صفحه ها
 
 
 
 
 
دامنه های وب
 
 
 
 
 
 
لينك ثابت
 
 
 
 
 
لینک دوستان
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ
 
 
تعداد بازدید : 6290
 
تعداد نوشته ها : 354
 
تعداد نظرات : 114
 
 
 
 
Rss
 
 
 
 
 
طراح قالب
 
موسسه تبیان
 
 
 
 
و فدیناه بذبح عظیم (ویژه نامه عید سعید قربان)4
 


«عید قربان»، جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است.
فصل «قرب» یافتن مسلمانان به خداوند، در سایه «عبودیت» است.
عید قربان، فصل فدا کردن «عزیز»ها در آستانِ «عزیزترین» است، یعنى «خدا».
عید قربان، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگانِ «مؤمن» و «مسلم» و «مطیع» است.
براى اولیاء اللّه، عید قربان «جامع الشواهد» صدق در گفتار و کردار و ادّعا و عمل است، تا در راه خواسته «دین»، از تمنّاى «دل» بگذرند و «خواسته ها» و «داشته ها» را فداى رضاى دوست کنند.
«قربانى» وسیله «قرب» به خداست و «عید قربان» روز تقرّب به پروردگار.
رها شدن از تعلّقات و ذبح کردن تمنیّات در پیش پاى اراده الهى، درس «قربانى» است.
باید تیغ اراده بر حنجر نفسانیات گذاشت.
«ذبح قربانى»، رمزى از ترک هواهاى نفسانى و روى آوردن به «رضاى الهى» است.
جوادمحدثی
 
دسته : مذهبی
تاریخ : شنبه 7/9/1388-7:18
 
 
 
 
وصیتنامه شهید احمد کاظمی
 

نمی‌دانم چه باید کرد، فقط می‌دانم زندگی در این دنیا بسیار سخت می‌باشد. واقعاً جایی برای خودم نمی‌یابم هر موقع آماده می‌شوم چند کلمه‌ای بنویسم، آنقدر حرف دارم که نمی‌دانم کدام را بنویسم، از درد دنیا، از دوری شهدا، از سختی زندگی دنیایی، از درد دست خالی بودن برای فردای آن دنیا، هزاران هزار حرف دیگر، که در یک کلام، اگر نبود امید به حضرت حق، واقعاً چه باید می‌کردیم. اگر سخت است، خدا را داریم اگر در سپاه هستیم، خدا را داریم اگر درد دوری از شهدای عزیز را داریم، خدا داریم. ای خدای شهدا، ای خدای حسین، ای خدای فاطمة زهرا(س)، بندگی خود را عطا بفرما و در راه خودت شهیدم کن، ای خدا یا رب العالمین.

راستی چه بگویم، سینه‌ام از دوری دوستان سفر کرده از درد دیگر تحمل ندارد. خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوار هستم. خداوندا خود می‌دانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهیدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را باید تحمل کنم. ای خدای کریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و کریم، تو کمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

گرچه بدم ولی خدا تو رحم کن و کمک کن. بدی مرا می‌بینی، دوست دارم بنده باشم، بندگی‌ام را ببین. ای خدای بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا می‌کنم، از روی سرکشی نیست. بلکه از روی نادانی می‌باشد. خداوندا من بسیار در سختی هستم، چون هر چه فکر می‌کنم، می‌بینم چه چیز خوب و چه رحمت بزرگی از دست دادم. ولی خدای کریم، باز امید به لطف و بزرگی تو دارم. خداوندا تو توانایی. ای حضرت حق، خودت دستم را بگیر، نجاتم بده از دوری شهدا، کار خوب نکردن، بندة خوب نبود،... دیگر...

حضرت حق، امید تو اگر نبود پس چه؟ آیا من هم در آن صف بودم. ولی چه روزهای خوشی بود وقتی به عکس نگاه می‌کنم. از درد سختی که تمام وجودم را می‌گیرد دیگر تحمل دیدن را ندارم. دوران لطف بی‌منتهای حضرت حق، وای من بودم نفهمیدم، وای من هستم که باید سختی دوران را طی کنم. الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهدای عزیز و همة بندگان خوبت قسم می‌دهم، شهادت را در همین دوران نصیب بفرمایید و توفیق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهیدم برسم، انشاء الله تعالی.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

برای شادی روحش صلــــــــــوات

*منبع:ahmad-kazemi.blogfa.com

دسته : مذهبی
تاریخ : شنبه 7/9/1388-7:16
 
 
 
 
آثار و خواص تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها
 
فضیلت تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام:
امام باقر علیه السلام دراین باره مى‏فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشى، بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا علیهاالسلام عبادت نشده است. و اگر چیزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را به فاطمه علیهاالسلام اعطاء مى‏کرد.»

همچنین بسند معتبراز آنحضرت روایت شده که هر که تسبیح حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگوید و بعد از آن استغفار کند خداوند غفار او را بیامرزد و آن بر زبان صد{صد عدد} است و در میزان عمل هزار و شیطان را دور مى کند و خدا را خوشنود مى گرداند و نیز بسندهاى صحیح از حضرت امام صادق کاشف حقایق صلوات الله و سلامه علیه منقول است که هر که بعد از نماز تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را بگوید پیش از آنکه پاها را از هیئت نماز بگرداند آمرزیده شود و بهشت بر او واجب گردد.

 حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، درباره دعا وتسبیح پس از نمازهای واجب فرمودند: «ان فضل الدعاء و التسبیح بعد الفرائض على الدعاء بعقب النوافل، کفضل الفرائض على النوافل؛ فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبات است.» 

امام صادق علیه السلام نیز به فضیلت تسبیح بعد از نمازهاى واجب چنین اشاره کرد: «من سبح تسبیح فاطمه الزهراء علیهاالسلام قبل ان یثنى رجلیه من صلاة الفریضه، غفر الله له؛ هر کس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا علیهاالسلام را به جا آورد، قبل از این که پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏شود.»

و در حدیثى دیگر فرمود: «من سبح تسبیح فاطمه علیهاالسلام، فقد ذکر الله الذکر الکثیر؛ کسى که تسبیح فاطمه زهرا علیهاالسلام را بگوید، خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»

روزى امام صادق علیه السلام ابو هارون را مخاطب ساخت و از تعلیم تسبیح حضرت فاطمه به کودکان سخن گفت: « یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمة علیهاالسلام کما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد شقى؛ اى ابو هارون، ما تسبیح فاطمه علیهاالسلام را به فرزندان خود سفارش مى‏کنیم همچنان که آنها را به نماز توصیه مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن. زیرا هر بنده‏اى که بر آن مواظبت و مداومت کند، از شومی عاقبت نجات می یابد و عاقبت به خیر میشود.»

در جاى دیگر حضرت از فضیلت تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام در مقابل نمازهاى مستحبى چنین یاد کرد: «تسبیح فاطمة علیهاالسلام فى کل یوم فى دبر کل صلاة احب الى من صلاة الف رکعة فى کل یوم؛ تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام در هر روز، به دنبال هر نماز، نزد من از هزار رکعت نماز (مستحبى) در هر روز، محبوب‌تر است.»

در تسبیح فاطمى علیهاالسلام، انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف مى‏کند و به ناتوانیش به درگاه الهى بارها اقرار مى‏کند.

امام هادى علیه السلام فرمود: «انا اهل البیت عند نومنا عشر خصال: الطهارة، ... و تسبیح الله ثلاثا و ثلاثین و تحمیده ثلاثا و ثلاثین، و تکبیره اربعا و ثلاثین ...؛ ما اهل‌بیت ‏به هنگام خواب ده کار را انجام مى‏دهیم: وضو گرفتن، ... و گفتن سى و سه مرتبه «سبحان الله‏»، و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏»، و سى و چهار مرتبه «الله اکبر» و ...»

در زیر برخی دیگرى ازخواص تسبیحات آن حضرت که در روایات آمده است را می خوانید: ناکام و ناامید نشدن، دور کردن شیطان ، برطرف نمودن سنگینى گوش ، باعث ‏سنگینى اعمال، موجب خشنودى خداوند و رفتن به بهشت مى‏شود.


معنای تسبیح حضرت زهراعلیهاالسلام

معنای الله اکبر:

در تسبیح فاطمى علیهاالسلام، انسان با گفتن «الله اکبر» به بی نهایت بودن عظمت و بزرگی خداوند و اینکه این عظمت وصف و درک نمیشود اعتراف مى‏کند .

جمیع بن عمیر گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم، حضرت از من پرسید: جمله «الله اکبر» یعنى چه؟ گفتم: یعنى خدا از همه چیز بزرگتر است، حضرت فرمود: مطابق این معنى، خدا را چیزى تصور کرده و سپس مقایسه با سایر اشیاء کرده‏اى و او را بزرگتر از آن چیزها تصور نموده‏اى. عرض کردم: پس معنى الله اکبر چیست؟ حضرت پاسخ داد: معنایش این است که؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگتر از آن است که توصیف گردد.»

معنای الحمدلله:

امام صادق علیه السلام به فضیلت تسبیح بعد از نمازهاى واجب چنین اشاره کرد: «هر کس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا علیهاالسلام را به جا آورد، قبل از این که پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏شود.»

حضرت امام خمینى؛ در باب حمد مى‏فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است که، کسى که بگوید: الحمدلله، شکر خدا را ادا کرده؛ چنانچه [امام صادق علیه السلام] فرمود: شکر هر نعمتى، و اگر چه بزرگ باشد این است که حمد خداى عزّ و جلّ کنى.»

و ... [امام صادق علیه السلام] فرمود: ... کمال شکر گفتن فرد این است؛ الحمدلله رب العالمین . ... و در حدیثى حماد بن عثمان گفت: بیرون آمد حضرت صادق علیه السلام، از مسجد و حال آن که گم شده بود مرکب آن حضرت. فرمود: «اگر خداوند آن را به من برگرداند، خدا را شکر مى‏کنم؛ شکری که حق اوست.» گفت درنگى نکرد تا آن که آن مرکوب آورده شد. پس فرمود: «الحمدلله‏». شخصی عرض کرد: «فدایت ‏شوم، آیا شما نگفتید که شکر خدا مى‏کنم، شکری که حق اوست؟»

فرمود: «آیا نشنیدى که من گفتم: الحمدلله.»

از این روایت کشف مى‏شود که حمد خداوند، شکر با زبان است.

معنای سبحان الله:

شخصى از حضرت على علیه السلام پرسید: معنى سبحان الله چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله‏» تعظیم مقام بلند و با عظمت‏ خدا و منزه دانستن او از آنچه که مشرکان مى‏پندارند است و زمانى که بنده این کلمه را مى‏گوید، همه فرشتگان بر او درود مى‏فرستند.»

در ثواب ذکر گفتن با تربت مقدس حضرت ابا عبدالله صلوات الله علیه:

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام با تربت امام حسین علیه السلام از مولایمان حضرت مهدی روحی فداه روایت ‏شده است که: هر که تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر براى او نوشته مى‏شود.

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که تسبیح تربت آن حضرت، ذکر مى‏گوید، بى ‏آن که آدمى ذکر گوید و فرمود که یک ذکر یا استغفار که با تربت ‏حضرت اباعبدالله علیه السلام گفته مى‏شود برابر با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود است. و اگر بى ذکر تسبیح را بگرداند به عدد هر دانه، هفت تسبیح براى او نوشته مى‏شود.

به روایت دیگر، اگر با ذکر تسبیح را بگرداند، به هر دانه چهل حسنه براى او نوشته مى‏شود.

روایت است که حوریان بهشت وقتى فرشته‏اى را مى‏بینند که به زمین مى‏آید از او درخواست مى‏کنند تا تسبیح و تربت ‏حضرت حسین علیه السلام را برایشان بیاورد.

پس خواهشاً به خودتون لطف کنید وهرگز این تسبیحات را بعد از هر نماز و در وقت خواب فراموش نکنید.

آیت الله شوستری دراین باره میفرمودند:
برهر سالکی واجب و لازم است که بعد از هر نماز این تسبیحات و دعای اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن... را بخواند.!!!؟؟؟

احادیث فوق را میتونید در منابع ذیل ببینید:

علل الشرایع ص366

کلیات مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمى، کتاب باقیات صالحات

شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) امام خمینى، ص‏417

اسرار و آثار تسبیح حضرت زهرا، علیرضا رجالى تهرانى

از هر معصوم چهل حدیث، محمد على کوشا، ص‏364

تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام، عدنان زعفرانى،

ماهنامه کوثر، شماره 8 ، اسماعیل محمدى .
دسته : مذهبی
تاریخ : شنبه 7/9/1388-7:13
 
 
 
 
نتیجه با خدا معامله کردن
 

یک قرآن دست نویس خودش داشت. ده سال و چهارده ماه و سه روز ، وقت صرف نوشتنش کرده بود. می‌گفت با پایان تحریر کتاب خدا، من هم به آرزوی خودم که شهادت در راه اوست خواهم رسید. توی قرآن دست نویسش نوشته بود: اگر می‌خواهی با خدا حرف بزنی نماز بخوان و اگر می‌خواهی خدا با تو حرف بزند قرآن بخوان و اگر می خواهی ارتباط دو طرفه و همزمان باشد، قرآن بنویس. یک ماه بعد از تمام شدن نوشتن قرآن، طبق پیش‌بینی خودش جام شیرین شهادت را سر کشید و به آرزوی دیرین خود نائل شد.

برای شادی روحش صلــــــــــوات

دسته : مذهبی
تاریخ : شنبه 7/9/1388-7:11
 
 
 
 
دجّال كيست؟
 
پرسش :

دجّال کیست؟


پاسخ :

در آغاز به ذکر چند نکته می‌پردازیم:
نکتة اول: تعریف دجال
دجال در لغت دَجَل به معنای روکش نمودن یک شئ است که باطن آن کم‌ارزش باشد ولی روی‌ آن زرق و برق داده یا طلاکاری کنند بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار می‌برند یعنی‌ آن شخص منافق، دروغگو و فریبنده است[1] البته معانی متعددی که گاه به ده معنا می‌رسد برای این واژه ذکر شده است، که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
نکتة دوم: پیشینة دجال:
تاریخچه دجال به قبل از اسلام برمی‌گردد در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است از آیات انجیل استفاده می‌شود که دجال به معنای دروغگو و گمراه کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[2] در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است و روایاتی در این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع شیعه موجود می‌باشد و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت می‌باشد.
نکته سوم:
مرحوم علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعة ارزشمند الامام المهدی با عنوان «تاریخ الغیبة الکبری» بحث مفصلی را به بررسی دجال اختصاص داده است ایشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول ضعف سندی دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌کننده واگذار نماید.
و بعضی از محققین دیگر ریشة تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با دجال به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم رجال سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود.[3]
به قول بعضی از محققین بزگوار[4] روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است مخصوصاً روایات دجال که بعضی از آنها به شخص حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌رسد و متعین است که بگوییم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به یک سلسه معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.
اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیة دجال به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد. و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
در مجموع می‌توان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به دجال وجود دارد.
1 . دجال شخصی: که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد.[5]
و در روایت دیگر آمده است در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دجال موجود بوده است و نامش عبدالله یا صائد بن صیه است. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و اصحابش به قصد دیدار او به خانه‌اش رفتند او مدعی خدائی بود عمر خواست او را به قتل برساند ولی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مانع شدند.[6]
قابل توجه است که محمد ابن یوسف گنجی در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل می‌کند که خود فرزند صائد دجال بودن خود را انکار می‌کند اشاره می‌نماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که می‌گوید: پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم پیامبر فرمود دجال وارد بر مکه و مدینه نمی‌شود ولی من در مدینه به دنیا آمدم و اکنون می‌خواهم به مکه بروم.
2 . دجال نوعی و سمبلیک:
علامه سیدمحمد صدر در این باره می‌فرمایند: مفهوم دجال سمبل پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهان‌بینی ماتریالیستی غرب است[7] و عده‌ای دیگر از بزرگان نیز دجال را نماد و سمبل می‌دانند و این نکته را نیز باید توجه داشت جدا از اینکه روایات دجال قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه شیعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند یا نه و با چشم‌پوشی از اینکه دجال شخصی است یا نوعی یک نظریة دیگری نیز دربارة دجال وجود دارد و آن اینکه دجال را بعضی جزء اشراط الساعه و علائم قیامت شمرده‌اند اگر این احتمال پذیرفته شود پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد خصوصاً که بعضی روایات این برداشت را تأیید می‌نمایند از جمله روایتی از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ که ده نشانه قبل از وقوع قیامت را شمارش می‌فرمایند از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر این رایت نقل شده است.[8]
نکته بعدی: محل خروج دجال است که در روایات مکانهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت می‌رسد که در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌کنند بعضی قائلند که به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم و جهت مطالعه بیشتر و جزئیات وارده در این موضوع را می‌توان به منابعی که در ذیل معرفی می‌گردد رجوع فرمایید.
1 . تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص 599 به بعد.
2 . مهدی منتظر، مجمدجواد خراسانی، ص 274، چاپ 79.
3 . علائم ظهور، محسن همتی.
4 . نشانه‌های یار و چکامه انتظار، مهدی علیزاده، ص 57.
5 . نگرشی بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدی (عج)، علی اکبر عارف، ص 181.
قال الصادق ـ علیه السلام ـ :
لَو اَدرَکتُهُ لَخدمتُه ایّام حیاتی
اگر مهدی (عج) را درک می‌کردم، تمامی روزهای عمرم را به خدمت او می‌پرداختم.[9]

[1] . نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدی، علی اکبر عارف، چاپ شریعت، ص 181.
[2] . دادگستر جهان، ابراهیم امینی. ص 224، چاپ 78.
[3] . دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 225، چاپ 78.
[4] . تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ترجمة افتخارزاده، ص 643.
[5] . صحیح مسلم، ج 9، باب 1094، ح 1947.
[6] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج 52، ص 193، چاپ اسلامی.
[7] . نشانه‌های یار و چکامة انتظار، مهدی علیزاده، ص 67، به نقل از موسوعة امام مهدی، سید محمد صدر.
[8] . اثبات الهداة، شیخ حرعاملی، ج 7، ص 405و مختصر بصائر الدرجات، ص 202 و الغیبه طوسی، ص 426 و خصال شیخ صدوق، ج 2، ص 431.
[9] . غیبة نعمانی،‌ص 245.
تاریخ : چهارشنبه 29/7/1388-21:33
 
 
 
  • تعداد رکورد ها : 354