى به المپیادهاى بین‌المللى و مدال‌هاى به دست آمده توسط آن‌ها

موفقیت جمهورى اسلامى ایران در رشته‌هاى مختلف المپیادهاى جهانى دانش آموزی، نشان از استعداد بالقوه‌ى دانش‌آموزان ایرانی‌ و حجم سرمایه‌گذارى جمهورى اسلامى در تقویت بنیه‌ى علمى فرزندان این آب و خاک است‌. ایران علی‌رغم اینکه دیر به میدان رقابت‌هاى علمى جهان وارد شد اما ظرف ده سال 3 بار موفق به کسب مقام اول جهان‌، 2 بار به مقام دوم و 2 بار نیز مقام سوم جهان شد.

علاوه بر دستاوردهاى جمهورى اسلامى در حوزه‌ى المپیادهاى جهانى در تقویت آموزش در ابعاد مختلف، باید از توسعه‌ى مقاطع تحصیلی‌، توسعه‌ى مدارس فنى و حرفه‌ای، افزایش نرخ پوشش تحصیلی، ارتقاى نرخ گذر تحصیلی، افزایش نرخ قبولى دانش‌آموزان‌، افزایش فضاهاى آموزشى و کاهش تراکم دانش‌آموزان در کلاس‌، توسعه‌ى آموزش کودکان استثنایی‌، توسعه‌ى پرورش استعدادهاى درخشان‌، توسعه‌ى مدارس خارج از کشور، افزایش سطح تحصیلى معلمین و افزایش ارائه‌ى خدمات به فرهنگیان، از جمله مواردى است که می‌توان گفت انقلاب اسلامى در طول بیست سال نسبت به انقلاب مشروطه و رژیم سلطنتى در طول 70 سال، برترى قابل توجهى داشته است‌.

جدول ذیل تعداد دانش‌آموزان را در مقاطع تحصیلى ابتدایی‌، راهنمایى و دبیرستان در حکومت پهلوى و رژیم‌هاى قبل از آن و جمهورى اسلامى نشان می‌دهد.
سال     57 ـ 58     76 ـ 77     افزایش نسبت به
سال 1377
مقطع
ابتدایی     297/019/5     237/938/8     8/1 برابر
راهنمایی     263/535/1     881/282/5     5/3 برابر
دبیرستان     559/087/1     369/904/3     6/3 برابر


جدول آمار تعداد دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلى مختلف در دوران قبل و بعد از انقلاب

آمار مذکور نشان می‌د‌‌هد که رشد افزایش دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلى مختلف نسبت به دوره‌ى قبل از انقلاب با توجه به شرایط کشور با آنچه که رژیم مشروطه در طول 70 سال براى جامعه‌ى ایران به ارمغان آورد، قابل مقایسه نیست‌.

تعداد مدارس فنى و حرفه‌اى که در سال 1357 حدود 700 واحد بود در سال 1377 به 2800 واحد رسید. در طى این مدت، رشد چشم گیر رشته‌هاى تحصیلى نیز قابل توجه بود. در سال 1357 آموزش صنعت در 7 رشته‌، آموزش خدمات در 4 رشته و هنرستان‌هاى روستایى در 4 رشته صورت می‌گرفت. اما این تعداد در سال 1377 به 19 رشته در صنعت‌، 14 رشته در خدمات و 5 رشته در آموزش کشاورزى افزایش یافت‌.

از جنبه‌ى توسعه‌ى مدارس فنى و حرفه‌اى تعداد دانشجویان مدارس عالى فنى و حرفه‌اى نیز در طول بیست سال جمهورى اسلامى از 5400 نفر در سال 1357 به 000/90 نفر در سال 1377 رسید.

دختران که در آموزش‌هاى فنى و حرفه‌اى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى جایى نداشتند، در سیاست‌هاى جمهورى اسلامى در سال 1377 صاحب 34 آموزشکده‌ى ویژه گردیدند. تعداد کل مراکز آموزشکده‌هاى فنى از 12 آموزشکده در سال 1357 به 103 آموزشکده در سال 1377 افزایش پیدا کرد و 70 رشته‌ى تحصیلى در سال 1358 در آموزشکده‌هاى مذکور به 580 رشته افزایش یافت‌. تعداد دانشجویانى که از خوابگاه دانشجویى استفاده می‌کردند از 600 نفر در سال 1357 به 000/60 نفر در سال 1377 افزایش پیدا کرد.

رژیم مشروطه‌ى سلطنتى علی‌رغم سیطره‌ى هفتاد ساله‌ى خود بر تمام ارکان کشور و برخوردارى از حمایت‌هاى مطلق غرب و اجراى انواع و اقسام طرح‌هاى توسعه و الگوى رشد قادر نگردید براى جمعیت 20 تا 30 میلیونى ایران در حوزه‌ى پوشش تحصیلى شرایط مناسبى فراهم کند.

پوشش تحصیلى دوره‌ى متوسطه در سال 1357، حدود 23% بود که این رقم در سال 1377 با سیاست‌هاى جمهورى اسلامى ایران به 74% افزایش پیدا کرد. یعنى 74% از افرادى که در سال 1377 از شرایط لازم براى تحصیل در دوره‌ى متوسطه برخوردار بودند در مدارس کشور مشغول به تحصیل شدند در حالى ‌که این شرایط براى دانش‌آموزان این مقطع در رژیم مشروطه‌ى سلطنتى 23% بود.

از جنبه‌ى افزایش فضاى آموزشى و کاهش تراکم دانش‌آموز در کلاس، علی‌رغم فشارهاى ناشى از رشد بالاى جمعیت و موانع اقتصادى و سیاسى و امنیتی، تعداد کلاس‌ها از 250 هزار در سال 1358 به 650 هزار در سال 1377 رسید. یعنى هر سال حدود 20 هزار کلاس و هر روز 55 کلاس جدید مورد بهره بردارى قرار گرفت‌. تعداد آموزشگاه‌هاى کشور از حدود 51 هزار باب در سال 1358 به حدود 107 هزار باب در سال 1377 رشد پیدا کرد.

دستاوردهاى جمهورى اسلامى ایران در توسعه‌ى آموزش کودکان استثنایی‌، توسعه‌ى پرورش استعدادهاى درخشان و توسعه‌ى مدارس خارج از کشور از جنبه شاخص‌هاى رشد و توسعه‌ى انسانى با رژیم مشروطه‌ى سلطنتی، قابل مقایسه نیست‌.

در سال 1357 حدود 7 هزار نفر از دانش‌آموزان استثنایى در 237 مرکز تحت پوشش قرار داشتند در حالى ‌که در سال 1377 در طول حدود بیست سال حدود 66 هزار نفر از کودکان و دانش‌آموزان استثنایى در 1112 مرکز تحت پوشش آموزشى و توان‌بخشى قرار گرفتند.

قبل از پیروزى انقلاب اسلامى تنها دو مرکز آموزش تیزهوشان آن هم فقط در تهران وجود داشت. اما در سال 1367 با تأسیس سازمان ملى پرورش استعدادهاى درخشان، در بدو امر، 802 دانش‌آموز و در سال 1377، 89 مدرسه‌ى راهنمایی‌، 86 دبیرستان و بیش از 600/33 نفر دانش‌آموز در 44 شهر ایران مشغول بارورى بودند.

تعداد داوطلبان به این گونه مدارس که در سال 1366 حدود 1500 نفر بود در سال 1377 به 000/237 نفر که همگى داراى معدل 19 به بالا بوده‌اند، ارتقا یافت‌.

این تحول نشان می‌د‌‌هد که جمهورى اسلامى ایران شرایط قابل توجهى را براى رشد این استعدادها فراهم ساخته است. در حالى ‌که رژیم مشروطه‌ى سلطنتى توجهى به استعدادهاى نهفته در فرزندان این آب و خاک نداشت‌.
مقطع
سال تحصیلی     شهری     ابتدایی
روستایی     کل کشور     شهری     راهنمایی
روستایی     کل کشور     شهری     متوسطه
روستایی     کل کشور
54 ـ 55     664/4     074/32     728/36     762/2     527/1     289/4     357/1     224     601/1
55 ـ 56     850/4     519/33     269/38     807/2     813/1     620/4     372/1     344     716/1
56 ـ‌ 57     091/5     562/34     653/39     933/2     209/2     142/5     447/1     377     824/1
57 ـ 58     326/5     871/34     197/40     027/3     694/2     721/5     498/1     448     946/1
58 ـ‌ 59     992/5     781/35     773/41     284/3     542/3     826/6     623/1     672     295/2
59 ـ 60     336/6     877/32     213/39     267/3     946/3     213/7     700/1     779     479/2
60 ـ 61     143/7     674/35     817/42     660/3     673/4     333/8     949/1     830     779/2
61 ـ 62     851/7     639/37     490/45     892/3     420/5     312/9     012/2     795     807/2
62 ـ 63     337/8     230/39     567/47     011/4     054/6     065/10     027/2     886     903/2
63 ـ 64     766/8     216/40     982/48     228/4     619/6     847/10     065/2     906     971/2
64 ـ 65     092/9     340/41     432/50     361/4     165/7     526/11     110/2     920     030/3
65 ـ 66     561/9     567/41    

128/51
    578/4     225/7     803/11     166/2     925     091/3
66 ـ 67     511/10     269/42     780/52    

898/4
    653/7     551/12     310/2     973     283/3


جدول تعداد مدارس به تفکیک مناطق روستایى و شهرى در مقاطع تحصیلى در دوران قبل و بعد از انقلاب[226]

در توسعه‌ى مدارس روستایى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى با توجه به سیاست‌هاى توسعه‌ى شهرنشینى و کم توجهى به روستاییان و تحقیر روستا و روستایی، نه تنها تلاش جدى براى رشد فرزندان زحمت کش روستا به خرج نمی‌داد بلکه با بی‌مهرى نسبت به آنها زمینه را براى بی‌سوادى یا کم سوادى و مهاجرت آنها به شهرها براى تأمین نیروى کار ارزان صنایع مونتاژ، فراهم می‌ساخت‌.

دختران و زنان روستایى در این سیاست سهم بسیار ناچیزى در کسب علم و آموزش داشتند. اما در جمهورى اسلامى ایران توجه به اقشار محروم و على الخصوص روستاییان در سرلوحه‌ى سیاست‌هاى نظام قرار گرفت‌. جدول زیر، دگرگونى توسعه‌ى مدارس در رژیم مشروطه‌ى سلطنتى و جمهورى اسلامى را نشان می‌دهد.

هر محقق منصفى تصدیق خواهد کرد که دستاورد انقلاب اسلامى براى مردم ایران علی‌رغم همه‌ى مشکلات به مراتب بیش از آن چیزى است که بتوان در قالب آمار و ارقام ارائه داد.

بیدارى عقلانی‌، توجه به تولید علم و معرفت و شرکت در مجامع جهانى براى نشان دادن سطح استعدادها و قابلیت‌هاى جوانان این مرز و بوم که رژیم مشروطه‌ى سلطنتى با سیاست‌هاى خود این استعدادها را سرکوب می‌کرد، به هیچ وجه با آمار و ارقام قابل توصیف نیست‌.

وقتى با چنین شرایطى وارد تحولات و دستاوردهاى دانشگاهى در ایران می‌شویم‌، به دست آوردن شاخص‌هاى حقیقى براى نشان دادن این دگرگونى به مراتب سخت‌تر می‌شود. شرایط دانشگاه‌ها در قبل از انقلاب به گونه‌اى بود که عملاً نشاط علمى و پژوهشى را در کشور سرکوب کرده بود. دانشگاه‌هاى ایران که مبدأ تحولات و مرکز سعادت تلقى می‌شد صرفاً به انبار مصرف کالاهاى فکرى فرنگیان تبدیل گردید. نظیر ارکان وجودى علم و معرفت در چنین دانشگاهى در هم پیچیده بود. سرنوشت ملت ایران باید در جایى تعیین می‌شد که گردانندگان‌، برنامه ریزان و اغلب مدرسین آن اعتقاد چندانى به استعداد مردم ایران براى تولید علم و معرفت نداشتند. رژیم مشروطه‌ى سلطنتى با تمام قدرت دانشگاه‌هاى این کشور را به فرمایش حضرت امام خمینى (ره) عقب نگه داشت‌. جوانانى که از امکانات ملت مظلوم ایران کسب علم می‌کردند به گونه‌اى تعلیم داده می‌شدند که تبدیل به یک مهره‌ى مصرف کننده در خدمت سیاست‌ها و اهداف غرب و امریکا و مبشر افکار، اندیشه و سیاست‌هاى آنها می‌شدند.

تخصص‌هاى دانشگاهى به جاى اینکه در خدمت مردم ایران باشد در خدمت غرب بود. اگر قرار بود سیاست‌هایى را که رژیم پهلوى و رژیم‌هاى قبل از آن (از انقلاب مشروطه به بعد) در ایران اجرا می‌کردند، منجر به دگرگونى قابل توجهى می‌شد و جایگاه کشور ما را در تولید علم و معرفت در جهان به منزلت حقیقى آن نزدیک می‌کرد، هفتاد سال حاکمیت نظام مشروطه فرصت کمى براى ایجاد چنین دگرگونی‌هایى نبود. این انتظار وقتى موجه جلوه خواهد کرد که آگاه باشیم در طول حاکمیت نظام مشروطه‌ى سلطنتى در ایران‌، جهان با سرعت حیرت انگیزى به سمت دگرگونی‌، تحول و توسعه پیش می‌رفت اما ایران علی‌رغم منابع انسانى خوب و امکانات و استعدادهاى قابل اتکا و علی‌رغم شعارهاى تجدد و ترقی، نه تنها هیچ توفیقى در کسب موقعیت علمى در جهان به دست نیاورد بلکه نشاط علمى نیز در آن سرکوب گردید. دانشجو و استاد ایرانى شهامت و شجاعت تشکیک در تئوری‌ها و داده‌هاى علمى غرب را از دست دادند و باور نداشتند که فراورده‌هاى علم غربى و معرفت غربی، قابل نقد می‌باشد.

متخصصین ایرانى در سطح عالى نیز باید زیر دست تکنسین‌ها و مستشاران خارجى قرار می‌گرفتند و نقش شاگرد یا وردست استاد کار را دنبال می‌کردند. باور به فکر ایرانى از بین رفت و ایرانیان تحقیر می‌شدند. ناتوانى در تولید علم در حوزه‌ى پزشکى باعث شده بود که پزشکان در حال تحصیل هند و پاکستان، سرنوشت سلامتى جامعه‌ى ما را در دست داشته باشند. چه تحقیرى براى جامعه‌ى علمى ایران بدتر از آن بود که اغلب آنهایى که شعار تجدد و ترقى سر می‌دادند براى معالجه‌ى سرماخوردگى خود نیز به درک و شعور پزشک ایرانى اعتماد نمی‌کردند و راه دیار فرنگستان را در پیش می‌گرفتند.

امام خمینى (ره) در این رابطه می‌فرمایند:
باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه‌ى مهلک زده است قسمت عمده‌اش از دانشگاه‌ها بوده است‌. اگر دانشگاه‌ها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامه‌هاى اسلامى و ملى در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان جریان داشتند هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروى (سابق‌) فرو نمی‌رفت و هرگز قراردادهاى خانه خراب کن بر ملت محروم غارت زده تحمیل نمی‌شد و هرگز پاى مستشاران خارجى به ایران باز نمی‌شد و هرگز ذخائر ایران و طلاى سیاه این ملت رنج دیده در جیب قدرت‌هاى شیطانى ریخته نمی‌شد و هرگز دودمان پهلوى و وابسته‌هاى به آن، اموال ملت را نمی‌توانستند به غارت ببرند.[227]
رژیم مشروطه‌ى سلطنتى در طول حاکمیت نزدیک به یکصد ساله‌ى خود چنین کشورى را تحویل نظام جمهورى اسلامى داد. جمهورى اسلامى با همه‌ى مشکلاتش ظرف دو دهه بنیادی‌ترین تغییرات را در توسعه و تولید علم و معرفت در ایران ایجاد کرد به گونه‌اى که پیچیده‌ترین و حساس‌ترین موضوعات علمى در حوزه‌ى فیزیک هسته‌ای، توسط متفکرین مسلمان ایران شکار شد. کار عظیمى که هیچ ‌گاه تصور آن براى محیط‌هاى علمى ایران ممکن نبود.

شاخص دانشجویى بر اساس معیارهاى بین‌المللى از 558 نفر در هر 100 هزار نفر در سال 1357 به تعداد 1950 نفر در هر 100 هزار نفر در سال 1375 رسید. یعنى جمهورى اسلامى در ظرف بیست سال به میزان 5/3 برابر دستاوردهاى هفتاد ساله‌ى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى در حوزه‌ى شاخص دانشجویى کار کرد. جدول زیر نمایانگر این دگرگونى و عمق خدمات ارائه شده به جوانان این مرز و بوم در طول دو دهه حاکمیت جمهورى اسلامى ایران است‌.
سال
عنوان     1357     1368     1372     1377
جمعیت کشور     132/331/36     295/179/53     508/672/59     569/391/36
تعداد دانشجویان     675/175     392/281     564/436     380/625
نسبت دانشجویان در صدهزار نفر     483     529     732     987


نسبت دانشجویان در صدهزار نفر     483     529     732     987
جدول آمار نسبت تعداد دانشجویان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالى در یک صد هزار نفر جمعیت (بخش دولتی)

جدول فوق صرفاً نشان دهنده‌ى سطح رشد دانشجو در حوزه‌ى دانشگاه‌هاى دولتى است و اگر قرار باشد سطح رشد دانشجویان شاغل به تحصیل در مراکز دانشگاه آزاد و سایر مؤسسات آموزش عالى غیر دولتى را به آمار مذکور اضافه کنیم، بی‌تردید با ارقام دیگرى سر و کار خواهیم داشت‌. آمار مذکور نشان می‌د‌‌هد که شاخص نسبت دانشجو به جمعیت کشور در بخش دولتى در دوره‌ى حاکمیت جمهورى اسلامی، از رشد خوبى برخوردار بوده است. به گونه‌اى که نسبت دانشجو در صد هزار نفر در دهه‌ى اول انقلاب از 483 نفر در سال 1357 به 529 نفر در سال 1368 و در دهه‌ى دوم به 987 نفر در سال 1377 افزایش پیدا کرد.

در زمینه‌ى توسعه‌ى دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها نیز شاخص‌هاى رشد نشان می‌د‌‌هد که چه ظلمى در دوران حاکمیت رژیم مشروطه‌ى سلطنتى بر شهرها و مناطق محروم کشور شده است‌. تعداد دانشگاه‌هاى کشور از 47 دانشگاه در سال 1367 به 119 دانشگاه در سال 1374 افزایش پیدا کرد. این افزایش در دانشکده‌هاى مستقل نیز قابل توجه است‌. دانشکده‌هاى مستقل از 7 دانشکده در سال 1367 به 23 دانشکده و از 29 آموزشکده در سال 1367 به 73 آموزشکده در سال 1374 ارتقا پیدا کرد.

بر اساس آمارهاى سرشمارى عمومى نفوس و مسکن در سال‌هاى 1355، 1365 و 1375 درصد رشد تعداد دانشجویان در حال تحصیل در مقاطع مختلف در دوران حاکمیت بیست ساله‌ى انقلاب اسلامی، با تمامى دستاوردهاى نظام‌هاى پیشین قابل مقایسه نیست‌.

تعداد دانشجویان در حال تحصیل در سال 1355 برابر با 543/150 نفر بود که این رقم در سال 1375 به 970/966 نفر افزایش پیدا کرد. جمهورى اسلامى ایران در ظرف 20 سال به اندازه‌ى 5/6 برابر رژیم‌هاى پیشین در ایران در حوزه‌ى تحصیلات دانشگاهی، امکانات تحصیل فراهم کرد.

جدول زیر درصد رشد تغییرات این سطوح را در مقاطع مختلف تحصیلى از فوق دیپلم تا دکتراى حرفه‌اى و تخصصى نشان می‌دهد.

 
تا سال
مقاطع تحصیلى و جنس     1355     1365     1375
فوق دیپلم     مرد و زن     929/26     490/60     326/152
مرد     894/17     357/42     484/90
زن     035/9     133/18     842/61
لیسانس     مرد و زن     900/106     353/96     381/718
مرد     079/72     263/65     345/415
زن     821/34     090/31     36/303
فوق لیسانس     مرد و زن     794/6     394/10     216/48
مرد     337/5     869/7     099/36
زن     457/1     525/2     117/12

دکتراى حرفه‌اى و تخصصی     مرد و زن     920/9     652/14     865/47
مرد     403/7     838/6     334/31
زن     517/2     814/4     531/16
جمع     مرد و زن     543/150     889/181     970/966
مرد     713/102     327/125     361/573
زن     830/47     562/56     609/393

جدول تعداد دانشجویان در حال تحصیل در دهه‌هاى قبل و بعد از انقلاب برحسب جنس و مقاطع تحصیلى دانشگاهی[228]

در شاخص‌هاى تغییرات مذکور، جایگاه مناطق محروم در استان‌هاى ایلام‌، هرمزگان‌، چهارمحال و بختیاری‌، سیستان و بلوچستان‌، خراسان‌، آذربایجان شرقی‌، اصفهان و فارس از ویژگی‌هاى خاصى برخوردار است‌. این مناطق به طور کلى از حوزه‌ى دگرگونی‌هاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى حذف شده بود. اما در جمهورى اسلامى ایران ظرف مدت 20 سال بر اساس جدول ذیل دگرگونی‌هاى بنیادینى در میزان افزایش دانشجو در چهار استان محروم و چهار استان نیمه محروم به وجود آمد.
میزان افزایش و جنس
استان     میزان افزایش درسال 76 ـ 77 نسبت به سال 57 ـ 58
مرد و زن     زن     مرد
ایلام     24 برابر     50 برابر     19 برابر
هرمزگان     18 برابر     31 برابر     15 برابر
چهارمحال و بختیاری     13 برابر     44 برابر     9 برابر
سیستان و بلوچستان     14 برابر     19 برابر     13 برابر
خراسان     4 برابر     6 برابر     3 برابر
آذربایجان شرقی     5/2 برابر     4 برابر     2 برابر
اصفهان     5 برابر     7 برابر     4 برابر
فارس     5/3 برابر     4 برابر     3 برابر


جدول مقایسه‌اى میزان افزایش دانشجو در چهار استان محروم و چهار استان غیر محروم به تفکیک جنس

مقایسه‌ى کیفیت حضور زنان در مراکز علمى و پژوهشى کشور در رژیم‌هاى پیش از جمهورى اسلامى ایران، سطوح دیگرى از تحولات علمى کشور و رشد و توسعه‌ى نیروى انسانى در طول حاکمیت کوتاه مدت جمهورى اسلامى ایران است‌. میزان امکاناتى که براى رشد زنان در طول رژیم مشروطه‌ى سلطنتى در اختیار این قشر عظیم و با اهمیت قرار گرفت، نشان دهنده‌ى آن است که شعارهاى آزادى زنان سرابى بیش نبود. تبدیل زن به کالاى اقتصادى و ابزار بهره‌ورى و لذت‌، از بین بردن هویت و شخصیت زن در ارکان جامعه و القاى این مطلب که چنین هویت و شخصیتى فقط در شیوه‌ى لباس و آرایش خلاصه می‌شود، شرایطى فراهم نمود که زن در سیاست‌هاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى به طور کلى از فعالیت‌هاى مهم و مؤثر اداره‌ى امور جامعه و حتى خانواده برکنار و به کالایى براى ارضاى هوس‌هاى سیری‌ناپذیر مردان شهوتران و وسیله‌اى براى کسب درآمدهاى سودجویان تبدیل شود.

با یک مقایسه‌ى ساده‌ى آمارى از حضور زنان در عرصه‌ى علم و پژوهش به راحتى می‌توان تفاوت دیدگاه‌هاى نظام‌هاى پیشین با جمهورى اسلامى را درک کرد. بر اساس آمارهاى رسمى اعلام شده در رژیم پیشین و آمارهاى رسمى توسعه‌ى انسانى در جمهورى اسلامى ایران‌، تعداد دانشجویان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رشدى معادل 723 درصد را نشان می‌د‌‌هد یعنى تعداد دانشجویان زن در سال 1375 هشت برابر سال 1355 رشد نشان می‌دهد.

زنان در کلیه‌ى مقاطع تحصیلات عالی، امکانات رشد وسیعى را در جمهورى اسلامى به دست آوردند. در حالى ‌که چنین امکاناتى در رژیم‌هاى پیشین فراهم نگردید و چشم‌انداز سیاست‌هاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى به زن، عموماً چشم اندازهاى سطحى و ناظر به بهره‌گیرى کالایى از حضور زن در جامعه بود. یکى ازمهم‌ترین دلایل مخالفت امام با سیاست‌هاى رژیم پهلوى همین چشم‌انداز نگرش کالایى به زن بود.

جدول مذکور نشان می‌د‌‌هد که در سال‌هاى پس از انقلاب، شرایط فراهم شده و رشد تعداد دانشجویان زن بیش از دانشجویان مرد بوده است‌. زیرا رشد دانشجویان مرد در سال 1375 نسبت به سال 1355 در حدود 5/5 برابر شد در حالى ‌که دانشجویان زن در همین مقیاس زمانی، 7 برابر شدند. این برترى را می‌توان در همه‌ى مقاطع تحصیلى فوق دیپلم‌، لیسانس‌، فوق لیسانس و دکترا مشاهده کرد.

همه‌ى آمارهایى که در این بررسی‌ها مورد استفاده قرار گرفته است تا سال 1375 را نشان می‌د‌‌هد. بی‌تردید اگر به آمارهاى مربوط به سال 1383 رجوع می‌شد ارقام مذکور شاخص‌هاى حیرت انگیزترى را در همه‌ى زمینه‌هاى توسعه نشان می‌داد.

این دستاوردها در طول بیست سال حاکمیت جمهورى اسلامى نسبت به حاکمیت 70 ساله‌ى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى و همه‌ى نظام‌هاى پیش از آن، برگ‌هاى زرینى در کارنامه‌ى انقلاب اسلامی، نظام جمهورى اسلامى و دولت‌هاى آن می‌باشد.

اگر چه معتقدیم که حق ملت ایران بیش از آن چیزى هست که در طول این سال‌ها توسط انقلاب اسلامى به ارمغان آورده شده اما داوری‌هاى منصفانه به ما می‌آموزد که اگر القائات شیطانى و اشکالات غیر منطقى و اتلاف وقت‌هایى که آرزوى دشمنان این انقلاب و این ملت است و موانعى که در سر راه توسعه، رشد و ترقى ایران ایجاد می‌کنند وجود نمی‌داشت؛ توانایى نظام جمهورى اسلامى به مراتب بیش از آن چیزى می‌باشد که تا کنون آثار خودش را نشان داده است‌.

در مقطع فوق دیپلم درصد رشد تعداد دانشجویان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رقم 584 درصد را نشان می‌د‌‌هد که 7 برابر دوران گذشته است در حالى ‌که این رقم درباره‌ى دانشجویان مرد 406 درصد یعنى حدود 5 برابر را نسبت به رژیم پیشین نشان می‌دهد.

در مقطع لیسانس تعداد دانشجویان زن در سال 1375 نسبت به سال 1355 رقم 770 درصد یعنى 9 برابر رژیم پیشین در حالى ‌که تعداد دانشجویان مرد در همین مقیاس زمانی، رقم 476 درصد یعنى 6 برابر را نشان می‌دهد.

در مقطع فوق لیسانس در همین مقیاس زمانى رقم 731 درصد یعنى 5/8 برابر براى زنان و رقم 576 درصد یعنى 5/6 برابر براى مردان و در مقطع دکترا رقم 557 درصد یعنى 5/6 برابر براى زنان و رقم 323 درصد یعنى 4 برابر براى مردان به ثبت رسیده است‌. جدول زیر گویاى این دگرگونى عظیم در وضع زنان در نظام جمهورى اسلامى می‌باشد.
مقطع و جنس
سال     جمع     کاردانی     کارشناسی     کارشناسى ارشد     دکتراى تخصصى و حرفه ای
      مرد     زن     مرد     زن     مرد     زن     مرد     زن     مرد     زن
در سال 1375
نسبت به سال 1355     5/5
برابر     8
برابر     5
برابر     7
برابر     6
برابر     9
برابر     5/6
برابر     5/8
برابر     4
برابر     5/6
برابر


جدول مقایسه‌ى میزان افزایش دانشجویان مرد و زن در رژیم مشروطه‌ى سلطنتى و نظام جمهورى اسلامی[229]

آنچه که از دگرگونی‌هاى ناشى از مقایسه‌ى دو انقلاب اجتماعى و رژیم‌هاى منسوب به آنها ذکر کردیم، اجمالى از تفصیلات گسترده‌اى است که نیاز به بررسی‌هاى عمیق‌ترى دارد.

دگرگونی‌هاى ناشى از حاکمیت جمهورى اسلامى ایران در طول بیست سال نشان داد که چه استعدادهاى عمیقى به خاطر جهالت نظام مشروطه‌ى سلطنتى از اوضاع جهان و ناتوانى در تولید علم و معرفت و رواج تقلید و تعطیلى عقل در این کشور به ورطه‌ى نابودى کشیده شده بود. اگر نبود انقلاب با شکوه اسلامى در سال 1357، هیچ ‌گاه زمینه‌هاى بروز چنین استعدادها و توانایی‌هایى در رژیم مشروطه‌ى سلطنتى براى نخبگان این کشور فراهم نمی‌شد. ایران به اعتراف مخالفین در طول بیست سال حاکمیت جمهورى اسلامى تحولات چشمگیرى را در زمینه‌ى توسعه و تولید علم در کشور ایجاد کرده است‌. این به معناى آن نیست که آنچه انجام گرفته است کافى است‌. بی‌تردید ظرفیت‌هاى علمى جامعه‌ى ایران على الخصوص در حوزه‌ى علوم انسانى هنوز به شاخص‌هاى مناسبى از رشد نائل نیامده است‌.

با برنامه‌ریزى و اتخاذ سیاست‌هاى درست و تغییر الگوهاى آموزشى و شیوه‌ى کسب علم و معرفت بیش از آنچه که امروزه به دست آمد، ظرفیت‌، توانایى و امکانات در کشور وجود دارد. اگر چه سیاست‌هاى تقلیدى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى در طول هفتاد و خورده‌اى سال حاکمیت خود، ریشه‌هاى تفکر و تولید معرفت را خشکاند و ظرفیت‌هاى کشور را به خارج منتقل کرد، لیکن می‌توان با برنامه‌ریزی‌هاى درست این ظرفیت را مجدداً به درون کشور منتقل و بیش از آنچه که امروزه شأن و مقام ایران اسلامى در تولید علم است به موقعیت‌هاى جدیدترى دست پیدا کرد.

در بررسی‌هاى آتى به مقایسه‌ى دستاوردهاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى و نظام جمهورى اسلامى در شاخص‌هاى دیگر توسعه خواهیم پرداخت‌.[230]
  پى نوشت:
108. مورخ انقلاب اسلامی.
109. مصاحبه‌ى آقاى منتظرى با مصطفى ایزدی، ص2
110. سخنرانى آقاى منتظرى در 23/5/1375 در قم ـ از این فراز از سخنان آقاى منتظرى به دست می‌آید که نامبرده از کاستی‌هاى خود چندان بی‌خبر نبوده است.
111. صحیفه‌ى امام، ج ا، ص163.
112. خاطرات، ص91.
113. پیشین، ص100.
114. علوى طباطبایی، سید محمد حسین، خاطرات زندگانى آیت‌الله العظمى آقاى بروجردی، قم:1341، ص59.
115. پیشین، ص52.
116. کابینه‌ى على اصغر سهیلى در 18/12/1320 تشکیل شد و در 15/5/1321 پایان یافت.
117. نشریه‌ى یاد، شماره 4، خاطرات آقاى آذری، ص31.
118. خاطرات، صفحه 199.
119. خاطرات، ص202.
120. کشف اسرار، ص226.
121. پیشین، ص234.
122. پیشین، ص237.
123.پیشین، ص237، 238.
124. مهدى بازرگان، انقلاب ایران در دو حرکت، چاپ اول، تهران: بهار 1363، ص32. نقطه گذاری‌ها از متن کتاب است. آقاى بازرگان دنباله‌ى این اعلامیه را که نمایان‌گر وفادارى به قانون اساسى مشروطه و جانب‌دارى از سلطنت خاندان پهلوى می‌باشد سانسور کرده است. متن درست اعلامیه چنین است :... با ماندن شاه هیچ کارى چاره نخواهد شد... اما با استعفا و رفتن ایشان مملکت از بن بست بیرون آمده چاره جویی‌هایى امکان پذیر خواهد شد. با فروکش کردن ناامیدى و طوفان خشم ملت فرصتى به دست خواهد آمد که اولاً جانشینان ایشان (بخوانید ولیعهد یا شوراى سلطنتی) با عبرت از گذشته به قانون اساسى و حقوق و حیثیت مردم تمکین نمایند... (اسناد نهضت آزادی، ج 11، ص16 )
125. سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، دفتر دوم، چاپ پنجم، ص757.
126. صحیفه امام، ج 3، ص267.
127. پیشین، ص315ـ 317.
128. پیشین، ص373.
129. پیشین، ص451.
130. اتفاقاً از انتشار کتاب « انقلاب ایران در دو حرکت » زمانى نگذشته بود که به یکى از روزنامه‌هاى پارسى زبان برون مرزى که از سوى به اصطلاح اپوزیسیون منتشر می‌شد، برخوردم که با تیتر درشت آورده بود: « نهضت آزادى ایران پیشتاز واژگونى رژیم شاه » (چیزى بدین مضمون) و به همین نوشته‌ى مهندس بازرگان اشاره کرده بود.
131. خاطرات، ص210.
132. سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، دفتر نخست، چاپ پانزدهم، ص172.
133. نشریه‌ى یاد، شماره 4، ص31 ـ 32.
134. پیرامون پیشنهاد امام براى نشست علماى سراسر ایران در شب‌هاى یکشنبه به کتاب نهضت امام، دفتر اول، چاپ پانزدهم، ص966 نگاه کنید.
135. خاطرات، ص202 و 201.
136. خاطراتـ ص201.
137. پیشین، همان صفحه.
138. پیشین، ص205
139. خاطرات، ص257.
140. نهضت امام خمینى (ره) از این نگارندهـ دفتر اولـ ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)ـ چاپ پانزدهمـ تاریخ چاپ: بهار 1381ـ ص76.
141. خاطرات، ص254
142. کودک نیل یا مرد انقلابـ ص15ـ ناشر: کتابفروشى محمدى تاریخ انتشار: اسفندماه/1343.
143. خاطرات آقاى منتظرى ـ پیشگفتار ـ ص49.
144. بنابر خاطره‌اى که در نجف از حاج سید مصطفى خمینى دارم آقاى نجفى به وسیله‌ى خانم یا آقایى (تردید از من است) که در بیت ایشان کار می‌کرد او را به منزل خود فراخواند آن شخص حاج سید مصطفى را از بیراهه و از یک در مخفى منزل، توانست به حضور آقاى نجفى ببرد. آقاى نجفى در این دیدار به او آگاهى داد که از یک منبع موثق اطلاع یافته است که نقشه‌ى دستگیرى حاج سید مصطفى را دارند از این رو او را به منزل خود دعوت کرده است تا شاید از تعرض مأموران مصون بماند.
145. کارشناس ارشد علوم سیاسی.
146. حسینعلى نوذری، صورت‌بندى مدرنیته و پست مدرنیته، انتشارات نقش جهان، اصفهان، 1379، ص‌ص‌ 343 تا 345.
147. دورنماى جنبش صهیونیسم در فلسطین، نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره‌ى 63، ‌تاریخ 1/1/1381، ص34.
148. خبرگزاری، 14/2/80..
149. TECHNION
150. INSTITUTE WEIXMANN
151. جنگ رایانه‌اى در فلسطین، بخش اول، ماهنامه‌ى ندا، القدس، سال چهارم، شماره‌ى 69، تاریخ 1/3/82، ص55.
152. خبرگزاری، اول فروردین، 1380.
153. خبرگزاری، 14 اسفند، 1381.
154. نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره‌ى 60، اول دیماه 1380، ص3.
155. اقتصاد رژیم صهیونیستى و انتفاضه مسجد الاقصی، نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره‌ى 63، اول فروردین 1381، ص20.
156. حضور صهیونیست‌ها در آفریقا، نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره 63، اول فروردین 1381، ص11.
157. اقتصاد رژیم صهیونیستى و... همان، ص20.
158. روژه گارودی، تاریخ یک ارتداد، اسطوره‌هاى بنیان گذار سیاست اسرائیل، ترجمه‌ى مجید شریف، انتشارت مؤسسه‌ى خدمات فرهنگى رسا، تهران: 1357، ص227، همچنین جهت مطالعه‌ى بیشتر پیرامون کمک‌هاى خارجى به رژیم صهیونیستى ر. ک به صفحات 270 ـ 259.
159. ر. ک سازمان‌هاى یهودى و صهیونیستى در ایران، انتشارات مؤسسه‌ى مطالعات و پژوهش‌هاى سیاسی، تهران: 1381، ص375.
160. روژه گارودی، همان، ص‌ص‌ 215، 216.
161. A. I. P. A. C.: کمیته امریکایى ـ اسرائیلى امور عمومى است.
162. على رحیمی، اسرائیل و بحران عراق، منافع و چالش‌ها، نشریه‌ى نگاه، ‌سال سوم، شماره‌ى 32، اسفند 1381، ‌ص51.
163. عبدالهى و زیبایی، برآورد استراتژیک اسرائیل، جلد اول، انتشارات مؤسسه‌ى فرهنگى ابرار معاصر، تهران: 1381، ص‌ص 553، 554.
164. روچیلدها، ترجمه‌ى رضا سند گل و منیژه اسلامبول چی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران: 1369، ص75.
165. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، مؤسسه‌ى مطالعات و پژوهش‌هاى سیاسی، انتشارات اطلاعات، تهران: 1369، ص‌ص‌ 110، 111.
166. نبرد واژه‌ها در سنگر مبارزه عربى ـ صهیونیستی، نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره‌ى 65، اول مرداد 1381، ص28.
167. غسان کنفانی، نگاهى به ادبیات صهیونیسم، ترجمه‌ى موسى بیدج، انتشارات برگ، تهران: 1365، ص13.
168. خبرگزاری، 26 اردیبهشت 1380
169. همان، 22 آذر 1381
170. همان، 26 اردیبهشت 1380
171. پژوهش گروهی، a Psychological Warfarecase Book، ترجمه‌ى ستاد جنگ دانشگاه تربیت مدرس، دفتر مرکزى جهاد دانشگاهی، انتشارات واحد جنگ روانی، قرارگاه خاتم‌الانبیا، تهران: ؟، ص13.
172. استراتژى اسرائیل، غازى اسماعیل ربابعه، ترجمه‌ى محمدرضا فاطمی، نشر سفیر، تهران: 1368، ص146.
173. استراتژى رژیم صهیونیستى در روابط خارجی، گزارش کنفرانس منطقه‌اى و سیاست خارجى مؤسسه‌ى پژوهشى هرتسیکاى اسرائیل، ماهنامه‌ى نداء القدس، سال چهارم، شماره 71، اول مرداد 1382، ص21.
174. نقض مکرر حقوق خبرنگاران در اراضى اشغالی، نشریه‌ى نداء القدس، سال چهارم، شماره 73، اول مهرماه 1381، ص8.
175. پژوهش گروهی، مقاله‌ى نبرد جنین مطالعه‌ى موردى درباره‌ى استراتژى رسانه‌اى اسرائیل مترجم ابوالقاسم راه چمنی. آوریل 2002 به نقل از کتاب گزیده پژوهش‌هاى جهان5، انتشارات مؤسسه‌ى فرهنگى مطالعات و تحقیقات بین‌المللى ابرار معاصر، تهران: مهر 1382 صفحه 227
176. خبرگزاری، 28/3/80
177. خبرگزاری، 7/5/82
178. خبرگزاری، 15/2/81
179. خبرگزاری، 15/5/80
180. آیت‌الله سید على خامنه‌ای، فرهنگ و تهاجم فرهنگى (برگرفته از سخنان رهبری)، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامی، تهران: 1373، صفحه 4.
181. خبرگزاری، 22/6/1381.
182. سید محمد على ابطحی، مقاله‌ى بررسى ابعاد تهاجم فرهنگى صهیونیستى به جهان اسلام و عرب فصلنامه‌ى راهبرد شماره‌ى پنج، زمستان 1373، صفحه‌ى 74، به نقل از مصاحبه نادیا خوست با روزنامه الحیات چاپ لندن، 12/6/1994
183. خبرگزارى 17/12/79
184. آیت‌الله سید على خامنه‌ای، پیشین، ص4.
185. بخشى از بیانیه‌ى سومین کنگره‌ى بین‌المللى مسیحیت صهیونیستی، ترجمه‌ى واحد پژوهش و تحقیقات موعود، ماهنامه‌ى موعود، سال هفتم. شماره 40، آذر و دى 1382، ص42.
186. مقاله‌ى الموساد تبنى افکار هم و اسرائیلیون التقوابهم فى طابا، مترجم: ع. باقرى از نشریه‌ى روزنامه الاتحاد، 27 ژانویه 1997، به نقل از ترجمان سیاسی، شماره‌ى 66، صفحه‌ى 29.
187. خبرگزاری‌، 9/5/80
188. موساد، نشریه‌ى لوپوئن، شماره‌‌ى 1351، 8 اوت 1998، به نقل از ترجمان سیاسی، سال سوم، شماره‌ى 143، بخش سیاسی، ص27.
189. جهت مطالعه‌ى بیشتر ر. ک: استراتژى پیرامونى اسرائیل، محمدتقى تقی‌پور، موسسه‌ى مطالعات و پژوهش‌هاى سیاسی، 1383.
190. هارولد لاسول، جنگ سیاسى و روانی، a Pyschological Warfarecase book، همان، ص13.
191. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجى ایران در دوران پهلوى 1357 ـ 1300، نشر پیکان، تهران: 1377، ص‌ص‌ 154، 156.
192. همان، ص‌ص‌ 258، 283.
193. خبرگزاری، دهم تیرماه 1381.
194. همان، پنجم اردیبهشت 1380.
195. براى مطالعه‌ى بیشتر ر. ک: ساواک و دستگاه اطلاعاتى اسرائیل، عبدالرحمن احمدی، انتشارات مؤسسه‌ى مطالعات و پژوهش‌هاى سیاسی، تهران: 1381.
196. افرایم سنیه، اسرائیل پس از سال 2000، ترجمه‌ى عبدالکریم جادری، انتشارات دوره‌ى عالى جنگ دانشکده‌ى فرماندهى و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران: بی‌تا، ص104.
197. اظهارات شیمون پرز در سفر به امریکا به نقل از خبرگزاری، هفده اردیبهشت 1380.
198. سید جمال حسینی، تهدیدها و مشکلات ارتش اسرائیل، مجله‌ى نگاه، سال اول، شماره 6، شهریور 1379، ص20.
199. خبرگزاری، بیست و دوم مهرماه 1382.
200. مسعود آریایی، بررسى نظام فکرى ـ تبلیغاتى رهبران اسرائیل نسبت به ایران، فصلنامه‌ى مطالعات خاورمیانه، انتشارات مرکزى پژوهش‌هاى علمى و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، سال نهم، شماره‌ى چهارم، زمستان 1381، ص‌ص‌ 120 تا 125.
201. حمید فرهادى نیا و جمال حسینی، همان، ص18.
202. افرایم سنیه، همان، ص44.
203. ماهنامه‌ى موعود، سال هفتم، شماره‌ 41، بهمن و اسفند 1382، ص30.
204. افغانستان، جاده‌ى رژیم صهیونیستى جهت ضربه زدن به ایران و پاکستان، ‌نشریه‌ى نداء القدس، سال سوم، شماره 63، اول فروردین 1381، ص4.
205. خبرگزاری، پانزدهم شهریور 1382.
206. افرایم سنیه، همان، ص‌ص‌ 108 و 109.
207. محقق و پژوهشگر.
208. ـ دکتراى علوم سیاسی‌
209. وصیت نامه‌ى سیاسى الهى امام خمینى (ره)، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، تهران‌: 1368، ص‌ص 11، 12.
210. نیکى آر کدی‌، نتایج انقلاب ایران‌، ترجمه‌ى مهدى حقیقت خواه‌، ققنوس‌، تهران‌: 1383، ص90.
211. حمید میرزاده و سید شمس الدین حسینی‌، آمار سخن می‌گوید، بی‌نا، تهران‌، 1378، چاپ دوم‌، ص8.
212. نیکى کدی‌، نتایج انقلاب ایران‌، ص‌ص 90 و 91.
213. نیکى کدی‌، همان‌، ص‌ص 92، 93.
214. نیکى کدی‌، همان‌، ص96.
215. همان‌، ص136.
216. ر.ک یرواند آبراهامیان‌، ایران بین دو انقلاب‌، ترجمه‌ى احمد گل‌محمدى و محمد ابراهیم فتاحی‌، نشر نی‌، تهران‌: 1377، چاپ دوم‌، ص535.
217. خوانندگان براى مطالعه‌ى بیشتر پیرامون اوضاع اقتصادی‌، سیاسى و فرهنگى ایران در دوره‌ى پهلوى و خیانت‌هاى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى پهلوى به منافع ملى ما، رجوع کنند به کتاب ایران بین دو انقلاب‌، یرواند آبراهامیان‌، همان ص‌ص 538، 539
218. ر.ک نیکى کدی‌، ریشه‌هاى انقلاب ایران‌، ترجمه‌ى عبدالرحیم گرامی‌، نشر قلم‌، تهران‌: 1369، ص265.
219. یرواند آبراهامیان‌، همان‌، ص533.
220. هفته‌نامه‌ى Le Point، شماره 34، ماه مه 1973، ص‌ص‌108ـ100.
221. براى مطالعه پیرامون روابط تسلیحاتى ایران و غرب در دوره‌ى رژیم مشروطه‌ى سلطنتى پهلوى ر.ک: Military Balance، 1973، ص32، همچنین Middle East شماره‌ى 1و2، سال 1968، ص86 و Military Review، آوریل 1974 و نیویورک تایمز 17 و 18 مه 1974.
222. ر.ک یرواند آبراهامیان‌، همان‌، ص‌ص 552 و 553.
223. ایولاکوست‌، کشورهاى روبه توسعه‌، ترجمه‌ى غلامرضا افشارنادری‌، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی‌، تهران‌: 1370، ص15.
224. ر.ک‌. یوسف نراقی‌، توسعه و کشورهاى توسعه نیافته‌، شرکت سهامى انتشار، تهران‌: 1370، ص66.
225. گزارش ملى توسعه‌ى انسانى جمهورى اسلامى ایران‌ (1378) سازمان ملل متحد و سازمان برنامه و بودجه‌، تهران‌، آذرماه 1378، ص105.
226. سالنامه‌ى آمارى 1376، ص75.
227. وصیت نامه‌ى سیاسی‌ ـ الهى امام خمینی‌، همان‌، ص25
228. سرشمارى عمومى نفوس و مسکن 1375، ص85، سرشمارى عمومى نفوس و مسکن، 1365، ص‌100، سرشمارى عمومى نفوس و مسکن 1355، ص49.
229. سرشمارى شمارى عمومى نفوس و مسکن 1355، ص85.
230. در نگارش این مقاله به طور کلى از متون با ارزش زیر استفاده شده است:
الف) کرانه‌هاى نور، بررسى 173 دستاورد انقلاب اسلامی، 2 جلد، تألیف مؤسسه‌ى فرهنگى قدر ولایت، نشر مؤسسه‌ى فرهنگى قدر ولایت، تهران: 1382.
ب) 92 دستاورد انقلاب اسلامی، تدوین و تنظیم مؤسسه‌ى فرهنگى قدر ولایت، انتشارات معاونت فرهنگى ستاد مشترک سپاه، اداره‌ى تبلیغات تهران: 1382.
پ) 25 گفتار پیرامون انقلاب اسلامی، تهیه و تدوین معاونت پژوهش و برنامه‌ریزى شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامی، نشر هماهنگ، تهران: 1382.

دسته ها : فجر انقلاب
جمعه چهارم 11 1387
X